رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷
  • الأحد ۹ ذو القعدة ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 22 July

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۴
  • کد خبر : 4173
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : بعد از تجربه راست و چپ، رویکرد «سوم» کردستان را به کدام سو می‌برد
گفت‌وگوی اختصاصی روژان با بهمن مرادنیا؛ استاندار کردستان

بعد از تجربه راست و چپ، رویکرد «سوم» کردستان را به کدام سو می‌برد

کردستان قبل از انقلاب به علت ماهیت خاندان پهلوی و رویکرد کینه‌توزی به کورد و بعد از انقلاب به علت بروز تنش‌های داخلی اوایل انقلاب، تسلط دیدگاه‌های تنگ‌نظرانه بر مدیریت مناطق کوردنشین تا پایان دهه شصت و ضعف مدیریتی بعد از دهه شصت از کاروان توسعه ایران بازماند و امروز رتبه اول بیکاری، رتبه اول […]

کردستان قبل از انقلاب به علت ماهیت خاندان پهلوی و رویکرد کینه‌توزی به کورد و بعد از انقلاب به علت بروز تنش‌های داخلی اوایل انقلاب، تسلط دیدگاه‌های تنگ‌نظرانه بر مدیریت مناطق کوردنشین تا پایان دهه شصت و ضعف مدیریتی بعد از دهه شصت از کاروان توسعه ایران بازماند و امروز رتبه اول بیکاری، رتبه اول فقر و رتبه دوم طلاق کشور را به خود اختصاص داده و با افزایش روز افزون اعتیاد، ناهنجاری‌های اجتماعی، افزایش سن ازدواج، مهاجرت به خارج از کشور، افزایش حاشیه‌نشینی، خالی شدن روستاها، رشد افسردگی در میان جوانان دست و پنجه ‌نرم می‌کند.
منکر ارائه خدمات اخیر نیستیم و شاخص‌هایی مثل راه، آموزش، بهداشت و مخابرات در مقایسه با قبل از انقلاب رشد یافته است؛ اما با نیاز استان متناسب نبوده و مقایسه مناطق کوردنشین با سایر مناطق این واقعیت را به نمایش می‌گذارد که این خدمات یا شبیه به صدقه‌سری بوده و یا از روی مصلحت‌اندیشی‌های سیاسی است و کمتر تناسبی با مدل‌های توسعه‌گرایانه و عدالت مدیریتی دارد. به نظر می‌رسد در آستانه ورود به دهه چهلم انقلاب، ادامه این روند و توسل به شعار و وعده، دیگر کارساز نیست و امیدی به این روش‌ها در میان مردم باقی نمانده و کار به جایی رسیده که هیچ وعده‌ای موجب دلخوشی آنها نمی‌شود و تنها به عمل نمره می‌دهند، باید این واقعیت را قبول کرد که تحمل هم حدی دارد و تداوم این روش و بقای این وضعیت باعث آسیب‌دیدگی وحدت ملی و امنیت داخلی خواهد شد چون بی عدالتی در توسعه، بها ندادن به هویت فرهنگی و اصالت نژادی کورد و ندادن نقش تاثیرگذار به آنها در مدیریت و نداشتن جایگاه در هسته مرکزی قدرت باعث ناامیدی از داخل و گرایش به سمت خارج شده و امروزه دشمنان ایران با آغوش گرم از این رویکرد استقبال می‌نمایند.
پس بر ارکان قدرت کشور واجب است تا برای تغییر شرایط تدبیری جامع اندیشیده و به بازتعریف حوزه سیاسی، نظام قدرت، سیستم مدیریت و روند توسعه بپردازند و این را بدانند که ناموس هر ملتی اصالت نژادی، هویت فرهنگی و توسعه‌یافتگی همه جانبه بوده و برای حفظ آن دست به هر کاری می‌زنند.
در این شرایط نقش رسانه‌ها، استاندار، نمایندگان مجلس به ویژه نماینده ولی‌فقیه در صدر همه قرار دارد و باید با درک واقعیت و احساس مسئولیت ملی، شرعی و انسانی و با هماهنگی در این راستا گام بردارند تا کشور به درد عراق، ترکیه و سوریه مبتلا نگردد و شرایطی پیش نیاید که بنیانگذار فرهنگ و تمدن ایران و اصیل‌ترین ایرانی در زادگاه خود احساس غربت کند.
