رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۷
  • الخميس ۹ محرم ۱۴۴۰
  • 2018 Thursday 20 September

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷ - ۱۱:۵۱
  • کد خبر : 4167
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : چرایی آشفتگی بازار ارز، سکه

در مقام نظر ارزش ارز یک کشور تا حدود زیادی بازتاب قدرت اقتصادی آن است اما ناهمزمانی بین تجارت پرسرعت ارز و سرعت پائین تر عملیات اقتصاد واقعی چنان چشمگیر است که – حداقل در برخی کشورها – موقعیت قطب ها معکوس شده است. به همین دلیل خوب است به‌خاطر داشته باشیم که در سالهای […]

در مقام نظر ارزش ارز یک کشور تا حدود زیادی بازتاب قدرت اقتصادی آن است اما ناهمزمانی بین تجارت پرسرعت ارز و سرعت پائین تر عملیات اقتصاد واقعی چنان چشمگیر است که – حداقل در برخی کشورها – موقعیت قطب ها معکوس شده است.
به همین دلیل خوب است به‌خاطر داشته باشیم که در سالهای ۹٨ – ۱۹۹۷ این اقتصاد ناکارآمد نبود که بازارهای مالی آسیا را نابود کرد، بلکه بازار ارز بود که اقتصادهای آسیایی را یکی پس از دیگری در هم کوبید.
بازارهای ارز تقریبا بی‌درنگ، به طور مشابهی جدا از اقتصادها، تنظیم کنندگان مقررات مالی را نیز پشت سر گذاشته‌اند .نتیجه فقدان همزمانی بازار ارز و اقتصاد واقعی کشورها، سیستمی است که خیلی‌ها آن را خطری برای تک تک کشورها و نیز برای اقتصاد دنیا می‌دانند .
بسیاری از اقتصادها و اقتصاددان‌ها هنوز در پذیرش این واقعیت تردید دارند که مبالغ هگفتی پول فقط به صورت صفر و یک موقت وجود دارد ومدام بدون دخالت انسان، برق‌آسا در شبکه‌های تجاری دیجیتال از گروهی به گروه دیگر حرکت می کند ( تافلر ـــ ثروت انقلابی)
افزایش قیمت دلاردر مقابل پول ملی کشورمان گرچه پدیده نام‌نوسی نیست و فعالان بازار و اقتصاد ما از این افزایش ناگهانی نرخ ارز را در سالهای اخیر به یاد دارند اما شواهد حاکی از تفاوت بنیادی مابین این افزایش نرخ ارز با موارد مشابه آن در دولتهای مرحوم هاشمی رفسنجانی، خاتمی و احمدی‌نژاد است علم کردن سازندگی و نامیدن دولت هاشمی به دولت سازندگی و تعریف کردن ردیفهای بودجه عمرانی فراوان و خارج از توان بودجه مصوب موجبات تهی شدن خزانه و نبود پشتوانه ارزی ونقدی انباشته توأم با فشارهای اقتصادی غرب موجبات افت ارزش تومان در برابر ارزهای خارجی ،علی الخصوص دلار امریکا را فراهم آورد در دولت اصلاحات باگشوده شدن درهای ارتباط اروپا بروی سیاست خارجه کابینه خاتمی و راه‌اندازی صندوق ذخیره ارزی درکنار تجربه نرخ رشد مناسب اقتصادی آنچه موجب افزایش نرخ ارز شد تومان بودن تورم و رشد اقتصادی که بااقدامات به‌موقع و حساب شده موجبات حفظ و حتی ارتقای قدرت خرید توده‌های مردم فراهم شده بود و لذا در آن برهه باوجود افزایش قیمت‌ها شاهد بسط وگسترش فقر در میان اقشار مختلف جامعه و افزایش ناگهانی بیکاری نبودیم دولت مهرورز احمدی‌نژاد با اتخاذ مواضع انعطاف‌ناپذیری در سیاست خارجه خود درهای خود را بر روی ارتباط با جهان غرب بست رئیس دولت مهرورز با اعلام نکته نظرات خود و