رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۲ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 23 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۵۳
  • کد خبر : 4270
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : بر ما چه می‌گذرد

وضع امروز کشور بر کسی پوشیده نیست مجموعه‌ای انبوه از مشکلات اقتصادی ملت را در چنبره‌ی خویش گرفتار کرده و روند زندگی را برای آنان سخت و دشوار کرده است. این فشارها و نارسایی‌ها اینبار در قالب تظاهرات و تحصن‌ها بروز کرده و مردم می‌خواهند مسئولان به چاره جویی بنشینند، شدت و حدت این نارسایی‌ها […]

وضع امروز کشور بر کسی پوشیده نیست مجموعه‌ای انبوه از مشکلات اقتصادی ملت را در چنبره‌ی خویش گرفتار کرده و روند زندگی را برای آنان سخت و دشوار کرده است. این فشارها و نارسایی‌ها اینبار در قالب تظاهرات و تحصن‌ها بروز کرده و مردم می‌خواهند مسئولان به چاره جویی بنشینند، شدت و حدت این نارسایی‌ها به حدی است که حضرات که معمولاً این گونه مسائل را انکار می‌کردند اینبار خود نیز معترف به مشکلات بوده و با صراحت بیان می‌کنند، اما به فوریت و عادت معمول تمام نارسایی‌ها را به دشمن نسبت داده و می‌خواهند وانمود کنند که دشمن با هدف مبارزه با نظام آنها را به مردم ایران تحمیل کرده است.
این لحن سخن گفتن البته چیز تازه‌ای نیست، چه در سالهای گذشته این کلام ترجیع‌بند مثنوی‌های سروده شده‌ی دولتمردان ماست که همیشه به سمع و نظر مردم رسانده و با این بیان دامن خود را از هرگونه خطا و سهو و ندانم کاری مبرا دانسته‌اند، کما اینکه در بررسی عمیق تحولات در این دوره ۴۰ ساله به این نتیجه می‌رسیم که اولاً مشکلات فعلی و گذشته ما نه از دشمن بلکه از ندانم‌کاری و سیاست‌بازی مسئولان در همه دوره‌ها بوده است. ثانیاً می‌شد دشمنی‌ها را کمرنگ و کمرنگ‌تر کرد و به جای آن همکاری و همراهی را جایگزین نمود، برای اثبات سخن ناگزیر به سیری سریع در گذشته هستم.
با پایان جنگ تحمیلی و برقراری آشتی، ترمیم خرابی‌های ناشی از جنگ مطرح شد، لذا دوران سازندگی شکل گرفت، سکان داران این دوره سیاست اقتصاد آزاد را در پیش گرفتند و از بانک جهانی مدد طلبیدند، مراکز تجاری و تولیدی و صنعتی دولتی را به بخش خصوصی خصوصی واگذار و اجازه دادند هر سازمان دولتی در حیطه مأموریت و مسئولیت خود شرکت‌های متعددی تأسیس که به نام شرکت‌های دولتی شناخته و بودجه آنها از خزانه دولت تأمین می‌شد اما حاصل کار آنها برای خودشان بود، پیروی از نظریات بانک جهانی مؤید حرکت در جهت سرمایه‌داری و ضد فقرا و مستضعفین است و شکاف طبقاتی را گسترده‌تر و تورم را به جامعه تحمیل می‌کند.
به واسطه مقاومت‌های داخلی از جنبه‌های مثبت سیاست بهره‌مند نشدیم اما با تمام وجود جنبه‌های منفی را پذیرا گشتیم، تورم تا ۵۰٪ بالا رفت و اقلیتی به ثروت و سامان رسیدند و اکثریت هم چنان محتاج ماندند از آنجا که بیان آزاد در این دوره ممنوع بود سخن‌ها در سینه‌ها ماند، سکان‌دار بعدی با علم به این واقعیت‌ها دوران خویش را اصلاحات نام نهاد و اعلام کرد که پیشرفت اقتصادی بدون پیشرفت سیاسی ممکن نیست لذا هم خود را صرف ایجاد فضای باز سیاسی کرد و مجال داد نشریات گوناگون شکل گیرند و صدای مردم را انعکاس دهند، این فضا خوشایند جناح قدرت‌طلب نبود که خویشتن را اصول‌گرا و تنها تعهد و مؤمن و اصول انقلاب می‌دانست، لذا در بستر تقابل با اصلاح‌طلبی شمشیر را از رو بسته و به سنگ اندازی در مسیر آن پرداختند و به واسطه آن اصلاح‌طلبی که به کودتای مخملی تعبیر شده بود مرتب سنگرها را تخلیه و وادار به عقب‌نشینی شد که تنها اسمی از آن باقی بود به طوری که سکان‌دار آن در پایان دوره اول ریاست