رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۷
  • السبت ۱۲ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 19 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷ - ۱۳:۲۶
  • کد خبر : 4200
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : وقتی ترافیک، سیاسی می‌شود آنچه ندارد اثر، فریاد است

روژان: صرفنظر از اینکه جاده‌های استان ظرفیت پذیرش این حجم از تردد وسایل نقلیه و بویژه خودروهای سنگین را ندارند، مدت چند سالی است که ترانزیت مواد سوختی کشور عراق با تانکرهای عراقی و گاها ایرانی از جادەها و داخل شهرهای کردستان انجام می‌شود و همین موضوع جان و مال و محیط زندگی و کسب و کار مردم شهرها و روستاهای استان و حتی مسافرین وارد شده به استان را در معرض تهدید جدی قرار داده و بدون اینکه هیچ نفعی از ترانزیت مذکور عاید استان شود، هرازگاهی داغی را بر پیشانی استان می‌گذارند

زبان از بیان فاجعه اسفبار سنندج قاصر است و هیچ واژه‌ای را نمی‌توان یافت که تسلی‌دهنده این اندوه و ماتم باشد.
مثل همیشه و بر حسب عادات دیرینه، پس از وقوع این سانحه مرگبار و تحت تاثیر جو و فضای ماتم حاکم بر شهر و استان، سه موضوع بیشتر از سایر موضوعات خودنمایی کردند.
۱- سرازیر شدن سیل پیام‌های تسلیت از جانب سیاسیون و بعضی از مسئولین شعارگرا
۲- حضور در جلو دوربین‌ها و گرفتن ژست مردمی بودن و تظاهر به دلسوزی
۳- تبدیل فضای ماتم و اندوه و عزای حاکم بر شهر سنندج و استان کردستان به کارزار جنگ زرگری و انتقام‌جویی سیاسی
در این مجال، امکان واکاوی موضوعات فوق وجود ندارد و لدا فقط از بعد ترافیکی و مدیریتی به موضوع پرداخته خواهد شد.
استان کردستان، استانی است که در کریدور جنوب به شمال و شمال غرب کشور قرار دارد و علاوه بر حجم بالای مسافرت‌های بین شهری و بین استانی، روزانه چندهزار دستگاه خودرو سنگین از جاده‌ها و شهرهای این استان تردد می‌کنند و همین موضوع ضرورت تسریع در ایجاد بزرگراه کرمانشاه- میاندوآب را به خوبی نشان می‌دهد.
از طرفی وجود بازارچه مرزی باشماق در مرز مریوان و تردد خودروهای سنگین از جاده‌های استان به مقصد این بازارچه به منظور حمل و جابجایی کالاهای صادراتی و وارداتی، موجب افزایش روزافزون تردد خودروهای سنگین شده است.
صرفنظر از اینکه جاده‌های استان ظرفیت پذیرش این حجم از تردد وسایل نقلیه و بویژه خودروهای سنگین را ندارند، مدت چند سالی است که ترانزیت مواد سوختی کشور عراق با تانکرهای عراقی و گاها ایرانی از جادەها و داخل شهرهای کردستان انجام می‌شود و همین موضوع جان و مال و محیط زندگی و کسب و کار مردم شهرها و روستاهای استان و حتی مسافرین وارد شده به استان را در معرض تهدید جدی قرار داده و بدون اینکه هیچ نفعی از ترانزیت مذکور عاید استان شود، هرازگاهی داغی را بر پیشانی استان می‌گذارند و سالها قبل خطرات و آسیب‌های ناشی از تردد این قبیل وسایل نقلیه به طور مکرر به مسئولین یادآوری گردید اما متاسفانه گوش شنوایی وجود نداشت یا شاید هم شنیدند اما شهد شیرینی میز ریاست آنچنان مزه کرده بود که بله قربان گویی بالادستان را به هرگونه تلاشی برای رفع این مشکل ترجیح می‌دادند.
بگذریم که هم اینک و بر مبنای توافق مابین کشورهای ایران و عراق آنهم ناشی از آنچه که در اقلیم کردستان بر کرکوک گذشت، نفت خام کرکوک نیز از طریق جاده‌های استان کردستان به مقصد پالایشگاه کرمانشاه حمل می‌شود و این موضوع احتمال وقوع سوانح رانندگی را به شدت افزایش داده است.
از طرفی در این روزها آنچه که نقل محافل شده است این است که تردد تانکرها در ساعات شب ممنوع بوده است و چرا این تانکرها در ساعات شب تردد کرده‌اند و طرح این موضوع در حقیقت فرار از زیر بار مسئولیت ندانم‌کاری‌ها و توجیه و پوشش بلە‌قربان گوی‌های این قبیل مسئول‌نماها است و آ اینکه به جای حل مسئله به دنبال پاک کردن صورت مسئله هستند. باید به این قبیل مسئولان گفت مگر در سالهای اخیر ده‌ها دستگاه از این قبیل تانکرها در ساعات روشنایی روز فاجعه‌آفرین نشدند و جان و مال مردم را نابود نکردند و موجبات آلودگی و تخریب محیط زیست استان را فراهم نیاوردند؟ البته شاید قامت فکری این قبیل مسئولین کوتاه بوده و به اندازه همین اظهار نظرهای عوام‌فریبانەاشان باشد.
