رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۱۰ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 22 August

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷ - ۱۴:۰۳
  • کد خبر : 4215
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : خشک سیمی، خشک چوپی، خشک پوست؛ ازکجا می‌آید این آوای دوست؟

آنچه که تکه چوب و یا تکه پوستی را تبدیل به ساز میکند شکل و مهمتر از همه صدا دهی و سونوریته ساز است که متاسفانه این روزها راحت طلبی آنقدر حق بجانب شده که سبکی و کوچکی و باریکی دف‌های (چند گرمی) ساز به صدادهی ارجحیت یافته. نمی‌دانم چرا تاکنون اروپاییان به فکر اختراع […]

آنچه که تکه چوب و یا تکه پوستی را تبدیل به ساز میکند شکل و مهمتر از همه صدا دهی و سونوریته ساز است که متاسفانه این روزها راحت طلبی آنقدر حق بجانب شده که سبکی و کوچکی و باریکی دف‌های (چند گرمی) ساز به صدادهی ارجحیت یافته. نمی‌دانم چرا تاکنون اروپاییان به فکر اختراع و کوچک‌کردن پیانوهای چند گرمی نیفتاده‌اند!
در مورد دف که تخصص من است می‌گویم از زمان(حضرت داود پیامبر) به شهادت زبور و سنگواره‌های پیش از میلاد، دف گرد بوده است و اندازه آن متناسب با هیکل فرد نشان داده شده و جنس آن از پوست طبیعی ست، نوع کوچک آن که دایره است مشخصات خاص خود را دارد و حد وسط بین دف و دایره نداشتیم که (نه شتر باشد و نه مرغ )
متاسفم این روزها ساخت دف‌های چند گرمی به قول خودشان (پرکاه) بعضی کارگاه‌های دفسازی و استفاده بعضی نوازنده‌ها از طلق بجای پوست را نو آوری می‌دانند‌، در حالی که در جایگاه یک نوازنده آگاه ادعا می‌کنم که هرگز صدا‌دهی طلق و پوست یکی نیست و صدای راستین دف همان دف پوستی است.
نکته دوم: بعضی‌ها می‌فرمایند که سازهای قدیمی پوستی سنگین موجب آرتروز و آسیب دست است در حالی که بارها گفته‌ام و باز هم می‌گویم که آسیب‌های دست فقط و فقط به خاطر استایل نادرست است حتی اگر نوازنده حرفه‌ای باشد در دراز مدت به علت استایل نادرست دستانش آسیب خواهد دید.
خوشبختانه محضر خیلی از اساتید قدیم و بزرگان دف را درک کرده ام و هرگز ندیده ام که بخاطر سنگینی دف مچ دستانشان آب آورده باشد یا(آرتور و میوزماسل) گرفته باشند!!!!! و یا انگشت اشاره و انگشت شصتشان زخمی و متورم شده باشد حتی در سنین سالمندی نیز با همان سازهای سنگین پوستی بهترین اجراها را داشته‌اند.
یاد ضرب المثلی افتادم که (ناتوانی در رقصیدن را به کجی زمین ربط میدهند).
نکته بعد عدم تناسب اندام و قامت نوازنده با سایز دفهای کوچک مصنوعی امروزیست، پهنای چوب دف و قطر وبزرگی طوق دف باید متناسب با دستان و هیکل نوازنده باشد. این تناسب در نوع صدا دهی و تکنیک تاثیر بسیاری دارد پس نادرست است که صدای واقعی دف را قربانی راحت طلبی و متاسفانه تولید انبوه و تجارت دف بکنیم.
این اعتقادات مانند آن است که بگوئیم تار پلاستیکی یا فایبر گلاس بهتر از تار چوبی واقعیست چون سبک است و نسبت به تغییرات رطوبت مقاوم تر است و مهمتر آنکه کم کم میتوانیم حرکات آکروباتیک را هم روی آن انجام دهیم.
البته کار هر بز نیست خرمن کوفتن … میخواهد و مرد کهن.
بله نوازندگی درست و اصیل آسان نیست و برای یادگیری باید ریاضت کشید و مردان قدیم میخواهد که تا دف را بنوازند .
یادشان سبز آن پیران و دراویش دف قدیم.
در ضمن باریک شدن طوق دف موجب زیر شدن و کم حجمی صدای دف می‌شود.اگر دف‌؛ ساز هیجان و سماع است به خاطر طنین و بمی و حجم زیاد آن است که عارف را به وجد و سماع می آورد که در دفهای پلاستیکی امروزی چنین ویژگی وجود ندارد و صدا بسیار تیز و کم حجم و خسته کننده که نه تنها هیچ دلی را نمی لرزاند بلکه پرده گوش را میخراشد و آسیب می‌رساند و تماس دست با پوست طبیعی احساسی بسیار متفاوت از تماس با دف پلاستیکی در جان و حس نوازنده ایجاد می‌کند و فرق طبیعی و مصنوعی را هر نوازنده با احساس و منصفی خوب میداند البته نوازنده حرفه ایی از ساز طلقی هم صدای خوبی در می‌آورد ولی هرگز به پای ساز پوستی نخواهد رسید.

فرزاد عندلیبی

آهنگساز و مدرس موسیقی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...