رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۱۰ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 22 August

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۸:۴۶
  • کد خبر : 4131
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : “ملی‌گراها” جایگزین “کردها” برای اردوغان خواهند شد؟
تحلیل شرایط سیاسی ترکیه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری

“ملی‌گراها” جایگزین “کردها” برای اردوغان خواهند شد؟

مقدمه: در اقتدار ۱۷ ساله حزب عدالت و توسعه در ترکیه یک حقیقت غیر قابل انکار وجود دارد و آن نیز حمایت‌های قابل توجه از رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه توسط کردهای این کشور است. در پیروزی های حزب عدالت و توسعه در انتخابات های ۲۰۰۲، ۲۰۰۷، ۲۰۱۱ و ۲۰۱۴ میلادی در […]

مقدمه: در اقتدار ۱۷ ساله حزب عدالت و توسعه در ترکیه یک حقیقت غیر قابل انکار وجود دارد و آن نیز حمایت‌های قابل توجه از رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه توسط کردهای این کشور است. در پیروزی های حزب عدالت و توسعه در انتخابات های ۲۰۰۲، ۲۰۰۷، ۲۰۱۱ و ۲۰۱۴ میلادی در انتخابات ادوار مختلف ترکیه کردها همواره نقش کلیدی داشته و همواره علی رغم تمام افت و خیزهای صورت گرفته در منطقه از حزب عدالت و توسعه حمایت کردند. حزب عدالت و توسعه که از زمان روی کار آمدن در ترکیه نگاه ویژه ای به کردهای این کشور داشته و از پتانسیل های موجود در منطقه کردنشین به میزان بسیار بالایی برای ماندن در قدرت استفاده کرده است در چند سال اخیر با یک تغییر استراتژی روبه رو شده است که بسیار از کارشناسان امر سیاست این استراتژی را روی گردانی حزب عدالت و توسعه و شخص رجب طیب اردوغان از کردها و نزدیکی به جریان ملی گرای ترک حامی دولت باغچلی {از این جریان در ترکیه به جریان “اولکوچی ها” یا همان “بوزقورت” {گرگ های خاکستری} یاد می شود} یاد می‌کنند. در این مقاله تلاش خواهیم کرد تا به این سوال مهم پاسخ دهیم که آیا در کمتر از ۱ ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری و ۲۷مین دوره نمایندگی پارلمان ترکیه اردوغان و حزب عدالت و توسعه توانسته است این جریان ملی‌گرا را جایگزین کردها کنند یا خیر؟
حزب عدالت و توسعه که برای اولین بار در سال ۲۰۰۲ میلادی وارد عرصه انتخابات شده بود در منطقه کردنشین ترکیه با حمایت قابل توجهی روبه رو شده و توانست ۲۳ درصد از حمایت منطقه کردنشین را در اولین سال از تاسیس حزب خود به دست آورد. ماهیت اسلامی حزب عدالت و توسعه و تاکید بر این مسئله از سوی این حزب (با توجه به این که بر اساس تحقیقات صورت گرفته نیز بیشترین دیندارهای ترکیه در بخش شرق و جنوب شرق آناتولی حضور دارند این یک مولفه بسیار جدی برای کسب حمایت کردها از سوی حزب عدالت و توسعه شناخته می شود)، تاکید بر حل و فصل مسئله کردها، تاکید بر مقوله‌هایی همچون آزادی، برابری، تدریس زبان مادری، ایجاد تلویزیون به زبان کردی و در کل ایجاد فضای باز سیاسی برای کردها توانسته بود نگاه میزان قابل توجهی از کردهای ترکیه را به سمت این حزب بکشاند. توجهی که در سال ها و انتخابات بعدی نیز تکرار شده و به عنوان یک فاکتور تعیین کننده برای حزب عدالت و توسعه درآمد. به نوعی که حزب عدالت و توسعه در انتخابات ۲۰۰۷ در مناطق کردنشین ۳۶ درصد آراء، در انتخابات ۲۰۰۹ در مناطق کردنشین ۳۹ درصد آراء، در انتخابات ۲۰۱۱ در مناطق کردنشین ۳۹ درصد آراء و در انتخابات ۲۰۱۴ در مناطق کردنشین ۴۲ درصد آراء را توانست از کردهای ترکیه کسب کند. شاید این اولین باری بود که یک حزب غیر کردی در منطقه کردنشین با چنین محبوبیتی روبه رو می شد و می توانست اعتماد کردهای ترکیه را بدین گونه به دست آورد.
