رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۲ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 23 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۲۳
  • کد خبر : 4267
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : بحران خبرنگاری در جهان سوم

جلسات تکراری ادارت و سازمان‌ها و موضوعاتی پیش پا افتاده‌ای که گاه مسئولین روابط عمومی‌ها هم حوصله نوشتن مصوبات آنرا ندارند، اداراتی که برای خودی نشان دادن معمولا با افرادی برای نوشتن پخش اخبارشان قرارداد می‌بندند، ماهانه پول می‌دهند، کارت هدیه و تقویم و جاسویچی و گاه ژتون یک رستوران در شهری کوچک و یا […]

جلسات تکراری ادارت و سازمان‌ها و موضوعاتی پیش پا افتاده‌ای که گاه مسئولین روابط عمومی‌ها هم حوصله نوشتن مصوبات آنرا ندارند، اداراتی که برای خودی نشان دادن معمولا با افرادی برای نوشتن پخش اخبارشان قرارداد می‌بندند، ماهانه پول می‌دهند، کارت هدیه و تقویم و جاسویچی و گاه ژتون یک رستوران در شهری کوچک و یا مهمان‌سرایی و افرادی که با رانت و آشنا و پارتی و وصل بودن به چند جا کارت خبرنگاری و یا امتیاز اختصاصی یک خبرگزاری داخلی را دریافت کرده‌اند، با جلیقه و دوربین و تبلت و کیفی دستی و گاه آرم یک خبرگزاری و معمولا در بیشتر نشست‌ها و جلسات رسمی و غیر رسمی ادارات جای آنها محفوظ است؛ از زوایای مختلف از رئیس اداره‌ای در حال چرت و یا تکرار مکررات بیهوده عکس می‌گیرند، از وسط سالن‌ها آبدارچی‌ها را هم به عکس گرفتن فرا می‌خوانند و…
آنچه توصیف شد شاید شکلی ناخوشایند از طیفی است که این روزها نام خویش را خبرنگار نهاده‌اند و از افتخاراتشان گرفتن پول از چندین خبرگزاری بابت جلسات اداری و یا عکس و مصاحبه با فلان مسئول ادارات است و بیشتر ایام سال کارشان توصیف و تمجید است؛ توصیف لکه‌گیری آسفالت، فاضلاب‌کشی فلان روستا و یا مچ‌گیری فلان مسئول در حال خوردن صبحانه در ساعات اداری. این طیف معمولا منافع شخصی شان در اولویت قرار دارد و عهد برادریشان با مسئولین و ادارات تا زمانی است که منافعشان تامین گردد و زمانی که مقرری قطع گردید به منتقد و مخالف تبدیل می‌شوند. آنها اطلاع‌رسانی را از دریچه منافع شخصی خویش می‌نگرند و موافق و مخالف بودن آنها با هرکسی بر مبنای منفعت شان است و مهمتر از همه مدعی‌اند و احساس می‌کنند دنیا بر روال اخبار آنها می‌چرخد و افکار عمومی را آنها جهت می‌بخشند. خیلی به روز باشند آنها براساس منافع حزبی و گروهی و جایی که پول دریافت می‌کنند می‌نویسند و معمولا سعی می‌کنند در زمان‌های مختلف خویش را با اوضاع هماهنگ سازند.‌‌‌‌‌‌