جمهوری از مردم به خاطر عدم تحقق وعده‌ها عذر خواست و چشمان پر از اشک را به شهادت گرفت پس از این دوره صفحه‌ی جدیدی در کشور گشوده شد که به فصل بهارش می‌شناسیم؛ ویژگی این دوره ضدیت با علم و عقل و عمل در پرده اوهام و تخیلات است به طوری که جن‌گیر و رمال هم در هیئت دولت هم ظهور کردند. هشت سال دوران بهاری بر گردونه وعده و وعید بی‌بنیاد و خیالات شیرین گذشت و هیچی عاید ملت نگردید. صد البته به هدر رفتن همه توان و نیروی مادی و معنوی بود که یکی از شاخص‌های این فصل است که بهتر است به جای بهار خزان ایرانش نامید. بالاخره بهار نیز خزان واقعی کرد و به پایان رسید و دوره‌ای آغاز شد که نامش تدبیر و امید است و سکاندارش مدعی در دست داشتن کلید برای بازگشائی همه قفل‌های ناگشوده و حل همه مشکلات اقتصادی و سیاسی. تدبیران صلاح را در ترمیم روابط با خارج دانستند و سخنشان مقبول همه بود لذا با به کارگیری دیپلمات‌های کار کشته در صحنه بین‌المللی چرخش قهرمانانه خویش را آغاز و سرانجام پس از ۲ سال برجام را به انجام رساندند و با سلام و صلوات اعلام کردند که راه حل همه مشکلات فراهم شده است اما از آنجا که داخل مملکت صحنه‌ی قدرت نمایی جناح مخالف و صف‌آرایی سیاسی بود برجام نیز نتوانست مفید به فایده باشد. از همان روز اول مخالفت‌ها با آن به شیوه‌های گوناگون آغاز و از اجرای آن ممانعت شد سرانجام پس از تغییر مدیریت در آمریکا و تداوم مخالفت‌ها با برجام ریاست جمهوی امریکا با خروج از آن و تحمیل مجدد تحریم‌ها علیه ایران ما را به نقطه اول بازگرداند.
این بررسی اجمالی ما را به این حقیقت مسلم رهنمون می‌سازد که ما در تمام این ادوار فاقد برنامه منسجم و ملی برای اقتصاد و اداره امور مملکت بوده‌ایم. در خلال این ایام جنگ جناحی و قدرت‌طلبی و کسب منافع شخصی و گروهی تداوم و کانون‌های متعدد قدرت و ثروت شکل گرفته‌اند که هرکدام تنها خود را وارث انقلاب دانسته و مایل به همراهی با دیگران نیستند. آنان که تداوم حیات توأم با بهره‌مندی از همه مزایا و امکانات را در گرو تندروی و تهدید و شعار و ارعاب می‌دانند نمی‌خواهند آرامش در مللکت فراهم و کشور در مسیر توسعه و پیشرفت گام بردارد.
آنان با تعبیر ناروا و تنگ‌نظرانه از مفاهیم انقلاب به خود حق می‌دهند که همه امکانات مادی و معنوی این سرزمین را در خدمت اهداف توأم با اوهام خود به کار گیرند و در منطقه خاور میانه یکه‌تازی کنند؛ اینان غافلند که برای رسیدن به چنین هدفی باید نخست کشور را آباد و جای پای خود را محکم کنند. این وضعیت ما از بعد اقتصادی بود که هیچ‌گاه برنامه مدون و مشخصی نداشته‌ایم، از بعد سیاسی هم به همین بلا گرفتاریم. قوانین حاکم بر مناقشات سیاسی حکم می‌کند که طرف قبل از پای گذاشتن در میدان مبارزه باید به نکات مهمی توجه کند، نخست با برآورد واقعی از توان خود نقاط قوت و ضعف را بشناسد و سپس همین رویه را در شناخت طرف یا طرف‌های خود به کار گرفته و معرفتی کامل در مورد آنها به دست آورد. گام بعدی شناخت دوستان یا دشمنان در مسیر مبارزه است که لازمه آن شناخت کامل موارد منافع مشترک یا تضاد منافع است، حضرات مصر به ادامه خصومت و دشمنی با غرب هیچ‌گاه چنین قوانینی را رعایت نکرده‌اند لذا به نتایج حاصل از عدم انجام چنین برآوردهایی هم فکر نکرده‌اند آنان به قوانین حاکم بر سیاست و اقتصاد در جهان امروز بی‌توجه و خویشتن را بی‌نیاز از مشورت با صاحب‌نظران دانسته و هر عاقل و عالمی را عامل دشمن فرض و در طرد وی کوشیده‌اند و از آنجا که سال‌ها بر بستر قدرت رانده و ثروت هنگفتی اندوخته‌اند فساد و رانت را در جامعه مشروع به طوری که در هر بحث و بیان گوشه‌هایی از این آفت و بلاها کشف و همگان از ابعاد آن مطلع می‌شوند.