ولی حزب عدالت و توسعه بعد از سال ۲۰۱۴ و آغاز سال ۲۰۱۵ میلادی وارد یک فرآیند دیگری در عرصه سیاسی داخل ترکیه شد. فرآیندی که با اتمام روند مذاکرات صلح کرد – ترک آغاز شده و با عملیات های مرسوم به خندق علیه مواضع پ.ک.ک در داخل ترکیه ادامه پیدا کرده و با عملیات های برون مرزی این کشور بعد از موضع گیری های تند و شدید علیه رفراندوم کردستان عراق اکنون در کردستان سوریه علیه مواضع و دستاوردهای کردهای منطقه تحت عنوان عملیات های سپر فرات و شاخه زیتون صورت می گیرد.
قبل از پرداختن به موضوع اصلی مقاله بهتر است به این سوال پاسخ دهیم که چرا حزب عدالت و توسعه علی‌رغم رشد حمایت‌های قابل توجه در منطقه کردنشین ترکیه دست به سیاستی زد که کاهش آراء در بین کردهای ترکیه را به همراه داشت؟
در جواب به این سوال یکی از مهمترین و غیر قابل انکارترین فاکتورهای مطرح شده در این مقوله به وجود آمدن حزبی چپ‌گرا کردی تحت عنوان حزب دموکراتیک خلق‌ها بود؛ حزبی که در سال ۲۰۰۷ به صورت رسمی وارد عرصه انتخابات ترکیه شده بود کم کم در میان مردم کرد ترکیه محبوبیت فزاینده ای را به دست می‌آورد که حزب عدالت و توسعه دیگر توان کافی برای مبارزه با این حزبی که از دل مردم خود کرد ترکیه به وجود آمده بود را در خود نمی دید. حزب دموکراتیک خلق ها توانسته بود در انتخابات ۲۰۰۷ در مناطق کردنشین ترکیه ۴۱ درصد آراء، در انتخابات ۲۰۰۹ در مناطق کردنشین ۴۵ درصد آراء، در انتخابات ۲۰۱۱ در مناطق کردنشین ۴۷ درصد آراء و در انتخابات ۲۰۱۴ در مناطق کردنشین ۵۲ درصد آراء را از کردهای ترکیه کسب کند که در نهایت زنگ خطر را برای اردوغان و حزب عدالت و توسعه برای پیدا کردن یک آلترناتیو مناسب به جای همراهان دیرینه خود در منطقه کردنشین به صدا درآورد.
انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۴ میلادی در ترکیه اگرچه با پیروزی رجب طیب اردوغان، به پایان رسید و با تنها در نظر گرفتن آراء وی در مناطق کردنشین ترکیه در مقایسه با صلاح الدین دمیرتاش، نامزد کنونی حزب دموکراتیک خلق ها در انتخابات ۲۰۱۸، اردوغان در منطقه کردنشین شکست خورده انتخابات بود اردوغان با کسب ۴۱ درصد از آراء کردهای ترکیه در برابر ۴۷.۹ درصد صلاح الدین دمیرتاش اگرچه تماما محبوبیت خود را در مناطق کردنشین از دست نداده بود ولی با رقیبی بسیار جدید در منطقه روبه رو بود که در صورت عدم اتخاذ تدابیر پیشگیرانه روزهای سختی را پیش روی خود می دید.
