رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۱۰ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 22 August

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۴:۲۲
  • کد خبر : 4259
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : استاد «علی‌اشرف زانیار» خوشنویس و کاتب قرآن کریم
نگاهی گذرا بر زندگی وحیات هنرمندان طایفه گه‌ڵواخی (گلباغی)

استاد «علی‌اشرف زانیار» خوشنویس و کاتب قرآن کریم

ئه‌ی میلله‌تی گه‌ڵباغی زه‌ده‌ی ده‌ستی نه‌دا‌مه‌ت ئه‌ی ‌مه‌نشه‌یی ئێحسان و که‌ره‌م به‌حری سه‌خاوه‌ت قانع اشاره: ایرج افشار سیستانی در کتاب مقدمه‌ای بر شناخت ایلات و عشایر ایران ذیل واژه گلباغی چنین نگاشته است: گُلباغی (گُلباخی) نام اتحادیه ایلی از ایل‌های کرد ایران، متشکل از گروهی از ایلات و طایفه‌های بزرگ و کوچک کرد شافعی‌مذهب عمدتاً […]

ئه‌ی میلله‌تی گه‌ڵباغی زه‌ده‌ی ده‌ستی نه‌دا‌مه‌ت
ئه‌ی ‌مه‌نشه‌یی ئێحسان و که‌ره‌م به‌حری سه‌خاوه‌ت
قانع
اشاره: ایرج افشار سیستانی در کتاب مقدمه‌ای بر شناخت ایلات و عشایر ایران ذیل واژه گلباغی چنین نگاشته است: گُلباغی (گُلباخی) نام اتحادیه ایلی از ایل‌های کرد ایران، متشکل از گروهی از ایلات و طایفه‌های بزرگ و کوچک کرد شافعی‌مذهب عمدتاً ساکن در مناطقی از استان کردستان (ایران) و کردستان عراق است؛ ولی طوایفی از آنها نیز در استان کرمانشاه و استان لرستان ساکن‌اند.
پیشینه:
در جنگ شاه طهماسب با ازبکان در سال‌های ۱۵۲۴ تا ۱۵۷۶ میلادی، سران ایل گلباغی (یارا…خان خواهرزاده عباس آقا گلباغی در رنگه‌ریژان سر شیو سقز) مردانه جنگیدند و از اینرو شاه ضمن قدردانی از آنان، به موجب فرمانی سرزمین بیلاور) بیله‌وار شامل کریند-گیلان غرب-مریوان-نوسود وهورامان) و همچنین سرپرستی چند طایفه را به آنان محول کرد و به پاس خدمات عباس آقا گلباغی، (سرکرده ایل) ایل را گلباغی نامیدند. پس از پیوستن طوایفی از سلیمانی‌ها، مادکی‌ها، کلهر‌ها و ورمه‌زیاری‌ها به طوایف گلباغی، یک ایل متحد و بزرگ تشکیل شدکه حدود 500 سال حکومت مستقل تشکیل داده‌اند و از سوی دولت مرکزی به رسمیت شناخته شده‌اند و برای استقلال و آزادی ایران از جان و مال خویش گذشته‌اند وحکومت آنان در دوره احمد شاه قاجار و آغاز بکار دوره اول پهلوی استمرار داشته است.
آخرین کوچ اجباری ایل:
در آغاز دوره رضا شاه پهلوی به دلیل حمایت ایل گلباغی از شورش شیخ محمود برزنجی و کینه سران بریتانیا و انگلیس از سران این طایفه، سرهنگ میمندی فرمانده ارتش وقت از رضاشاه درخواست تبعید ایل گلباغی را می‌دهد و به دستور محمدخان بنی‌آدم (شریف‌الدوله) در سال ۱۳۰۱ شمسی به بعد ایل گلباغی از کردستان به سایر نقاط ایران کوچانده می‌شوند. گلباغی‌ها را از کردستان به همدان، دماوند، قزوین، کرج، اراک، اصفهان، خراسان و تا دورترین نقطه‌ای مانند یزد که در جلگه واقع شده است کوچ دادند و در طی این نقل و انتقال، بسیاری جان خود را از دست دادند و چنان بر آنها سخت گرفتند که به تپه‌ها و بلندی‌ها پناه بردند و چندین ماه همچون یاغیان جنگیدند. پس از استعفای رضاشاه در شهریور 1320 ه.ش، اغلب آنان به مساکن خود بازگشتند و عده‌ای نیز همانجا ماندند و اینک این طایفه در سراسر کشور پراکنده‌اند.