استانداران به عنوان عالی‌ترین مقام حاکمیت در مناطق کوردنشین بیش از همه باید احساس مسئولیت نموده و به هماهنگ کردن سایر عوامل بپردازند که اگر بومی باشد تکلیفش بسیار سنگین‌تر است که قبلا هم دو استاندار بومی داشتیم که هر کدام به فراخور خویش خدماتی داشتند و منصفانه است که اشاره کنیم به دستاورد محمدرضا رحیمی در راستای شکستن دیوار بی‌اعتمادی به کورد در مدیریت استان و به کارگماری مدیرانی جوان و پرتلاش و حمایت بی دریغ از آنها برای ایفای نقش آبروساز و به یاد آوریم دستاورد عبدالله رمضانزاده در شکوفایی سیاسی مبتنی بر پیگیری مطالبات کوردی و شکل دادن به نهادهای مدنی که در آخر این رویکرد کار دست‌شان داد و متاسفانه هر کدام به نوعی قربانی سیاستهای تنگ‌نظرانه برخی جریانات افراطی حاکم بر کشور شدند اما در لایه‌های واقعیت‌گرا و دموکرات‌منش حاکمیت هنوز به‌عنوان ظرفیتی از توانمندی فرزندان کردستان جایگاه خود دارند.
اکنون که چهره‌ای از دیار گروس که همواره خود را کوردی اصیل نامیده و در تاریخ برای کورد آبروداری کرده‌اند به استانداری برگزیده شده توقع بیشتری می‌رود تا بتواند از شرایط جدید در نظام قدرت استفاده نموده و فصل جدیدی از مناسبات کورد و حاکمیت و روند جدیدی از توسعه در کردستان را بنیان نهد و آن را تبدیل به تجربه‌ای زیبا در نگرش حاکمیت به کورد نماید.
روزنامه روژان که با دیدگاهی توسعه‌گرایانه و واقع‌بینانه به مناسبات سیاسی کشور وارد عرصه رسانه‌ای شده تمام تلاش خود را در راستای ایفای نقش مثبت در ارتقاء سطح کیفی روابط کورد و حاکمیت می‌نماید و در تلاش است تا با ایجاد پل ارتباطی منطقی و دموکراتیک بین کورد و حاکمیت در این زمینه نقش ایفا کند به همین منظور اولین دیدار خود را با استاندار انجام داد هرچند که دیداری کوتاه بود و مجال طرح تمام مسائل را نداد اما از استاندار قول گرفت که این رابطه تداوم داشته باشد. در این مصاحبه کوتاه ما شفاف پرسیدیم و او بی‌پرده پاسخ گفت؛ هرچند نمی‌توان محافظه‌کاری‌های وی و پاسخ‌های کوتاهش را که شاید ناشی از اقتضائات منصب دولتی اوست از نظر دور داشت. به هرحال تا این حدش هم هرچند قانع‌کننده نیست اما برای ما قابل درک است. امید که در دیدارهای بعدی بتوانیم ابعاد بیشتری از دیدگاه‌هایش را بازتاب دهیم؛ دیدگاهی که در نوع خود کم‌نظیر است. به ویژه آنجا که می‌گوید حاضر نیست مطالبات جناحی افراد را از سرمایه و اعتبار کردستان پرداخت کند. حاصل دیدار با مهندس بهمن مرادنیا اینک پیش روی شماست:

* در ابتدای شروع به کار به کرات گفتید که من مدیریت خویش را بر مبنای دوری جستن از مسائل جناحی تعریف نموده و به مطالبات غیر منطقی و مغایر منافع توسعه کردستان (متاثر از فعالیت در ستاد انتخابات آقای روحانی) پاسخ نخواهم داد اما بعدا متوجه شدیم که برخی از انتصابات به ستاد انتخابات دکتر روحانی تعلق گرفت، این مغایرت چگونه شکل گرفت؟
– قبل از هر مطلبی این را بیان کنم که دیدگاه من در این دوره استانداری دیدگاهی توسعه‌گرایانه بر مبنای دوری گزیدن از جناح‌بازی صرف و استفاده از تمام توانایی‌های برنامه‌ریزی و اجرایی افراد است؛ بر این اساس هر فردی که توانایی خدمت به توسعه کردستان و عشق به کار داشته باشد همکار من بوده و بدون توجه به جناح و گرایش سیاسی از وجودش بهره می‌گیرم و این رویکرد در اصل رویکرد کل حاکمیت و دولت تدبیر و امید در حوزه توسعه کردستان است.