با توجه به مطالبی که به عرض رسید نتیجه‌گیری می‌کنیم که اگر مسئولان کشور از روز اول توسعه و پیشرفت را در قالب آرمان‌های اولیه انقلاب برای ایران هدف می‌گرفته و پیروی از قوانین و قواعد مسلم علمی گام در ره می‌نهادند و پشت پا به زراندوزی و قدرت‌طلبی می‌زدند و هم و غم خود را صرف آبادانی و آرامش ملت می‌کردند امروز ایران با آن همه مواهب خدادادی در زمره یکی از پیشرفته‌ترین کشورهای جهان بود که می‌توانست الگویی برای همه به ویژه کشورهای مسلمان باشد؛ بدین گونه صدور انقلاب از طریق مسالمت‌آمیز صورت می‌گرفت و هر کدام از حضرات به جایگاه امیر کبیر صعود می‌کردند و امروز ملت در مدح آنان شعار می‌داد اما سازهای ناکوک جمع صاحبان قدرت در این مملکت سمفونی پر از دردی را می‌نوازد که جز فقر و عقب‌افتادگی و محرومیت نویدی ندارد.
پس از امضای برجام شرایط خوبی برای مملکت ما پیش آمد و طرف‌های مذاکره با حسن نیت با ما رفتار کردند؛ اگر این حسن نیت از طرف ما پذیرفته و گام به گام در ره آشتی پیش می‌رفتیم و از شرایط به نفع مملکت استفاده می‌کردیم وضع به گونه‌ای دیگر بود؛ اما دیدیم که از همان روز اول با مخالفت با برجام آن را به شیر بی‌یال و دم و اشکم موصوف در مثنوی معنوی تبدیل کردند و با رفتارهای مشکوک و گفتارهای نامسئولانه در هر مقام و منبری فضای پر از توهم ایجاد کردند و با تظاهر به قدرت و به رخ کشیدن توان خویش یکباره منطقه را به دشمن مبدل نمودند و این شاخ و شانه کشیدن آشکار و علنی که به مسابقه‌ای بین مدعیان قدرت در این سرزمین مبدل شده چنان چهره ما را در جهان مخدوش کرده که همه با سوء ضن به ما نگاه می‌کنند و مدیریت جدید آمریکا به استناد همین رفتارها و گفتارها از برجام خارج و اینک مجدداً تحریم ها را برقرار کرده است و از آنجا که اقتصاد مملکت بر بنیانی سست استوار و از همان ابتدا بیمار و ناتوان بوده دیدیم با اظهار نظر یک خطی مقامات آمریکایی بازار ایران دچار تزلزل شد و ارز و طلا دو شاخص اقتصاد در جهان به یکباره ره صعود پیمود و مسئولان را به اتخاذ تصمیماتی واداشت که کارساز نبود لذا مجدداً تغییر سیاست دادند که آنهم از ابتدا معلوم است کارساز نخواهد بود.
در زمینه مسائل سیاسی هم چنین رفتار شده است؛ از همان قدم اول شعار اصلی انقلاب که نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی بود به نه غربی با شرقی تبدیل شد. حضرات نمی‌دانستند که قدرت‌های جهانی علی‌رغم تضاد ظاهری دارای اشتراک منافع در دنیا هستند و این اشتراک منافع وصل و پیوست‌هایی بین آنها ایجاد کرده که بر پایه منافعشان می‌باشد. شرق تمایل ایران به نزدیکی را که پناه بردن به خاطر خطر گرگ تشبیه کرد و ما را گاو شیردهی دانست که باید از ما بهره گیرد لذا تا آنجا که در توان داشت و دارد ما را دوشیده و می‌دوشد، بازار مملکت پر از اجناس بنجلی است که از این گونه دوستان و از طریق کانون‌های قدرت و ثروت بدون رعایت موازین قانونی وارد کشور شده و رکود مراکز تولیدی داخلی را سبب شده است. شرق در بستر تقابل با غرب به بهترین وجه از خیالات بلندپروازانه صاحبان قدرت در ایران استفاده کرده و فرصت داده که در تمام کانون‌های بحرانی در خاورمیانه حضور یابیم و سرمایه‌های مادی و معنوی خود را هزینه نمائیم؛ پر واضح است که در نهایت بین شرق و غرب تفاهم فراهم و متضرر اصلی ما هستیم. ملت ایران با درک این واقعیات و در شرایطی که به واسطه مشکلات اقتصادی تحت فشار شدید است می‌خواهد صدای اعتراض و نارضایتی خود را به گوش مسئولان برساند اما کو گوش شنوا.
در این میان برخی نیز بر طبل خشونت می‌کوبند و سعی دارند برچسب ناچسب بیگانه پرستی و فرمانبری از اجنبی را به ملت فهیم و آزاده نسبت دهند. حق این بود که دولتمردان با صراحت و شجاعت با مردم روبرو و ضمن عذر خواهی به خاطر ایجاد مشکلات برای مردم، ملت را به همراهی برای حل آنها فرا می‌خواندند و مجروحین و مصدومین و محبوسین را نوازش و چون امیری مسلم عمل می‌کردند. ای کاش مسئولان ما ملت ایران را سزاوارتر از اغیاری می‌دانستند که اعتبار کشور را صرف آنان می‌کنند؛ ای کاش عملکرد مسئولان ما به گونه‌ای بود که ملت از انقلاب خویش پشیمان نمی‌شد، ای‌کاش ای‌کاش و ای‌کاش.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...