ایل گلباغی ۸ تیره‌اند که عبارتند از : 1-مراد گورانی 2-چوخه ره‌شی 3-گاملی4-کاکسوندی5-مندمی6-شیخ اسماعیلی7-ورمزیاری8- قمری.عناوین دیگری هم در کتب تاریخی از جمله (پیتاوه سری، کلکنی، حمزه‌ای، قبادی، باباجانی، و… هستند که به سبب قرابت نزدیکی با دیگر طوایف دغم شده‌اند.
خاستگاه گلباغی:
عباس آقا گلباغی خدمتگزار بیکه بیک اردلان حاکم زلم (ظلم) در سال ۹۴۲ ه.ق بوده است. سپس به دلیل شایستگی کم کم ترقی نموده و سمت کارپردازی او را پیدا کرده و بیکه بیک دختر الیاس آقا را -که ازاشخاص معتبر ایل (طایفه چوخه ره‌شی) گلباغی بوده – برایش خواستگاری کرده ولایت (مهربان)- مهربان یا مریوان- را بدو سپرده است. پس از مدتی عباس آقا گلباغی خود دستگاه امارتی تشکیل داده و بعدها بیلوار (ناحیه‌ای بین کردستان وکرمانشاه) را نیز تصرف می‌کند و قبایل لک- ورمزیار –سلیمانی و بادکی را به دور خود جمع کرده و شاه طهماسب صفوی نیز وی را به رسمیت شناخته است. بعدها یارا…آقاپسر خواهرعباس آقا به حکومت گلباغی رسیده اما بعد از مدتی کنار رفت و برادرش علی آقا را تعیین کرد و سپس حیدر بیگ پسر علی آقا به حکومت رسید و در ادامه محمد قلی اسد گلباغی به امارت رسید و این خاندان تا سال 1092ه.ق حکومت کرده‌اند که آخرین آنها حسین بیگ بوده که ملازمت هلوخان در شهرزور اختیارکرده است.
این خاندان در طول تاریخ ۵۰۰ ساله خود بزرگان زیادی را به خود دیده است که در زمینه‌های مختلف صدر نشین بوده‌اند. در عصر حاضر نیز افراد برجسته‌ای وجود دارد که شهرتشان مرزها را در نوردیده و جزو مفاخر این مرزوبوم محسوب می‌شوندکه ذیلا به یکی از این بزرگان (استاد علی‌اشرف زانیار) اشاره می‌شود.
پیشینه خانوادگی:
بزرگان ما همانند چاه آب هستند که می‌توانند مزرعه خشک و بی‌حاصل را بارور و رونقی ویژه ببخشند. اگرچه درروزگاران گذشته امکانات کم بود اما استغنای طبع آنان چنان عظیم بوده است که با تکیه بر توان ذاتی خویش توانسته‌اند نام نیک خود را جاودانه سازند و به درستی که نگهبان و میراث‌دار لایقی بوده‌اند که توانسته‌اند خود و اقوام و طوایف را ساماندهی و علاوه بر کسب فضایل اخلاقی و عشایری سرمشق و الگوی دیگران قرار گیرند و خودسازی را پیشه خود ساخته‌اند و رمز ماندگاری این بزرگان همین است که شاعر می‌سراید:
اگر نیک مردی نماید عسس
نیارد به شب خفتن از دزد؛ کس
بنایی که محکم ندارد اساس
معبدش مکن، ور کنی زو هراس
مرحوم میرزا محمدمراد پدر علی‌اشرف زانیار، انسانی وارسته، مدیر و سخاوتمند بوده که به مقتضای سبک زندگی خانوادگی و عشایری فنون رزم و تیراندازی و سوارکاری را آموخته و در بین سایرین چون نوری درخشان بر تارک انسانیت درخشیده است.
