رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷
  • السبت ۱۰ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 16 February

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۶
  • کد خبر : 4183
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : زنی که در سایه همسر سیاستمدارش ادیب شد

مژگان وفایی: گه‌لاوێژ (ساجده) صالح فتاح مشهور به گلاویژخان همسر رهبر سیاسی تاریخی کردستان عراق، حقوقدان، روزنامه نگار، شاعر، ادیب و نویسنده نامدار کرد ابراهیم احمد (بله) در ششم سپتامبر ۱۹۳۰ در شهر موصل از مادر زاده شد. پدرش اهل زاخو در کردستان عراق و از عشیره‌ی « قوچ بیگی» بود که به موصل کوچ […]

مژگان وفایی: گه‌لاوێژ (ساجده) صالح فتاح مشهور به گلاویژخان همسر رهبر سیاسی تاریخی کردستان عراق، حقوقدان، روزنامه نگار، شاعر، ادیب و نویسنده نامدار کرد ابراهیم احمد (بله) در ششم سپتامبر ۱۹۳۰ در شهر موصل از مادر زاده شد.
پدرش اهل زاخو در کردستان عراق و از عشیره‌ی « قوچ بیگی» بود که به موصل کوچ کرد. خانواده مادریش اهل کردستان ترکیه بودند و پدر مادرش از افسران بلندپایه‌ی سپاه عثمانی بود.
ساجده که بعدها نامش به خاطر اینکه – ساجده – واژه‌ای عربی است؛ از سوی ابراهیم احمد به « گلاویژ » تغییر یافت – در واقع گلاویژ نام مجله‌ی ابراهیم احمد بود – و خود گلاویژ بانو، از گرفتن این نام خوشنود بود.
گلاویژ بانو آن گونه در کتاب زندگینامه‌ی خود می‌نویسد: «از شش سالگی وارد دنیای سیاست شد.»
زندگی او از کودکی آماج حملات و سیاست‌های ضدکردهای رژیم عراق بود و مجبور شد کودکی‌اش در جنوب عراق و در مناطق عربی بگذراند. همین امر موجب شد تا در زبان عربی قوی و توانمند باشد و بعدها نویسنده شود.
در سال ۱۹۴۷ زمانی که ۱۷ ساله بود؛ او را به عقد ابراهیم احمد در آوردند و گلاویژ خان در مصاحبه هایش به خاطر ازدواج با ابراهیم احمد، خود را خوشبخت‌ترین زن می‌داند.
حاصل این ازدواج هشت فرزند بوده که شش دختر او به نام‌های « هیرو، شهناز، هتاو، لیلوز، هیوی و کرده » و دو پسر او به نام‌های «هلو و هاوری» هستند. یک سال پس از ازدواجش، هیرو خان به دنیا می‌آید و سال‌ها بعد هیرو، بانوی اول عراق می‌شود. هیرو شش ساله بود که پدرش – ابراهیم احمد – به زندان می‌افتد و به مدت دو سال از نعمت پدر محروم می‌شود.
اما نکته مهمی که همسر ابراهیم احمد را برجسته می‌کند این است که او همچون همسرش، ادیبی پرآوازه است.
گلاویژ بانو ۲۸ کتاب دارد. کتاب‌های او در قالب رمان، داستان، زندگینامه، ادبیات کودکان و تساوی حقوق زنان است.
وی علاوه بر تسلط بر زبان کردی و عربی، زبان فارسی را زمانی که در ایران در تبعید بودند فرا گرفت. زبان انگلیسی را نیز، هنگامی که در لندن در تبعید به سر می بردند، یاد گرفت.
برخی آثار وی عبارتند از:
-عروس ئاته خانم، (بووکی ئاته‌خان)، داستان، ۲۰۰۵.
– بر روی بال سیمرغ، (له‌سه‌ر باڵی سیمرخ)، داستان، ۲۰۰۴.
– سه قصه برای جوانان، (ثلاث قصص للفتیان )، داستان، ۲۰۱۲.
– افسانه گوزن کوهی میان کردها، (ئه‌فسانه‌ی که‌لی ناو کوردان)، داستان، ۲۰۰۶.
– عابره سبیل هائمه، داستان، ۲۰۰۷.
– أوراق من السیره الذاتیه، در مورد تساوی حقوق زن و مرد، ۲۰۰۶.
– خاطرات هرگز از یاد نرفته من، (بیره‌وه‌ریه هه‌رگیز له بیرنه کراوه‌کانی من )، زندگینامه، ۲۰۱۳.
– خدمتکار، (کاره‌که‌ر)، داستان کوتاه، ۲۰۰۲.
– مادر و پسر، (دایک و کۆر)، رمان، ۲۰۰۵.
– مسافری سرگردان، (ڕیبوارێکی سه رگه‌ردان )، داستان، ۲۰۰۲.
– به سوی غار دلیران، (به‌ره‌و ئه‌شکه‌وتی دلیران)، رمان، ۲۰۰۶.
منابع و مآخذ: – پێنج کاتژمێر له‌گه‌ڵ برایم ئه‌حمه‌د دا، اثر حسین محمد عزیز
– پۆخته‌ی ژیان‌نامه‌ی مامۆستا برایم ئه‌حمه‌دی نه‌مر اثر جلال طالبانی
– چه‌ند یادگارێکی ماموستا برایم ئه‌حمه‌د،اثر عبدالله مردوخ
– برایم ئه‌حمه‌د؛ ڕۆلی له بزافی رزگاریخوازی و ڕووناکبیری گه‌لی کورد دا، اثر آمانج حسن احمد