تشریح مواضع فکری خود در ضدیت با جهان غرب و نفی خواستگاه فکری و سیاسی آنان ضرورت اتحاد و همبستگی آنان را در تقابل با ایران و سیاست های اعلامی دولت ایران برای آنان بصورت یک سیاست و تصمیم موجه درآورد این بود که در ادامه آن روند چنان چه همگی شاهد یک اجماع بین‌المللی در اتخاذ مواضع سخت‌گیرانه در قبال جمهوری اسلامی ایران و اعمال تحریم‌های سخت‌گیرانه از طرف امریکا و همپیمانان اروپایش برعلیه جمهوری اسلامی ایران بودیم؛ تحریم‌هایی که تمام زیرساخت‌های تجاری و صنعتی و بیمه و نقل و انتقال پول و طلا وحتی تامین دارو را با بیرحمی هرچه تمامتر هدف قرار داده بود افزون بر این تعریف ردیف های بودجه ایی عمرانی خارج از توان دولت بهمراه نشت و خروج قسمت‌هایی از بودجه مصوب تحت عنوان فساد مالی در لایه‌های مختلف مدیریت کشوری و بانکی با رقم اختلاس‌های نجومی و خروج مبالغ هنگفت ارز از کشور و دریک کلام همراهی سیاست خارجه نسنجیده و بد مدیریتی و نابسامانی اقتصادی داخلی زمینه سقوط ارزش پول ملی را فراهم ساخت در ادامه مردم زجر دیده ازلحاظ اقتصادی با انتخاب جناب روحانی کاندیدایی که در تبلیغات خود کلید را به عنوان نماد گشایش و وسیله باز کردن هر در بسته‌ایی علم کرده بود در صدد صدور پیام آشتی با جهان و نشان‌دادن روحیه صلح‌طلبی و آرامش دوستی ایران و ایرانی برآمدند لذا از ماموریت‌های اصلی دولت تدبیر و امید بازسازی وجهه‌ی سیاست خارجه کشور در عرصه بین‌المللی و اقدام هوشمندانه در راستای رفع تحریم‌ها و سامان‌دهی نسبی وضع اقتصادی و معیشت مردم بود که الحق والانصاف دستگاه دیپلماسی با مدیریت ظریف توانست با حوصله و تیزبینی خاص سیاسی باتصویب برجام، گامی اساسی در راستای گشایش درهای ارتباط سیاسی با جهان خارج و گشایش درهای تجارت جهانی و فروش نفت و وصول ارز حاصل از صادرات نفت از مجاری قانونی، همچنین وصول مبالغ چشم‌گیری از سرمایه دلاری بلوکه شده کشور از طرف سیستم بانکی امریکا بعد ازگذشت چند دهه خصومت اقتصادی بردارد روندی که در جران بودهمه و همه نشان از تدبیر اثر بخش توامان دولت درعرصه اقتصاد و سیاست یعنی آنجا که مشکلات سیاست های نسنجیده گریبان اقتصاد کشور و اشتغال هموطنان و ارتزاق شهروندان را گرفته بود که میرفت بارقه های امید خود را به ایرانیان بنمایاند که در این اثنا تهدیدهای ترامپ به خروج از برجام و برگشت تحریمها متاسفانه در مدت کوتاهی با افزایش ناگهانی نرخ ارز تمام امیدها را بسان حباب‌هایی واهی و سرابی غلط انداز آنهم در فاصله ایی نزدیک نمایاند. سوال اینجاست که به راستی ارزش برجام از لحاظ سیاسی کدام است؟ آیا توافق ایران با گروه۱ +۵ که پس از کش و قوس‌های فراوان و در بازه زمانی نسبتا طولانی حاصل شد با اعلام خروج یک طرفه امریکا در یک آن فرو ریخت؟ وزن سیاسی و قابلیت اقتصادی اروپا و روسیه و چین چند است؟ در حالی که برجام بدون امریکا میرود به سندی تاربخی فاقد اعتبار تبدیل شود و کارایی خود را از دست بدهد.اگر اروپا، روسیه و چین فاقد هرگونه اثری در سیاست و اقتصاد بین‌المللی هستند چه اصراری بر حضورشان در برجام بود؟