علاوه بر این عادت دارم به شفاف بودن و دوری‌گزیدن از پنهان‌کاری. روز اول گفتم که مطالبات جناحی افراد را از سرنوشت کردستان پرداخت نمی‌کنم تا کنون هم همین طور عمل کرده‌ام و تا روز آخر مدیریتی‌ام همین روال ادامه خواهد داشت و معتقدم باید تمام جناح‌ها در کنار هم باشند تا هم وحدت ملی شکل بگیرد و هم کردستان رونق یابد. مغایرتی اگر مطرح می‌شود برمی‌گردد به برخی ذهنیت‌های بسته که واقعیات را تشخیص نداده و یا نادیده می‌گیرند چون قرار نیست هرکس که در ستاد انتخابات فعالیت کند به این دلیل از دایره مدیریت حذف گردد زیرا در بین این افراد بسیارند کسانی که دارای توانایی و تجربه بوده و از اهلیت اخلاقی مدیریت برخوردارند و باید به آنها پست داد، برای اثبات این ادعاها استناد می‌کنم به انتخاب چند مدیر که اصلا جناحی نبوده و یا به قول تنگ‌نظران در ستاد انتخابات رقبای دکتر روحانی فعالیت می‌کردند و امروزه دارند با تمام توان خدمت می‌کنند. هر فردی که انتخاب شده برای مدیریت تمام توانایی‌هایش به دقت مورد ارزیابی قرار گرفته و بعد از بررسی همه جانبه پست گرفته‌اند. در این جا این را نیز بگویم که به هیچ عنوان تحت تاثیر فضاسازی‌های مخرب و انحصارطلبانه قرار نخواهم گرفت؛ چون میزان عقب‌ماندگی‌های کردستان تاب مقاومت در برابر برخی موضع گیری‌های ضد توسعه‌ای ندارد. من به تاثیر مثبت انتقاد اعتقاد دارم و برای نقدهای کارشناسی احترام ویژه قایل بوده و آنها را در روند مدیریت استان لحاظ می‌کنم و هر کس دلسوز کردستان است باید به منافع شکوفایی استان فکر کند نه برخی منافع ناسازگار با مصلحت‌های آن.
* برخی از مدیران قبلی که دارای سوابق درخشان مدیریتی هستند و ضرورت دارد در روند توسعه کردستان نقش بازی کنند یا مورد بی توجهی قرار گرفته یا حاشیه نشین شده‌اند از جمله اردوان نوسودی، فرزین رحیمی، فردین شاکری، محمد رسولی و رضا شاملی که این واقعیت با آنچه که بیان کردید مغایرت دارد؛ آیا برنامه‌ای برای جذب این افراد دارید؟
– اولا منکر توانایی این افراد نیستم زیرا به علت اینکه سال‌ها در قالب کارشناس و نمایندگی مجلس فعالیت داشته‌ام و حاضر به همکاری با این افراد هستم و در مواردی با آنها ارتباط دارم، ثانیا برخی از این افراد در مدیریت وزارتخانه‌ها قرار دارند و در تهران به عنوان پشتوانه استان می‌توانند نقش بهتری بازی کنند و باید سعی کنیم که این روند گسترش یافته و تعداد بیشتری از آنها در این جایگاه‌ها قرار گیرند چون یکی از موانع توسعه استان نبود افراد تاثیرگذار در نهادهای تصمیم گیرنده مرکز است و پای کار کشاندن آنان در دستور کار من می‌باشد، ثالثا باید از طریق به کارگیری افراد جوان در مناصب مدیریتی اقدام به نیروسازی کنیم تا منابع انسانی توسعه تقویت گردد. در شرایط حاضر گاهی موارد با کمبود در این زمینه مواجه هستیم و نباید به مدیران فعلی قناعت نمود. رابعا برخی از این افراد تا کنون با بنده ارتباطی نگرفته‌اند. معتقدم کسی که توانایی مدیریت و برنامه‌ریزی داشته و دلسوز کردستان است نباید منتظر تعارف و دعوت من بماند و خود در این راستا پیش قدم شود و اگر از ما پاسخ نشنید حق گلایه و انتقاد دارد این را نیز بیان کنم که در چند روز اخیر مهندس رضا شاملی در یکی از پست‌های حساس استانداری مشغول به کار شد.