مرحوم حاج میرزا محمدمراد (میرزا حه‌مه مرا) فرزند علی‌محمد فرزند طهماسب فرزند مصطفی فرزند نادر فرزند کدخدا فیض‌ا…(فیزه که‌ل) از طایفه گه‌لواخی تیره چوخه ره‌شی است. علی محمد طهماسب 3 پسر به نامهای محمد– محمد مراد (حه مه‌مرا) و محمود و3 دختر به نام‌های لیلی (همسر مرحوم حاج سیدحسن نبوی ذلکه که خود از شجره طیبه سادات مکرم و از بزرگان این دیارند) و ارغوان (همسرمرحوم حاج احمد پدر مرحومان میزا علی و میرزا عباس عبدی) و ریحان (همسرمرحوم محمدرشید خسرو مادر مرحومان آمنه- صالح و سعید) داشته است. محمد در عنفوان جوانی حدود سال 1312 ه.ش به طرز مشکوکی در محل پلن گوزیاگ نزدیک روستای کوسومبه‌ر سارال (نزدیک قه‌لای ئالولاخ) جان‌به‌جان‌آفرین تسلیم می‌کند. مرحوم حاج محمود دیگر برادرش نیز 2 پسر به نام احمد و مسعود و4 دختر به نامهای بدیعه– صبیحه- ملیحه و شادی دارد که احمد در جوانی بر اثر تصادف ماشین خود فوت کردند. مسعود دیگر پسر حاج محمود در قید حیاتند. مرحوم میرزا محمدمراد نیز3 پسر به نامهای علی (میرزاعلی شخصیتی مدیر وحقوقدان و مورد علاقه ویژه پدر) علی‌اشرف و امیر و 4 دختر بنامهای محبوبه- فاطمه– حیات و فرح می‌باشد. علی‌اشرف زانیار هنرمند مورد بحث ما، به درستی دریافته است که سوگند خدا به قلم راز و رمزی دارد که برای نزدیک شدن به این راز و رمز خودرا در پناه کلام منزله قرآن قرار می‌ده.د او در می‌یابد که صدای تحریر قلمش بیشتر از تانک و توپ، دشمن را می‌ترساند و صدای خش‌خش کاغذ زیر دستش بیشتر از موشک قاره‌پیما جهان را در می‌نوردد و مرکب خامه‌اش درخت آزادی اندیشه و بهای فکر و خرد را تا اوج عرش الهی ارتقاء می‌دهد. او شب‌ها کنجی را بر می‌گزیند و با کلام روح‌بخش قرآن هم‌نوا می‌گردد و دل خویش را با الفاظ معنوی قرآن کریم جلا می‌بخشد. شاید به همین خاطر است که صبوری و متانت عجیبی در چهره او نمایان است.
علی اشرف زانیار، سال ۱۳۳۰ در سنندج متولد شد. درآستانه‌ی30 سالگی جوهر هنر خوشنویس، از او هنرمندی بی‌بدیل در عرصه فرهنگ و هنر ساخت. آشنایی او با این هنر به دوران ابتدایی و ایام نوجوانی بر می‌گردد. خود می‌گوید:«کلاس چهارم ابتدایی بودم توسط برادرم که خط زیبایی داشت با این هنر آشنا شدم؛ روزی مرحوم پدرم نامه‌ای را که برادر بزرگم برایش نوشته بود، در حضور مهمانان خواند و به آنها هم نشان داد تا خود بخوانند و متوجه خط شیوای برادرم بشوند و سپس خطاب به من فرمودند که تو هم باید مثل برادرت (حاج صالح) خوشنویسی بیاموزی. این اولین جرقه‌ی علاقه من به هنر خوشنویسی بود.از آن به بعد هر وقت می‌نوشتم مرحوم پدر مرا تشویق می‌کرد. ایام دبیرستان نیز معلم عربی‌امان مرحوم اسماعیل احمدی دلسوزانه مشوقم بود و می‌گفت: خط زیبایی داری و اغلب مرا پای تخته می‌فرستاد و درس عربی را می‌نوشتم.»