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

بیانیه تحریریه روزنامه روژان در واکنش به دروغ‌پردازی برخی کانال‌های مجازی

مغز فندقی‌ها/ قلم مسئول و مصیبت‌های آن

بدواً عرض می‌کنیم ما کسانی که در روژان قلم می‌زنیم با اطمینان، به اتفاق همکارانمان در دیگر نشریات استان آرزو کرده و می‌کنیم که ای کاش فعل و فعالیت مسئولان ما به گونه‌ای بود که رفاه و آسایش و امنیت خاطر را به مردم هدیه می‌کرد و از قِبَل حرف و حرکتشان مملکت بر ریل توسعه می‌چرخید؛ آن وقت ما محررین، توسن قلم را در دشت بلاغت و فصاحت جولان می‌دادیم و با ردیف کردن همة صناعات ادبی در رسا و ثنای مسئولان، مثنوی‌ها می‌سرودیم و به نشانه شکرگزاری، دست نیاز به سوی پروردگار دراز می‌کردیم که خدایا این سروران را از سر ما دریغ مدار که سروریشان باعث سرفرازی ما شده است؛ اما چه کنیم که چنین نیست؛ ما هم بنا به وظیفه دینی و اخلاقی و حرفه‌ای خود مجبوریم آلام مردم را بازگو و به سمع و نظر مردم برسانیم شاید دستی از آستین همت به در آید و تیمارگری بنشیند. ما کی هستیم که چنین حقی داریم؛ فعالان عرصه رسانه‌‌‌های جمعی که رکن چهارم دموکراسی‌اش می‌نامند و برقراری نظم و نسق، مستلزم وجود و فعالیت مثبت ماست؛ مائی که از قواعد و قوانین بهره می‌گیریم و در پی هدایت امور در بستر بهبود به نام مردم و از سوی مردم می‌گوئیم و می‌نویسیم. در واقع ما آئینه تمام‌قد رفتارهای مسئولان هستیم؛ اگر خوبند خوب نشان می‌دهیم و اگر بدند بد. نه در خفا، که به صراحت می‌گوییم: از آنجا که در شرایط فعلی شرایط سختی بر جامعه حاکم است لذا ما مجبور به بیان حقایقی می‌شویم که ممکن است برای حضرات مسئولان تلخ و گزنده باشد لذا توقع اخم و تخم، خط و نشان کشیدن و... هم هست که دیده و شنیده‌ایم اما ایفای مسئولیت، بالاتر از همه خطرات است، چه ما به ارزش قلم و تراوشاتش نیک آشنائیم و می‌دانیم که خدای منان به آن سوگند خورده است؛ «ن والقم و ما یسطرون». در چنین حالتی کسی نباید از ما توقع واژگون‌کاری و باژگون‌گوئی داشته باشد؛ اگر خواهان تعریف و تمجید هستید بفرمائید؛ مسئولیت و اختیار دارید به مردم خدمت کنید تا مشمول عنایت شوید و گرنه ما معذوریم. نویسندگان و دست‌اندرکاران این نشریه به شهادت صفحه‌های روژان در تمام سال‌های عمر، همیشه فریادگر مردم و مصالح و منافعشان بوده‌اند؛ به ناحق سیاه را سفید و سفید را سیاه نکرده‌اند و در بستر این سیر، فشار را هم تحمّل نموده‌اند. در این میان گاهاً اظهار نظرهائی در مورد روژان ابراز می‌شود که جای تاسف است؛ جدیداً در منبعی نه چندان شناخته شده برای مردم، انگ و رنگی به روژان زده‌اند که گویا ارگان سپاه است و با استفاده از رانت، 85 تن کاغذ از دولت گرفته است!! در باره این انگ‌نامه که ظاهرا به بهانه تجلیل مدیرکل ارشاد اسلامی از روژان به بیرون تراوش پیدا کرده است باید گفت عجبا از این استدلال، استخراج و استنتاج؟ بازدید مدیرکل ارشاد کردستان و اهدای لوح تقدیر، امری مرسوم است و هرازچند‌گاهی صورت می‌گیرد و تمام دفاتر نشریات ...