رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۷
  • السبت ۱۲ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 19 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۳:۵۱
  • کد خبر : 4326
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : آنچه که بودیم و آن چه که باید باشیم
نگاهی به حرکت‌های مردمی مریوان

آنچه که بودیم و آن چه که باید باشیم

شهادت چهار عزیز پرپر شده در آتش‌سوزی کوه‌های مریوان، همگرایی عمیقی میان مردم ایجاد کرد، مخصوصا نام کاک شریف باجور؛ همان کسی که حلقه‌ی اتصال تمام گرایش‌ها و رنگ‌ها بود. شخصی بدون رنگ و در اوج تلاش و از خودگذشتگی که معرف کل فعالیت‌های انسان دوستی و زیست محیطی مریوان و کردستان بود. خبر سوختن […]

شهادت چهار عزیز پرپر شده در آتش‌سوزی کوه‌های مریوان، همگرایی عمیقی میان مردم ایجاد کرد، مخصوصا نام کاک شریف باجور؛ همان کسی که حلقه‌ی اتصال تمام گرایش‌ها و رنگ‌ها بود. شخصی بدون رنگ و در اوج تلاش و از خودگذشتگی که معرف کل فعالیت‌های انسان دوستی و زیست محیطی مریوان و کردستان بود.
خبر سوختن آن عزیزان، همه مردم را در حیاط بیمارستان گرد هم‌آورد و پس از چندی مردم به صورت خود جوش و برای تقدیر از آن عزیزان و نوعی اعتراض مدنی به آتش‌افروزی‌ در جنگل‌های مریوان و زاگرس، از حیاط بیمارستان تا شبرنگ و از آن جا تا بیمارستان ره پیمودند و هر آن به جمعیت افزوده گردید.
روز بعد جمعیتی عظیم از تمام اقشار و لایه‌های جامعه و انجمن‌ها این بزرگان را تا جای استقرار ابدیشان، مشایعت نمودند.
دو روزکامل خیل بسیار مردمان، زن و مرد در مسجد و در جلو دکه کاک شریف گرد آمدند و به همدیگر تسلیت گفتند و در هر دو مکان برنامه‌های مردمی اجرا گردید، اما چند نکته جالب که خود در تمام این مدت رصد نمودم و توجهم را جلب نمود:
* مردم به صورت خودجوش به ره پیمایی و مشایعت روی آوردند و در این مسیر به تندروی و افراط نلغزیدند و این نشان از نهادینه شدن و عمق جنبش مدنی در میان مردم مریوان داشت.
* در تمام مسیر و در این چند روز و باوجود ازدحام بسیار زیاد ناسزاگویی و خشونت فیزیکی میان مردم اتفاق نیفتاد.
* هیچ ماشین و خودرو پارک شدهای آسیب ندید و کسی خراشی بر آنها وارد ننمود.
* هیچ زن و دختری مورد اهانت، تحقیر، آزار جسمی و کلامی قرار نگرفت در حالی که به تنهایی یا همراه با دوستان خود در طول شب و روز در کل مراسم‌ها حضور فعالی داشتند.
* مجادله، جدال، هرزه‌گویی شنیده نمی‌شد؛ در عوض همیاری و همکاری و همدلی در میان همه، موج می زد.
* کمتر کسی را می‌دیدی که سلفی بگیرد و بیشتر از دیگران عکس و فیلم می‌گرفتند؛ این یعنی از خودمحوری به دیگر اندیشی رسیده‌ایم.
* در این چند روز و در حرکتی غیر برنامه‌ریزی شده عکس پروفایل‌ها و مطالب پیج‌ها و کانال‌ها و گروه‌ها در شبکه‌های مجازی به این واقعه اختصاص یافت و کمتر کسی عکس شخص شخیص خودش را منتشر کرد.
* خود مردم بدون برنامه‌ریزی‌های لازم‌الاجرا، در میدان باوه‌ڕهشی جمع می‌شدند و به بیان نکاتی از سوختگان و انجمن‌های مردمی و شهر می‌پرداختند در حالی که برای انجام چنین برنامههایی در دیگر جاها، کلی هماهنگی و برنامه‌ریزی انجام بگیرد و با زحمت اجرا شوند.