ترغیب‌های او عشق به هنر خوش‌نویسی را در وجود زانیار شعله ورتر می‌کند.گرچه این خطاط نوپا استادان مطرح خط را در خارج استان می‌شناخت ولی متاسفانه در شهر سنندج در زمینه خط نسخ استادی سراغ نداشت و در کلاس هیچ استادی به صورت حضوری تلمذ ننموده و تنها از روی آثار اساتید تمرین می‌کرد.
جوشش هنر خوشنویس در زانیار او را به فکر ترویج آن انداخت تا به قول خودش زکات هنرش را بپردازد. سال ۱۳۵۹ ه.ش نخستین نمایشگاه خوش‌نویسی انفرادی را در سنندج برپا می‌کند و علاقه‌مندان زیادی را به خود جلب می‌نماید. استاد در باره این نمایشگاه می‌گوید:«یکی از دوستان به نمایشگاه آمد وگفت کسی را سراغ دارم بنام آقای کمالی که خط زیبایی دارد من بیدرنگ خدمت استاد مهدی کمالی کردستانی رفتم و از ایشان در خواست کردم که به نمایشگاه تشریف بیاورند. حضور این هنرمند باعث راه‌اندازی کلاس خوشنویسی در شهر سنندج شد و این حرکتی موثر در ترویج این هنر در کردستان شد.» استاد زانیار مدتی خط نستعلیق کار می‌کند ولی بعد از مدتی با توجه به سابقه‌ی خانوادگی و علاقه زیاد به نوشتن آیات قرآن و احادیث شریف و همچنین وجود قرآن دست‌نویس به خط خاتو زینب از اولاد شیخ حسن مولانا‌آباد”جدمادری”در منزل استاد به خط نسخ روی می‌آورد. زانیار نوشتن تابلوهای قرآنی را پی می‌گیرد تا جایی که سفارشات بستگان و دوستان را در این خصوص رد نمی‌کند و با اشتیاق آنرا انجام می‌دهد. آنان نیز آثار را قاب گرفته و محل زندگی و کسب وکار خود را با آن زینتی دیگر می‌بخشیدند. در سال 1371 ه.ش جزء30 از قرآن کریم را با روخوانی ساده کتابت نمود و تاکنون چندین بار چاپ و مورد استقبال قرآن‌آموزان قرار گرفته است.
استاد می‌گوید: «روزی مشغول تلاوت قرآن بودم که نوع خط زیبای آن توجهم را به خود جلب کرد. خط استاد عثمان طه بود؛ ازآن‌پس شیوه تحریرم را تغییر دادم و به سبک استاد عثمان طه می‌نوشتم و تمرین می‌کردم و در این فاصله به مناسبت‌های مختلف (تولد فرزند، عیادت مریض و ازدواج و…) برای دوستان و آشنایان آیه‌ای را نگارش می‌کردم و به عنوان هدیه برایشان می‌بردم به گونه‌ای که اکثر دوستان توقع هیچ کادویی جز تابلوهای قرآنی را از من نداشتند.»
بدین گونه استاد سعی می‌کرد فرهنگ و مفاهیم قرآنی را با هنر خود از طریق تابلوهای خطی رواج دهد. در سال 1380 ه.ش با تاسی از سنت خانوادگی‌اشان (همان قرآن خاتو زینب) به فکر کتابت کل قرآن می‌افتد؛ به همین منظور سفرهایی به دیگر نقاط ایران می‌کند و نزد اساتید که در زمینه کتابت قرآن کار کرده‌اند می‌رود اما متاسفانه به گفته خود استاد هیچ‌کدام او را یاری نمی‌دهند. او می‌گوید:« در یکی از شهرها نزد کسی رفتم که سن و سالش هم از من کمتر بود و ادعا داشت سه بار قرآن را کتابت کرده است؛ از وی خواستم کپی یک برگش را برای الگو به من بدهد اما حاضر نشد و همکاری نکرد.» نکته جالب اینکه این رفتارها نه تنها وی را از ادامه راه بازنداشت بلکه وی را مصمم‌تر از گذشته ساخت.