رخی دیگر برای پرش به مسئولیت‌های سیاسی و جایگاه شخصی گاه خودزنی می‌کنند اخبار جعل و دروغ منتشر می‌سازند، گاه برای رسیدن به خواسته‌هایشان باکی از تخریب، تهمت و افترا ندارند و با پرخاشگری و رفتارهای غیرمنطقی به میل خویش می‌تازند و خود را مدار حق و راستی می‌دانند و معمولا برای دیگران پشیزی ارزش قائل نیستند.
اینها و دهها خصیصه دیگر شرح حال گروهی است که در این وضعیت آشفته و بحرانی جهان سوم خویش را خبرنگار می‌نامند و قرار است تریبون تغییر و تحول باشند؛ اما متاسفانه آنها فاقد آگاهی، عقلانیت، آزاداندیشی جرات و جسارت‌اند و اگر از این میان معدودی دارای این ویژگی باشند قلم خویش را غلاف کرده‌اند و با خودسانسوری و درنظرگرفتن منافع‌شان حاضر به پرداخت هیچ هزینه‌ای نیستند؛ آنها در واقع آگاهی چندانی نسبت به فلسفه وجودی خبرنگار و روزنامه‌نگاری در عصر مدرن ندارند. اینها هرچند کار خبری انجام می‌دهند، بیمه و کارت خبرنگاری دارند و از طرح ترافیک، تعاونی مسکن، خرید و… بهره‌مندند اما آنها خبرنگار به معنی رسالت آن نیستند و شاید تا پایان کار خبری موثر و یادداشتی تاثیرگذار و یا سرمقاله‌ای جدی از خود نداشته باشند اما هرچه که هست آنها نان خبرنگاری را می‌خورند و چندان اهمیتی ندارد بهای نانی که می خورند چه می‌تواند باشد.
بنابراین آشنایی هم با اخلاق خبرنگاری ندارند پس بسیار ساده است در وضعیتی قرار می‌گیرند که حتی از سطح روابط عمومی و تلفن‌چی ادارات هم تنزل می‌نمایند و بیشتر به اموری مشغول می‌شوند که تاثیری در توسعه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ندارد؛ البته این اصل مهم را نباید از یاد برد که بافت قدرت در جهان سوم به گونه‌ای است که بستر رشد و نمو این طیف از خبرنگاران فراهم نموده و در راستای توسعه آن می‌کوشد؛ بنابراین چندان جای تعجب نیست که اگر شاهد عمومیت این شکل از خبرنگاری باشیم. کسانی که افتخارشان اتصال به قدرت و بهره‌برداری از مزایای آن است و بدون هراسی سانسور و چهارچوب خبرنگاری وابسته به قدرت را می‌پذیرند و نزدیک یک قرن است به استثناء دوره‌های کوتاهی از آزادی در جهان سوم شاهد این وضعیت بوده‌ایم هرچند صرف آزاد بودن فضای سیاسی و محدودبودن کنترل قدرت باز بخش زیادی از این افراد در همان پیله ذهنی خویش باقی می‌مانند و با تعصب و حزب و قوم و گروه و دسته‌گرایی و اولویت دادن منافع شخصی به عمومی به کار خویش ادامه می‌دهند.
قرن جدید اما با ظهور و شکوفایی دنیای ارتباطات دیجیتال رقم خورده است. ظهور اینترنت و فضای مجازی به ایجاد فرصت‌های جدید و استثنایی انجامیده است، فضای مجازی و اپلیکیشن‌های موبایلی سرعت ارتباطات و خبررسانی را بسیار شتاب بخشیده‌اند و گویا سیادت و سروری اطلاع‌رسانی کلاسیک در حال زوال است. شکل‌گیری رسانه‌های دیجیتال و ظهور شکلی جدید از خبرنگاری موجب به حاشیه رانده شدن خبرنگاری کلاسیک شده است.
خبرنگاری اجتماعی اکنون در کانون پیشرفت‌های جدید در عرصه خبرنگاری قرار دارد. بر اساس این الگوی جدید، خبرنگاران می‌توانند شهروندان و متخصصان، نخبگان را در امر طرح موضوع و ایجاد محتویات خبر دخیل سازند، شهروند خبرنگارانی در حال تولید و مخابره خبر هستند که در عین داشتن تخصص در حوزه فعالیت خویش و در عین شهروند بودن نقش خبرنگار را ایفا می‌نمایند؛ آنها دیگر همچون خوانندگان دهه‌های اولیه ظهور روزنامه‌ها از پیچیدگی اجتماعی و سیاسی بی‌خبر نیستند و اصولا به خبرنگاران به چشم واسطه بین دولتمردان و سیاستمداران نمی‌نگرند.
جوامع انسانی توسعه یافتگی را با شتاب پی‌می‌گیرند، سطح سواد و انواع آن بالا رفته است، دیدگاه سنتی به قدرت و سیاست در حال فرو ریختن است دولت در حال تبدیل شدن به دستگاهی خدمتگزار است و اقدامات و خدمات وی جزو وظایفش به شمار می‌آید.
دیگر گزارش صرف این اقدامات پیش پاافتاده جزو وظایف اصلی کار خبرنگاری نیست، جوامع در حال پیچیده شدن هستند انقلاب دیجیتال به این پیچیدگی و دهکده جهانی کمک کرده است و این روند نسل جدیدی را وجود آورده که دیگر تجربه های سنتی وی را راضی نمیکند و نمونه عینی آن گذر از روزنامه و رسانه های رسمی دولتی در کشورهای جهان سوم است مردم دیگر اعتماد و اشتیاقی به شنیدن اخبار رسمی ندارند، دیگر ادبیات رسمی جایگاه آنچنانی در خبررسانی دیجیتال ندارد، خبرها بیشتر با زبانی ساده و صمیمی منعکس می شوند و بحران ها و مشکلات اجتماعی و روایت وضعیت کوچه و بازار در صدر قرار دارد، مردم از تیترهای خسته کننده و تکراری و معمولا با یک قالب همیشگی حبرنگاران بیزارند و دیگر تمایلی به خواندن و شنیدن آنها ندارند باید بپذیریم انقلاب دیجیتال رخ داده است و همه نیاز به تجدیدنظر داریم.
دیگر محلی اندیشیدن، اولویت دادن به منافع شخصی و حزبی، سانسور و خودسانسوری، پادویی قدرت، خلط تحریب و نقد، تکیه بر ادبیات رسمی، گنگ، حماسی، توصیفی و تمجیدی، کتمان واقعیات، توهم توطئه، ریشه یابی مشکلات با حربه دشمن تراشی و توسل به عالم متافیزیک نمی تواند کورسویی از یک افق روشن ایجاد نماید مسیر آینده از فیلتر آگاهی، آزاد اندیشی، عقلانیت، انتقاد، شجاعت و جسارت می‌گذرد و تا زمانی که قلم خبرنگار با مردم و برای مردم نباشد نه وی و نه قلمش هیچ ارزشی نخواهد داشت و البته مراد از مردم همین انسان‌های کوچه و بازار با تمام شادی‌ها، مشکلات، غم و غصه‌هایشان است نه مردمی ذهنی و ایدئولوژیک که تنها در توهم یک سیاستمدار معنی می‌یابد و در هرحال خواسته‌های شخصی و جناحی اش را بنام خواسته مردمی مطرح می نماید که در عالم واقع وجود خارجی ندارند.
بنابراین کتمان نمی‌توان کرد هم اینک فراوان‌اند خبرنگاران حرفه‌ای، آزاداندیش و متعهد به مردم که برای دفاع از آزادی و نقد قدرت می‌کوشند هزینه می‌دهند، زندان می‌روند و جان خویش را در این راه قربانی می‌کنند و اگر قرار باشد در این روز زبان به تمجید و ستایش گشود قطعا تنها این دسته سزواراند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...