رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷
  • الإثنين ۱ ربيع ثاني ۱۴۴۰
  • 2018 Monday 10 December

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۷ - ۰۸:۵۹
  • کد خبر : 4196
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : کنکور قماری خطرناک

در این روزهای گرم و پرالتهاب، در این وضعیت تحریم و دلار ۹ هزارتومانی و سکه سه میلیونی، در این وضعیت رانت و اختلاس و پارتی و ژن خوب بیکاری، بیش از یک میلیون جمعیت جوان کشور در حال گذراندن آزمون کنکور بودند؛ آزمونی سخت و بی فایده، تنها فیلتری جهان سومی و ناکارآمد برای […]

در این روزهای گرم و پرالتهاب، در این وضعیت تحریم و دلار ۹ هزارتومانی و سکه سه میلیونی، در این وضعیت رانت و اختلاس و پارتی و ژن خوب بیکاری، بیش از یک میلیون جمعیت جوان کشور در حال گذراندن آزمون کنکور بودند؛ آزمونی سخت و بی فایده، تنها فیلتری جهان سومی و ناکارآمد برای ورود به دانشگاه. آزمونی که این جمعیت بزرگ تمام رویاهای خویش را در عبور از آن می‌بیند چندین سال تلاش مداوم و یک سال مضاعف و زجرآور، هزینه‌های سرسام‌آور بنگاه‌های کنکوری و اختلاس و بالاکشیدن میلیاردها تومان پول از والدین برای آماده شدن جهت گذراندن کنکور؛ آزمونی تستی و یک‌سال تلاشی که در نصف روز باید آنرا پس داد، دیگر مهم نیست فرد آن روز چه حالی داشته باشد آیا اتفاقی دردناک برایش روز قبل رقم خورده باشد یا نه. هرچه که باشد باید در ساعاتی چند توانایی حفظ و تست‌زنی را به نمایش بگذارد تا فردا در دانشگاهی قبول شود و بعدها از طریق تخصص و مدرک مشغول بکار شود. به راستی گذراندن یک سال پشت کنکور را باید سخت‌ترین و پرالتهاب‌ترین سال زندگی یک فرد وخانواده‌اش به حساب آورد؛ سالی که گاه تا مرز خودکشی و هزاران بیماری روحی و روانی پیش می‌رود.
کنکور ورود به دانشگاه را در این وضعیت باید یکی از فاجعه‌بارترین ریسک و آزمون زندگی جوانان ایرانی به حساب آورد، در فضای گنگ و نامعلوم به راستی دل شیر می‌خواهد که عمر خویش را تلف نمایی تا در میان هزاران سهمیه رنگارنگ جایی قبول شوی و بعد از چندین سال درس و دانشگاه، تازه باید در ماراتن استخدام و یافتن شغل مورد علاقه شرکت نمایی و این بار جدای از رانت و پارتی که خود داستانی دیگر دارد. اگر آمار فارغ‌التحصیلان بیکار را نگاه کنیم به سادگی متوجه این فاجعه خواهیم شد، ریسکی خطرناک و قماری دردناک بر سر زندگی و عمر چندین نسل این جامعه که نیمی از بهترین سال‌های عمرشان را در سکوت و بی‌خبری مدیران و تصمیم‌گیرندگان کلان، پشت دروازه کنکور و در کلاس‌های درس دانشگاهها می‌گذرانند و تازه بخش بزرگی از این جمعیت به امید دست یافتن به فرصت شغلی، مقاطع بالاتر تحصیلی را هم تجربه نموده و تحصیلات آکادمیک را هم به پایان می‌رسانند؛ اما شخصا باید اعتراف کنم که بدون داشتن سهمیه، رانت، پارتی، پول و ژن خوب اینک بنده (درحالی که دانشجوی مقطع دکتری هستم و به دلیل بیکاری و ناتوانی مالی قصد و انگیزه اتمام آنرا ندارم) اندازه یک دیپلم سهمیه‌دار، رانت‌دار، پول‌دار و ژن‌دار شانس یافتن فرصت شغلی ندارم. دیگر دردسرها و مسئولیت‌ها و انتظارات خاص و عام از دانشجوی دکتری بودن بماند. اعتراف می‌کنم اگر علاقه شخصی به مطالعه و ادامه تحصیل نبود گمان نمی‌کنم امکان ادامه زندگی در این شرایط از لحاظ روانی برایم میسر می‌بود.
به باور من خطرناک‌تر از گرانی، بیکاری، تورم و رانت و اختلاس و فساد در سیستم اقتصادی جامعه ما ناامیدی نسل جوان و تحصیل‌کرده جامعه ماست، ناامیدی‌ای که تا مغز استخوان جوانان نفوذ کرده و در بهار زندگی پیری زودرس، اعتیاد، افسردگی و ناهنجاری‌های متعدد اجتماعی را برایمان به ارمغان آورده است. شاید ادعای ناامیدی نسل‌های کنونی از دید عده‌ای اغراق باشد، اما این حجم از افسردگی و اعتیاد و بی‌تفاوتی و عدم احساس مسئولیت در مقابل حوادث ریز و درشت و دل بستن به شادی‌های موقت و کذایی و در کل عدم تمایل به زندگی، بالارفتن طلاق و تفرد اگر ناشی از ناامیدی نیست پس چه چیزی می‌تواند باشد؟ جوانانی که بر سر آینده و عمر و زندگیشان به قماری بزرگ دست زده‌اند؛ قماری که هم اینک در این صبح یک روز کنکوری برای بیش از نیمی از پذیرفته‌شدگان آن، جز یک مدرک دانشگاهی و بیکاری ارمغانی دیگر نخواهد داشت، قماری که برد و باختش یکی است و قبولی کنکور مساوی است با بیکاری و…

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...