روزی با خدای خود خلوت و با او عهد و پیمان بست که “بنده تو برای من کاری نکرد، از امروز تو استاد من هستی“و بدین ترتیب کتابت قرآن را در نهایت سادگی به شیوه خط استاد عثمان طه و اعراب‌گزاری ایران و تغییراتی در آن همچنین کلماتی از سبک خط نسخ ترک و سبک نیریزی را با هم ترکیب نموده و در 865 صفحه و اندازه 35 در50 سانتی‌متر در سال 1380 شروع و در سال 1384 به رشته تحریر درآورد. استاد در دوران کتابت قرآن هنرجویان زیادی را آموزش داده است. خود می‌گوید: «گفتم خدایا تو به من توفیق دادی که این کار بزرگ را انجام دهم من هم تعهد می‌کنم تا روزی که زنده‌ام این هنر را بدون هیچ‌گونه چشم‌داشتی به نیت پرداخت زکات، هنرم را به دیگران آموزش دهم.»
جالب است بدانیم استاد هیچگاه بدون وضو اقدام به نوشتن قرآن نکرده و خود می‌گوید از سال 1380 حدود 200 نفر شاگرد را آموزش داده‌ام و هیچ‌کدام بدون وضو وارد کلاس نمی‌شوند و هیچ ‌دام بدون وضو نیز در خانه تمرین نمی‌کنند. او به شاگردانش یاد آوری کرده چنانچه یک حرف را می‌نویسند، اگر کتابت قرآن است باید وضو داشته باشند.
در سال ۱۳۹۰ این اثر جاودانه و آثار دیگری از شاگردانش من‌جمله تابلوهای نفیس قرآنی که روشنی‌بخش هنر خوشنویسی و حسن قرآن دوستی در کردستان است از تاریخ 26 آبانماه الی 4 آذر در نگارخانه ارشاد سنندج در معرض دید عموم قرارگرفت و استقبال خوبی از آن شد. در ماه رمضان سال1390 مجددا کتابت قرآن را با تجربه بیشتر شروع و چهارسال تمام به اتمام رسانید. استاد می‌گوید: ”خیلی شب‌ها تا نماز صبح به کتابت مشغول بودم. این قرآن نسخه منحصر به فرد است و تاکنون قرآنی با این مشخصات کتابت نشده است. اندازه آن 50 در 70 سانتی‌متر در 365 ورق آیه کنار و730 صفحه و در سال 1394 به اتمام رسیده و کپی آن جهت تایید به دارالقرآن کریم تهران ارسال شده است”.
آثار دیگر استاد به شرح ذیل می‌باشد:
* ادعیه‌های قرآنی که در اکثر منازل و محل کسب و کار در شهر و روستا به چشم می‌خورد.
* جدول اوقات شرعی نماز به افق کردستان در سال ۱۳۷۵
* تابلوهای نفیس قرآنی (اسماءا… و اسماءالنبی (ص)، ربناهای قرآن و سوره‌های محمد (ص) -فرقان وق با ترکیب وطراحی زیبا.
استاد علاوه بر کتابت قرآن و تلاش در عرصه تعلیم هنر خوشنویسی به فعالیت‌های اجتماعی نیز مشغول و مسئولیت‌های زیر را عهده داراست:
۱-نماینده موسسات خیریه استان کردستان ۲- رئیس هیئت مدیره خانه خیرین امیدواران کردستان ۳-رئیس هیئت مدیره موسسه امام محمد غزالی سنندج ۴-مسئول گروه تحقیق ستاد دیه استان کردستان ۵-از بانیان انجمن پیشگیری از اعتیاد شهرستان سنندج ۶-مدیرعامل مجمع خیرین مدرسه‌ساز استان کردستان 7- عضو هیئت مدیره انجمن خیرین مسکن‌ساز بنیاد مسکن استان کردستان 8- عضو هیئت مدیره انجمن جسمی‌حرکتی ژیکان سنندج 9- دبیر شورای صلح و سازش دادگستری استان کردستان 10-عضو هیئت امناء ستاد دیه استان 11- دبیر شورای مجمع قرآن سنندج 12-عضوهیئت مدیره انجمن حمایت از استعدادهای برتر بنیاد نخبگان استان کردستان
طایفه گه‌لواخی علاوه براستاد زانیار، هنرمندان دیگری را در رشته‌های مختلف هنری و ادبی در دامن خود پرورانده که برخی از آنان معرفی می‌گردند.