آخرین زنگ خطر برای اردوغان و حزب عدالت و توسعه در انتخابات ۷ ژوئن ۲۰۱۵ این بار بسیار جدی تر از قبل به صدا درآمد و اردوغان را رو در رو با یک تصمیم بسیار جدی قرار داد. در انتخابات ۲۰۱۵ میلادی حزب عدالت و توسعه نه تنها شکست تلخی در منطقه کردنشین ترکیه از حزب دموکراتیک خلق ها خورد بلکه رقیب شرق و جنوب شرق خود را با کسب ۱۳ درصد از کل آراء بالاتر از حد نصاب ۱۰ درصدی انتخابات و در پارلمان ترکیه دید. حزب عدالت و توسعه که انتخابات ۷ ژوئن ۲۰۱۵ میلادی در مناطق کردنشین را ۲۶.۰۷ درصد در برابر ۶۷.۰۲ درصد حزب دموکراتیک خلق ها به طور کامل واگذار کرده بود؛ از تشکیل حکومت به صورت تک جانبه نیز محروم مانده بود و ۲ راه پیشرو داشت یا تشکیل حکومت ائتلافی و یا کشاندن ترکیه به انتخابات زودهنگام.
اردوغان و حزب عدالت و توسعه با انتخاب گزینه دوم دیگر از یاران قدیمی خود در شرق و جنوب شرق ترکیه در حد بالایی ناامید شده بودند. این را می توان در اقدامات نظامی علیه مناطق کردنشین ترکیه در ۵ ماه تا انتخابات زودهنگام و تغییر ادبیات سیاسی رهبران حزب عدالت و توسعه به سمت ملی گراهای ترکیه به طور واضح و آشکاری درک کرد. تغییر مواضعی که نه تنها برای حزب عدالت و توسعه در ۵ ماه ۵ میلیون رای به ارمغان آورد بلکه روندی را آغاز کرده بود که اکنون از آن تحت عنوان “ائتلاف جمهور” میان حزب عدالت و توسعه و حزب حرکت ملی ترکیه یاد می شود. اردوغان با نزدیکی به شخص دولت باغچلی، رهبر حزب حرکت ملی ترکیه توانست در عرض ۵ ماه نظر بسیاری از ملی گراهای ترکیه را به خود جلب کرده و رای ۴۰.۹ درصد انتخابات ژوئن را با ۴۹.۴۸ درصد در انتخابات نوامبر تغییر دهد و با ۳۱۷ کرسی نمایندگی بار دیگر حاکمیت مطلق در ترکیه را به دست بگیرد.
این سیاست در روزهای بعدی نیز میان اردوغان و باغچلی ادامه پیدا کرده و باغچلی با حمایت تام خود از تغییر قانون اساسی ترکیه در همه پرسی ۲۰۱۷ میلادی و قرار گرفتن در کنار اردوغان پیروزی هر چند شائبه برانگیز و شکننده را به همراه آورد. همکاری هایی که به اینجا محدود نمانده و با ائتلاف رسمی و تصویب شده در پارلمان ترکیه تحت عنوان ائتلاف جمهور در سیاست ترکیه قد علم کرد.
بپردازیم به سوال اصلی مقاله: آیا “ملی‌گراهای ترکیه” می‌توانند جایگزین مناسب “کردها” برای اردوغان باشند؟ قبل از پاسخ دادن به این سوال مهم و کلیدی باید در نظر داشت که تمام ملی گراهای ترک ترکیه تحت لوای دولت باغچلی، رهبر حزب حرکت ملی ترکیه نبوده و نیستند.
