رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۷
  • السبت ۱۲ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 19 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۵۲
  • کد خبر : 4299
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : ستارگان دیار کردستان
این شماره؛ سیف‌الله جعفری

ستارگان دیار کردستان

در این دیار و خاک ستارگانی طلوع کرده‌اند که تابش نور آنان بسیاری از تاریکی‌ها را روشن نموده و راه را برای آیندگان هموار ساخته‌اند. سیف ا… جعفری یکی از این ستارگان است که بدون درس و مکتب ظاهری قله‌های عشق ومعرفت را از دیارخویش تلمذ کرده و با بهره‌گیری از ذوق و استعداد خدادای […]

در این دیار و خاک ستارگانی طلوع کرده‌اند که تابش نور آنان بسیاری از تاریکی‌ها را روشن نموده و راه را برای آیندگان هموار ساخته‌اند.
سیف ا… جعفری یکی از این ستارگان است که بدون درس و مکتب ظاهری قله‌های عشق ومعرفت را از دیارخویش تلمذ کرده و با بهره‌گیری از ذوق و استعداد خدادای زبانش چون نامش برا است و واژگان زبان مادری و فارسی را چون موم برایش نرم کرده وبا نظم و نثرتوانسته مکنونات درونی را بر زبان جاری نماید. وی بدرستی مصداق این کلام زیبا و نغز منجی عالم بشیریت حضرت محمد المصطفی (ص) است که فرمود: من اخلص لله اربعین صباحا ظهرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه: یعنی هرکس ۴۰ روز اعمالش خالص برای خدا باشد چشمه‌های معرفت از قلبش بر زبانش جاری می‌گردد.
او در عین صداقت و آراستگی ظاهر درونش لبریز از رشحات نور و معرفت آموخته از عشق و دلدادگی است که می‌تواند با زبان برایش آنرا بیان و شنوندگان را مسحور نماید. غنای فرهنگ کردی و ایرانی – اسلامی در او موج می زند و زینت بخش محافل ومجالس فرهنگی – ادبی و دینی است .
در سال ۱۳۶۴ برای اولین بار در دکان مرحوم حاجی میرزا بابااحمدی خیابان انقلاب فعلی (سیروس سابق) که بنده شاگرد ایشان بودم وی را دیدم . در دکان‌های آن موقع این خیابان بزرگانی کاسبی می‌کردند که هرکدام شخصیتی بودند که در عین ارائه خدمات به آحاد مردم، خود مرجع علم، ادب وتاریخ بودند که می‌توان به بزرگانی چون حاجی نصرا…محمدیان بزاز – حاج برهان فرزامی – حاج محی الدین جلالی بوربان- حاجی عبدالحسن نادری- برادران حاج سیدسعدالدین و حاج سید احمد ذلکه واستاد شکرا…خیاط و در پاساژ شهبازی برادران میرزا علی و میرزا عباس عبدی و همچنین حاج اقبال مازوجی و حاجی کالی و فرزندش علی کالی و… اشاره کرد. محل کسب و کار این بزرگان همواره مرکز تجمع ادبا وفصحا و علما بود و به شیوه‌های مختلف آنان را را مورد حمایت قرار می‌دادند و روزانه دهها نفر برای رفع حاجات خود به این بزرگان مراجعه می‌کردند و اینان نیز با نهایت دلسوزی و خیرخواهی مشاوره، نصیحت و صلح و سازش در بین آحاد مردم برقرار می‌کردند.در حقیقت بازارکلاس درس ایثار و ادب و مردم‌داری بودند. هیچ‌گاه ازیاد نمی‌برم که نهایت سوگند این بزرگان به میز جلو دستشان بود و می‌گفتند: به قداست این میز که بر روی آن لقمه نان حلالی برای خود و خانواده دست و پا می‌کنم.
به یاد دارم که تازه وارد دکان پارچه فروشی مرحوم حاج میرزا شده بودم، روزی بر روی میز نشستم. با عتاب مرا منع کرد که این میز وسیله رزق است چگونه برآن تکیه می‌دهی!؟ چنین کاری ناسپاسی است. باور کنید بدون وضو دست به نیم متر و قیچی متراژ پارچه نمی‌زدند و…
سیف ا… جعفری را در چنین مکانی دیدم و از همان ابتدا به عظمت روحی او پی بردم؛ بعدها همواره اورا می‌دیدم وگاهی هم از طریق رادیو و برنامه (نیمه‌روباش) صدا و شعرش را استماع می‌کردم. بعدها هم از طریق اخوی عزیزم؛شاعر خوش‌قریحه جمال گلباغی بیشتر ارتباط داشتم و اخیرا استاد علی اشرف زانیار که خود از ستارگان پرنور این دیار است با تهیه رایانه‌ای برای دختر بزرگوار استاد جعفری اشعار و مطالب این فرزانه در حال تدوین است که قرار است توسط مدیر دلسوز و فداکار انتشارات علمی کالج طبع و نشر گردد. .
سیف ا… جعفری فرزند صالح در سال ۱۳۱۷ ه.ش در روستای خروسه منطقه کلاترزان تولد یافت و اگرچه روزگار نامساعد او را ازدرس و مکتب بازداشت اما هوش سرشار و استعداد ذاتیش وی را در زمره بزرگان این دیار قرار داده است. در شماره‌های بعدی آثار و اشعار این شاعر دلسوز منتشر می‌شود.

کامل(خالد) گلباغی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.