آری آنچه که واقعیت موضوع و مطالبه به حق مردم و کارشناسان ترافیک استان کردستان است، قطع تردد تانکرهای حامل مواد سوختی کشور عراق از جاده‌های استان است که باید این امر مهم و حیاتی محقق شود. هیچ عقل و منطق عام و خاص نمی‌تواند توجیه‌گر تردد این قبیل تانکرها در جادەهای غیر استاندارد و شهرهای فاقد کمربندی باشد آنهم در شرایطی که غیر از ویرانی، هیچ دستاورد دیگری برای استان ندارند.
موضوع دیگری که ایمنی ترافیک راه‌های استان را تهدید کرده و می‌کند، استفاده ابزاری از پروژەهای راهسازی است که به جای انجام منسجم این پروژەها، آنها را به گوشت قربانی تبدیل کرده است. بە عبارتی دیگر، جزیرەای‌نگری نمایندگان و مسئولین و تلاش آنها برای انجام قطعات کوچک پروژەها در حوزه نمایندگی و مسئولیتشان بمنظور انجام مانور تبلیغاتی پوپولیستی، موجب افزایش خطرات جادەای گردیده است به نحوی‌که در فواصل بین شهرها چندین مقطع جاده‌ای بزرگراهی و چندین مقطع جاده‌ای دو طرفه وجود دارد که هر کدام از نقاط اتصال آنها با هم را می‌توان به عنوان یک نقطه مرگ تلقی کرد.
مشکل دیگری که در پروژهای راهسازی جاده‌‌ای و شهری استان وجود دارد، توجه نکردن به مسائل فنی و ایمنی بوده و آنچه که برای مسئولین مربوطه مهم است انجام و اتمام پروژه است و به این موضوع که بعد از اتمام و زیر بار ترافیک رفتن راه مذکور، چه اتفاقی خواهد افتاد، بی توجه هستند که برای روشن شدن موضوع به چند موضوع محدود اشاره می‌شود:
بلوار دکتر حسینی سنندج که یک بلوار کاملا شهری است دارای ورودی و خروجی بسیار نامناسب و غیر ایمن بوده و سانحه اخیر نیز در محل خروجی غیر استاندارد این بلوار واقع شده است. (البته تردد تانکر حامل مواد سوختی کشور عراق، زاویه تند اتصال معبر خروجی ترمینال به بلوار دکتر حسینی، تنگ شدن معبر در محل وقوع تصادف، توقف اتوبوس در این محل نامناسب و… را نباید از نظر دور داشت)
تقاطع غیر ایمن سه راهی سنندج- دیواندره- مریوان که تبدیل آن به یک تقاطع غیر هم‌سطح به یک آرزو تبدیل شده است
قوس تند ناشی از احداث پل دوم آدینان شهرستان سقز که به طور قطع با زیر بار ترافیک رفتن این پل، شاهد وقوع حوادث ناگوار خواهیم بود.
ورودی و خروجی نامناسب و غیر ایمن کمربندی (کنار گذر) ناقص و غیر ایمن سقز که در نوع خود کم نظیر است. و دهها مورد دیگر در کلیه شهرها و جاده‌های استان…
از موضوعات فوق که بگذریم عدم وجود کمربندی در استان کردستان یک معضل بزرگ است که ضمن اینکه این موضوع بارها و بارها به مسئولین یادآوری شده است، در سالهای ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ نیز به طور گسترده رسانه‌ای گردید اما دریغ از اقدام مناسب!!! گویا مسئولین و متولیان مربوطه ندیدند و نشنیدند!!!
آری استان کردستان از محدود استانها و شاید هم تنها استان منحصر به فردی باشد که همه ترددهای بین شهری و بین استانی آنهم با وجود حجم بالای تردد خودروهای سنگین و به ویژه بمب‌های متحرک (تانکرهای حامل مواد سوختی و بخصوص تانکرهای حامل مواد سوختی کشور عراق) بدون استثناء از داخل شهرهای آن انجام می‌شود.
فاجعه اسفبار سنندج هم به مانند همه سوانح قبلی، ناشی از ندانم کاری‌ها، سیاسی‌کاری‌ها و نان به هم قرض دادن‌ها به فراموشی سپرده خواهد شد و روز از نو و روزی از نو باید منتظر فجایع انسانی و زیست محیطی بعدی بود.
لازم است که مسئولین استانی اعم از نمایندگان استان، استاندار، معاونین استاندار در هر سه حوزه، فرماندهی انتظامی استان، مدیر کل راه و شهرسازی، مدیر کل سازمان راهداری و پایانه‌ها و فرمانداران شهرستان‌های استان بدون محافظه کاری و بدون رعایت ملاحظات سیاسی و باندی و جناحی، صرفا با در نظر گرفتن منافع و مطالبات مردم شریف استان کردستان نسبت به جلوگیری از تردد تانکرهای حامل مواد سوختی کشور عراق ممانعت به عمل آورده و در راستای الزام وزارت راه و شهرسازی به احداث کمربندی (کنار گذر) در کلیه شهرهای استان و همچنین تسریع در اتمام پروژه‌های بزرگراهی داخل استان (البته با رعایت اصول فنی و ایمنی) اقدام نموده و درصورت ناتوانی در تحقق این مطالبات به حق مردمی، بقای میز ریاست را به لقایش ببخشند تا مردم استان کردستان از آنها به نیکی یاد کنند.
لازم به ذکر است که مسئولین مربوطه ممکن است که از لحاظ قانونی در حوادثی مشابه آنچه که در سنندج اتفاق افتاد مورد بازخواست واقع نشوند، اما بدون شک از بعد اخلاقی و وجدانی و انسانی مقصر بوده و قصور آنها هیچ‌گاه از حافظه کردستانی‌ها پاک نخواهد شد.

سید عارف قادرزاده
کارشناس رسمی دادگستری و کارشناس ارشد مدیریت اجرایی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.