* نمایندگان مجلس به علت حضور در معادله قدرت و نظام قانون‌گذاری دارای تجارب و ارتباطات ویژه هستند و بعد از کنار گذاشته شدن و یا کنار رفتن می‌توانند منشاء خدمات خاصی به توسعه استان باشند اما در طول چند سال گذشته هیچ‌گاه از این ظرفیت در مدیریت کردستان استفاده نشد و در این دوره هم این موضوع تکرار گردید، علت چیست؟
– واقعیت امر این است که بالا بودن ظرفیت نمایندگان قبلی و نقش سازنده آنان در توسعه جای انکار ندارد چون خود من هم نماینده بوده‌ام؛ اما چند موضوع را در این خصوص بیان کنم، 1- باید از این ظرفیت برای اخذ منابع و حمایت‌های متمرکز در مرکز استفاده کرد و این افراد در مناصب بالای دولت و مجلس جای داده شوند از جمله دفتر رئیس جمهور، وزرا و نهادهای دیگر تا بتوانند نقش پشتوانه را بازی کنند چون تجربه‌ این امر را در توسعه استان داریم و افرادی از میان نمایندگان قبلی که در مرکز پست گرفتند توانستند کمک‌های سازنده به مدیریت استان بکنند.2- تعدادی از این افراد حاضر به بازگشت نیستند 3- در مواردی برخی نمایندگان فعلی به علل مختلف با حضور این افراد در مدیریت استان مخالف هستند و اگر این افراد به استان بیایند ممکن است حاشیه‌هایی ایجاد شود که من به شدت مخاف حاشیه‌سازی هستم زیرا ما را از انجام کار باز می‌دارد. 4- برخی از نمایندگان قبلی به علت قرار گرفتن در مدار جناحی حاضر به همکاری با ما نیستند، اما من برنامه استفاده از این ظرفیت را در دستور کار دارم و با برخی از این عزیزان که تمایل به کمک دارند ارتباط داشته و سعی دارم تا از این طریق منابعی را به استان بیاورم.
* یک رویه در مدیریت ارشد استان وجود دارد و آنهم این است که به محض شروع کار یک دولت افراد نزدیک به ستاد انتخابات در هسته مرکزی استانداری قرار می‌گیرند که در مواردی جای افراد توانمندتر را می‌گیرند و توقع بود تا این رویه در مدیریت جنابعالی حذف شود؛ اما با همان قوت قبلی ادامه یافت، علت این موضوع چیست؟
– نباید حضور درستاد انتخابات سبب انکار توانایی افراد شود و این را وسیله‌ای برای حذف قرار داد همچنین نباید حضور در ستاد را تنها وسیله سپردن پست به افراد دانست؛ زیرا فرد بر اساس تفکر و نزدیکی دیدگاه در ستادهای انتخابات فعالیت می‌نماید و این حق ویژه برای افراد ایجاد نمی‌کند تنها معیار من برای سپردن پست به افراد توانایی مدیریت و اهلیت اخلاقی بوده و در این راستا تصمیم می‌گیرم. برخی مدیران در دوره قبلی مقاماتی در استانداری داشتند که بعد از تشخیص این معیارها در جایگاه قبلی ابقاء شدند و هرگاه افرادی بهتر از آنان پیدا شود بدون شک جابه‌جا خواهند شد. من هم این سوال را دارم چرا افراد مدیر و مجرب که جان در گرو توسعه کردستان داشته و منشاء خدمات بزرگی بوده‌ و هیچ ضعف و تخلفی نداشته‌اند قربانی دیدگاه‌های تنگ‌نظرانه شده و استان را از توانایی‌هایشان محروم کنیم؟
* در تمام جلسات گلایه و انتقادات شدیدی از برخی مدیران ادارات و بانک‌ها دارید و مرتب می‌گویید هر کس همراه نباشد از کار برکنار می‌شود؛ علت این گلایه‌ها چیست و آیا در این مدت توانسته‌اید روند توسعه و مدیریت را چابک کنید؟
