رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۷
  • السبت ۱۲ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 19 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷ - ۱۴:۰۶
  • کد خبر : 4218
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : آخرین نیز نخواهد بود

سه شنبه شب ۱۹ تیرماه حوالی ساعت ۱۲ شب در سنندج حادثه‌ای رخ داد که مردم شهر را در بهت و حیرت فرو برد. حادثه، چنان تلخ و ناگوار بود که انسان از فکر کردن به آن هم دچار ناامیدی و یاس و افسردگی می‌شود. مسافرانی که قصد عزیمت به تهران را داشتند؛ اینان هرگز […]

سه شنبه شب ۱۹ تیرماه حوالی ساعت ۱۲ شب در سنندج حادثه‌ای رخ داد که مردم شهر را در بهت و حیرت فرو برد. حادثه، چنان تلخ و ناگوار بود که انسان از فکر کردن به آن هم دچار ناامیدی و یاس و افسردگی می‌شود. مسافرانی که قصد عزیمت به تهران را داشتند؛ اینان هرگز در تخیل شان نمی‌گنجید که این‌چنین دهشتناک مرگ به کامشان بکشد و زندگی را وداع بگویند. برخورد تانکر نفت با اتوبوس مسافربری باز هم حادثه آفرید؛ با انفجار تانکر نفت و آتش گرفتن اتوبوس، مسافران آن زنده زنده در جلوی چشمان مردم شهر جزغاله شدند. ابعاد حادثه آن چنان وسیع و تاسف آور بود که کس و کار و خانواده قربانیان و مردم برای نجات سوختگان داخل اتوبوس از هیچ تلاشی دریغ نکردند و وقتی که ماموران از رفتن آنها و نزدیک شدنشان به محل حادثه ممانعت کردند، با برخورد فیزیکی مردم مواجه شدند و مردم با خشم ‌مضاعف ماشین‌های مأموران نیروی انتظامی را واژگون کردند. در ساعت‌های نصف شب آقای استاندار به محل حادثه آمدند و سه روز را هم عزای عمومی اعلام کردند. از جمله این حوادث نه اولین خواهد بود و نه آخرین آن، اما آنچه آدم را خشمگین می‌کند آن است که مسئولین خود این روزها را پیش‌بینی می‌کنند اما باز هم چاره‌ای نمی‌اندیشند. در روزنامه روژان چندین بار حتی در صفحه اول روزنامه با تیتر درشت اطلاع‌رسانی کردند که عبور تانکرهای نفت از عراق به داخل ایران آن هم از جاده پر پیچ و خطرناک مریوان هر ماهی یکی، دوبار حادثه می‌آفریند و با واژگون شدن تانکر، علاوه بر تلفات انسانی و ریخته شدن مواد نفتی و خطرناک آن به داخل رودخانه مشکلاتی را در آب تصفیه شده هم ایجاد می‌کند؛ اما متاسفانه کدام گوش شنوا. مگر!گوشی هست که بشنود!! مردم این روزها از هر وقت دیگری بیشتر در خود فرو رفته‌اند؛ فشار اقتصادی آن چنان عرصه را بر مردم تنگ کرده که خانواده‌های ضعیف و فقیر دارند متلاشی می‌شوند؛ فقر و محرومیت را درجای‌جای شهر می‌توان دید. دختران و کودکان کار در چهارراه‌های شهر تکدی‌گری می‌کنند، سفره مردم کوچک شده است. از اینها هم که بگذریم هر صبح که از خواب برمی‌خیزیم باید با خبری بد روزت، ماهت و سالت خراب بشود. کسی به فکر مردم نیست همه و همه فقط شعار می‌دهند مردم هم دیگر به بهبود شدن اوضاع امیدی ندارند. از آن بدتر وقتی حادثه‌ای هم اتفاق می‌افتد آن را وارونه انعکاس می‌دهند. در تصادفات، هیچ وقت نه جاده مشکلی دارد، نه ماشینی ایرادی؛ اگر تصادفی هم رخ بدهد بالاخره خطا را به گردن راننده بخت برگشته می‌اندازند، آن بیچاره هم که دستش از این دنیا کوتاه است! و یا آمار را درست برای مردم بیان نمی‌کنند. اگر در حادثه‌ای ۲۰ نفر جان بدهد می‌گویند ۱۰ نفر،آ قایان ۱۰یا۱۰۰ که برای شما هم فرقی ندارد، خودتان جاتون که گرم و نرم است و با هواپیما مسافرت می‌کنید، همانند مردم بیچاره به دنبال لقمه‌ای نان این درو آن در نمی‌زنید. حکایت وعده‌های مسئولان، حکایت آن فردی است که آنقدر دروغی را تکرار می‌کند که خودش هم باورش می‌شود. باور کنید دیگر خسته شده‌ایم اینقدر گوشزد کردیم؛ اینقدر آه و ناله و از دردها؛ از نارسایی‌ها؛ از تبعیض‌ها سخن گفتیم. در آخر شما را با وجدان وشرفتان تنها می‌گذارم و با این جمله عرایضم را به پایان می‌رسانم. آنقدر آزاده باشید که اگر نمی‌توانید برای این مردم کاری انجام بدهید بیایید صادقانه از مسئولیتی که دارید استعفا بدهید یا به خاطر نارسایی‌ها و ناتوانی‌هایتان از مردم عذرخواهی کنید. این مردم بسیار صبور هستند که هنوز کاسه صبرشان لبریز نشده است.

اقبال پایزدان

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.