اگر اروپا، روسیه و چین هم در تعادل بخشی به سیاست و اقتصاد جهانی صاحب وزن و قواره حائز اهمیت هستند چه باکی از خروج امریکا از برجام هست؟ با وقوف به بزرگی اقتصادی امریکا و نقش تعیین کننده آن کشور در سیاست جهان نمی‌توان نقش و توانایی و قابلیت‌های هرکدام از کشورهای انگلیس، فرانسه، آلمان روسیه و چین را در عرصه جهانی سیاست و اقتصاد نادیده گرفت بنابراین جهت تبیین چرایی تاثیر مخرب و سست کننده خروج امریکا از برجام بر اقتصاد و سقوط ارزش پول ملی کشور دلایل چندی را که مربوط به دید و بینش مدیران و تصمیم گیران کشور نسبت به امریکا و بزرگی امریکاست نمی توان نادیده انگاشت مسوولانی که علی‌رغم اعلام‌های رسانه‌ایی خود مبنی بر هیچ بودن امریکا و توانایی‌های آن کشور امریکا را در تعیین سود یا زیان‌دهی کلان شرکت‌ها و موسسات مالی خود تعیین کننده‌ترین و حتی تنها تعیین‌کننده میدان سیاست و اقتصاد جهان می‌دانند. سیاست و اعلام دوگانه‌ایی که در مدت چند دهه سودش عاید برخی بزرگان عرصه سیاست و مدیریت کشور که خود همزمان ذینفع در بنگاه‌های بزرگ تجاری – مالی کشور بوده‌اند شده است و زیانش را بازرگانان و تجار و تولید کنندگان رده‌های پایین متحمل شده‌اند و اکنون به جرات می‌توان گفت سقوط ناگهانی ارزش پول ملی از یک طرف به عقب‌نشینی آنها از این پیکار طاقت فرسا و کم سودبرای خودشان و خالی کردن میدان تولید اقتصاد ملی کشور از طرف آنها و هدایت سرمایه های خود به مسیر های امن و پر بازده واز طرف دیگر کمبود بی سابقه و طولانی مدت و بی دلیل دلار در بازار ارز کشور است از آنجایی که اقتصاد کشور اقتصادی دولتی است وسهم دولت در اقتصاد بسیار بیشتر از سهم بخش خصوصی است طبق روال معمول بازار ارز در زمانهایی متناوب و مشخص با تزریق ارز از طرف دولت به بازار، هم نقش تعیین کننده دولت در تعیین قیمت ارز و هم قیمت ارز دربازار مشخص می شد اما با پیش آمدن اختلال در روندعرضه دلار به بازار از طرف دولت و حتی به گفته برخی از صرافان مسدود شدن کانال تغذیه بازار ارز از طرف دولت به یکباره تعیین کنندگی و مدیریت را از دولت سلب کرده و لذا قیمت ارز در بازار شناور و از طریق نسبت عرضه و تقاضا مشخص خواهد شد بدیهی است که بازار در برابر کمبود طولانی مدت ارز تاب نخواهد آورد و اقتصاد کشور علی الخصوص تولید توان سرپا ماندن با این وضعیت رانخواهد داشت حال سوال مهمتر این است که تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر داخلی بانی این وضعیت (مکمل تصمیمات و تسریع کننده اثر بخشی اقدامات خصمانه امریکا در داخل) دولت است یا گروه و جریان دیگری که بر دولت سیطره دارد؟ در هر حال مسوولیت وضع موجود و مدیریت آن متوجه دولت است و انتظار مردم هم متوجه دولت و در راس آن شخص رایس جمهور است و چه بسا اگر هرچه سریعتر چاره‌اندیشی سیاسی و اقتصادی نشود دولت را ناچار به ورشکستگی اقتصادی خواهد کرد؛ رویدادی که می‌تواند در زمینه‌های دیگر هم سایر دستاوردهای ملی را باتهدیدات جدی مواجه کند.

هادی محمدیان

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...