در ترکیه احزاب و حرکت های ملی گرای مختلفی وجود دارد که گاها و در این اواخر عمدتا دارای اختلافات عمیقی با یکدیگر نیز هستند. حزب سعادت ترکیه، حزب اتحاد بزرگ ترکیه و حزب خوب ترکیه که انشعابی از درون حزب حرکت ملی ترکیه می باشد سیاست های بسیار متفاوت و متناقض با یکدیگر را در این اواخر پیگیری کرده اند. بنابراین زمانی که از ملی گراهای حامی حزب عدالت و توسعه صحبت می کنیم صرفاً ملی گراهایی مدنظر است که هوادار حزب حرکت ملی ترکیه شخص دولت باغچلی به حساب می آیند که حتی در درون حزب حرکت ملی ترکیه در حال حاضر اختلافاتی در خصوص همکاری ملی گراهای این حزب با رجب طیب اردوغانی به وجود آمده است که سالیان طولانی تیغ تیز انتقادات خود را نثار همین حزب حرکت ملی ترکیه کرده است. هوادارانی که روند نزولی شان از سال ۲۰۱۵ آغاز شده و با شکاف های عمیقی که در داخل حزب با رهبری خانوم مرال آکشنر به وجود آمده بود به انشعابی از درون این حزب و تولد حزب خوب ترکیه انجامید.
با توجه به چند دستگی که در درون ملی گراهای ترکیه وجود دارد و سیاست های یک نواخت و قدیمی دولت باغچلی در درون حزب حرکت ملی ترکیه پیش از آن که مسئله ائتلاف این حزب با حزب عدالت و توسعه مطرح شود تضعیف این حزب در عرصه سیاسی ترکیه مطرح شده بود و تمام نظرسنجی های صورت گرفته متفق القول از ماندن زیر حدنصاب ۱۰ درصدی حزب حرکت ملی ترکیه درصورت عدم ائتلاف با حزب عدالت و توسعه سخن می گفتند. موضوع تضعیف حزب حرکت ملی ترکیه در رفراندوم قانون اساسی ترکیه خود را به خوبی نشان داد و دولت باغچلی علی رغم تمام حمایت ها از جبهه «آری» در رفراندوم حتی نتوانست هواداران خود را متقاعد به رای آری به رفراندوم کند. بنابراین زمانی که از آلترناتیو ملی گراهای ترک ترکیه به جای کردهای ترکیه برای رجب طیب اردوغان سخن گفته می شود بخش بسیار محدودی از هواداران دولت باغچلی و حامی حزب حرکت ملی ترکیه سخن گفته می شود که حتی در داخل این هواداران نیز بعد از انشعاب ها و تمام تصفیه های صورت گرفته هنوز هم حمایت کامل از اردوغان شکل نگرفته است. بنابراین ائتلاف جمهور برای متقاعد کردن آن بخش از ملی گراهای ترک حامی حزب حرکت ملی ترکیه کار بسیار سختی را پیش رو خواهد داشت. ملی گراهایی که اکنون برای اردوغان نقش کردهای سال های ۲۰۰۲، ۲۰۰۷، ۲۰۱۱ را بازی می کنند آزمونی بسیار سخت برای اردوغانی به وجود آورده اند که در صورت این که نتواند نظر آنان را جلب کند رویای ریاست جمهوری در ترکیه ای با سیستم ریاست جمهوری را از دست خواهد داد.
آخرین نظرسنجی هایی که توسط شرکت های نظرسنجی مختلف در ترکیه صورت گرفته است گواه این امر است که ملی گراهای حامی حزب حرکت ملی ترکیه به یک اجماع کامل به خصوص در انتخابات ریاست جمهوری در راستای حمایت از اردوغان نرسیده و از هر سه هوادرا حزب حرکت ملی ترکیه ۲ هوادار به اردوغان در انتخابات ریاست جمهوری رای نخواهند داد. رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه که به خاطر سیاست های دشمن گرایانه خود در چند سال اخیر حمایت های بخش عمده ای از کردها ترکیه را از دست داده است در کمتر از ۳۰ روز مانده به انتخابات هنوز نتوانسته است توجه کامل ملی گراهای ترکیه آن هم ملی گراهای حامی دولت باغچلی و حزب حرکت ملی ترکیه را به دست آورد.

محمد شریفی کرجان- کارشناس ارشد روابط بین الملل

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...