– موضوع برخی کم کاری‌ها و عدم همراهی در تمام کشور وجود دارد اما در کردستان از شدت بیشتری برخوردار است و تا این موضوع حل نشود امید چندانی به پیشرفت مورد نظر نیست. ریشه برخی از این مسائل در محدودیت‌های قانونی قرار دارد که اختیارات مدیر را کم می‌کند. منشاء دیگر برمی‌گردد به محدودیت‌های مالی و بودجه‌ای دولت و در برخی موارد هم به دلیل ترس‌های ناشی از احتمال تحت تعقیب قرار گرفتن توسط مراجع نظارتی مدیر حاضر به ریسک نیست. من از روز اول که آمدم اعلام کردم که در تمام شرایط در کنار مدیران فعال خواهم بود و از تمام توان برای حمایت از آنها در موارد احتمالی استفاده می‌کنم و تا آخر هم بر این عهد پایبندم و در این مدت توانستیم از طریق جابه‌جایی برخی مدیران و ایجاد همکاهنگی بیشتر بین تمام ارگان‌ها و کسب حمایت‌های مالی و غیر مالی دولت و نهادهای نظارتی روند توسعه را چابک‌تر نماییم و در وضعیت بهتری هستیم زیرا امور مربوط به شکوفایی کردستان سریع‌تر پیش می‌رود که اگر این روند همچنان پیش رود استان تبدیل می‌شود به کارگاه عمرانی و اشتغال‌سازی.
* نمایندگان مجلس یکی از ظرفیت‌های قدرتمند توسعه هستند اما این امر مشروط است به وجود رابطه و هماهنگی بین مدیریت استان و نمایندگان، آیا این فضا ایجاد شده است؟
ما هم به قدرت نمایندگان مجلس در مدیریت کشور و لابی‌گری برای کسب منابع توسعه واقفیم و اعتقاد کامل به ایجاد رابطه گرم و هماهنگی کامل بین مدیریت و نمایندگان دارم و در این راستا تمام توان خود را به کار می‌گیرم. آن سوی موضوع هم نمایندگان هستند که واقعا دلسوز استان بوده و حاضر به هر نوع همکاری می‌باشند و در حال حاضر همراه با دولت برای کردستان تلاش می‌کنند.
* آیا تا کنون پیش آمده که توقع یک نماینده و یا انتقادش سبب بروز کدورت در روابط آنها با مدیریت استان شده باشد؟
– نماینده وکیل مردم بوده و دولت باید جایگاه آنان را به رسمیت شناخته و پذیرای انتقاداتشان باشد؛ در کنار این موضوع نمایندگان هم باید جایگاه مدیران دولتی را به رسمیت شناخته و با آنها هماهنگ بوده و آنان را حمایت کنند که این امر در استان وجود دارد. در این 9 ماه که من مدیریت استان را به دست گرفته‌ام تا کنون هیچ توقعی خارج از منافع توسعه نداشته و همواره در کنار مدیریت کردستان بوده و خدماتی شایان نموده‌اند.
* باتوجه به مشغله زیاد کاری، آیا فرصت مطالعه دارید؛ روزنامه می‌خوانید؛ کارکرد روزنامه روژان را چگونه می‌بینید؟
از هر فرصتی برای مرور اخبار رسانه‌ها استفاده می‌کنم و روژان را هم معمولا می‌بینم. یکی از عوامل موثر بر روند توسعه همه‌جانبه و پایدار، رسانه‌ها هستند اما این منوط است به میزان منطقی بودن رویکرد و توسعه‌گرا بودن کارکرد رسانه‌ها و این را بدانید که نوع مطالب رسانه‌ها سبب شکل‌گیری ذهنیت تصمیم گیرندگان مرکز و سرمایه‌گذاران می‌گردد. بر این اساس بایستی از درج مطالب بسیار منفی و سیاه‌نمایی خودداری نمایند. در شرایط حاضر بسیاری از مطالب رسانه‌های استان سازگاری با منافع کردستان ندارد و سبب کردستان‌گریزی سرمایه‌گذاران خواهد شد. موارد بسیاری داریم فرد به علت خواندن این مطالب حاضر به حضور در استان نشده و سرمایه را در استانی دیگر به کار گرفته است که این روند باید تغییر کند و رسانه‌ها خود را همکار دولت در توسعه بدانند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...