* استاد امجد افراسیابی فرزند مرحوم عارف‌خان فرزند سعید لشکر افراسیاب در رشته خوشنویسی خط نستعلیق از تیره گاملی
* خالد احمدی فرزند مرحوم محمدسعیدخان فرزند مهدی‌خان(میخان بگ) فرزند احمدولی شاعر؛ محقق و نویسنده از تیره گاملی
* جمال گلباغی فرزند مجید فرزند عبدا…فرزند محمد فرزند ساروخان شاعر وادیب از تیره چوخه ره‌شی
* سعید قهرمانی رسولی فرزند علی فرزند محمدامین لطف‌ا… قهرمان (لفته فه‌ره‌ج)افراسیاب شاعر و ادیب از تیره گاملی
در این بخش شعر جمال گلباغی در وصف استاد زانیار بر اساس فن موشح (علی‌اشرف زانیار) تقدیم می‌گردد.
عه‌زیزم گیانه ڕووناکی چاوم
لێمی وه‌ر گره رێز و سلاوم
له کام باس بدوێم شیاوی تو بێت
به ڕاسی به‌رزی، به‌رزی بێته جێت
یاری یارێکی بێوێنه و ته‌نیا
ئه و یاره یاره له یار نه‌بو جیا
عاشقان ئه‌بێ ده‌رس له تۆ فێر بن
به قوربانت بێ، هه‌زار وه‌کوو من
زۆرکه‌س وێنه‌ی من دێنه پابۆست
ماچ ئه‌که‌ن خۆت و نووکی پێنوست
شاگوڵی باخان مه زره‌عه‌ی یه‌زدان
به نووک قه‌ڵه‌مت شه‌یتانت به‌زان
رازیم تا ماوم به شه‌و و به ڕۆژ
به ریش دامالم پووشی پێنووس تو
فه‌رزه بۆ ئێمه په‌یڕه‌و شافعی
رێزت لێگرین مه‌رد واقعی
زیانت گه‌یان به‌و چینه که وا
دیشی ده‌روونیان نه‌کرد له خوا
ئایات قورئانت نووسی خه‌ت به خه‌ت
بۆ دڵ زیندوان بوو به زیارت
نامی ئاسایی هاتیته مه‌یدان
نێوی کوردانت هێنا ناو سه‌ران
یادی حه‌قت کرد حه‌ق به‌رده‌وامه
خۆزگه به‌و که‌سه به دڵ ئیسلامه
ئاخ هه‌ڵ نه‌کێشی تا دوا هه‌ناسه
ئه‌و ڕێگا گرتی هه‌ر ئه‌وه‌ت به‌سه
راده‌ی زانیاری خوتی دانیشان
خوتت رزگار کرد،کاتی گیانکێشان
فه‌رموویه نامی نوسه‌ر بلیمه‌ت
چه‌ن سال له‌مه‌و پێش رویشت به ڕه‌حمه‌ت
هه‌ر که‌س پێشه‌وای (که‌لام‌ا….) بێ
ناگونجێ هه‌رگیز تووشی (به‌ڵا) بێ
به‌ڵا نه‌بینی له ڕوی ڕۆژگار
کاکه (عه‌لی) ناو، شوره‌ت زانیار
مه‌رحومی بابت روونه وجاخی
خادمی قورئان، کوره گه‌لواخی
جێی شانازیه بۆ خۆت و گه‌لت
(جه‌ماڵ) به قوربان نووکی قه‌ڵه‌مت

کامل(خالد)گلباغی – سنندج

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...