اینها و موارد مثبت دیگری که در ذهن خوانندگان عزیز جولان می‌دهد و من بدان‌ها نپرداخته‌ام از جوانب مثبت و آشکار این رویداد ناخوشایند بود که نشان از فرهنگ متعالی و تغییر رفتار مردم مریوان به سوی تثبیت مبانی شهرنشینی و شهروندی در میان عامه مردم دارد و جلوه‌گاهی از تلاش همه‌ی فعالین مدنی و انجمن‌های متنوع و متفاوت شهر می‌باشد.
اما سوال این جاست که آیا کاملا به هدف دلسوزان این شهر رسیده‌ایم؟
آیا هنوز راهی هست که طی نکرده باشیم و لازم است انجام شود؟
صادقانه باید گفت هنوز راه زیادی باقی مانده و در آغاز راه هستیم تا بتوانیم یک شهروند شهرمحور شویم و انجمن‌های مردمی، هنوز راه زیادی پیش رو دارند تا برای رسیدن به آن نقطه طلایی از حرکت باز نایستند.
– هنوز شهرنشینان بسیاری را در کوچه و خیابان و مسیر زریبار و اطراف شهر، می‌توان دید که پیاده و سواره، تنقلات و میوه‌ها و تخمه‌های خود را می‌خورند و بازماندههایش را در مسیر می‌ریزند.
– هنوز افراد بسیاری هستند که فیلتر سیگار خود را به خیابان و مسیر می‌سپارند.
– هنوز گردشگران زیادی هستند که پس از برگشت، زباله‌ها و نایلون‌های خود را به یادگار، در طبیعت رها می‌کنند و سیرانگا و گردشگاه‌ها را به زباله‌دان، تبدیل می‌کنند یا آتش کباب خودرا خاموش نکرده و گاه موجب آتش سوزی می‌شوند.
– هنوز کشاورزان ودلالانی هستند که برای توسعه زمین کشاورزی و ملکی خود ممکن است درختان جنگلی حاشیه زمین را آتش بزنند تا چندین متر به‌خاک خود افزوده و سودی بیشتر نصیب خود کنند.
– هنوز کسانی هستند که در داخل شهر و در مسیرهای گردشگری مریوان، با ویراژهای ناگهانی موتور سیکلت وماشین خود، آلودگی صوتی ایجاد کرده و گاه موجب خسران و زیان جسمی و جانی به خانواده خود و دیگران می‌شوند.
هنوز کسانی هستند که به بهانه کسب روزی از درآمد مرز، باسرعت‌ و لایی کشیدن‌ها و سبقت‌های نادرست خود، دیگران را زهره‌ترک نموده و موجب حادثههای ناگوار خواهند شد و همشهریان را به عزا می‌نشانند.
– هنوز هستند کسانی که احساس می‌کنند نباید پشت چراغ قرمز بایستند و آن را توهینی به خود می‌دانند و با روش‌های مختلف، سعی در رد کردنش دارند و موجب خسارت‌های بزرگی می‌شوند.
هنوز می توان کسانی را دید که نمی توانند مخالفان خود را تاب بیاورند و به جای درک درست از مخالف خود و استفاده از گفتگو و استدلال و… فقط چاقو و قمه می شناسند و هرزه‌درایی و اهانت و توهین و فحاشی را اساس کار خود قرار می دهند و فکر می کنند که از این راه بسیار مشهور می شوند و یا لقب آزادگی و جوانمردی بر سینه خواهند زد.
هنوز هستند کسان و جریان هایی که همه چیز را در راستای شعار خود می دانند و احساس می کنند تنها راه نجات مردمند و باید مردم آنها را انتخاب کنند و در غیر این صورت، کسانی که چنین نکنند بی اندیشه و خرفت و احقمند و فکر می کنند برای آزادگی و نجات باید راه آنها را طی کنند و بس.
متاسفانه در همین واقعه نیز عده‌ای از همین تفکر، سعی در قبضه کردن همین واقعه به نفع خود نمودند تا رنگ و شعار و افکار خود را بر همگان تحمیل کنند در حالی که آن چه روی داد دردی بود بر دل تمام شهر و برتمام انجمن های مردمی و تلاش دلسوزان این شهر که هر کدام به نوعی و در مسیری و در جوانبی مختلف در راستای تعالی شهر، برای درست کردن شهری همگون با پذیرش تفاوت های رنگی و بینشی همدیگر، می کوشند.
چه دلسوزانی در این شهر، که عمری است برای این هدف کوشیده و اکنون پیر شده‌اند و هنوز در تلاشند . چه بزرگانی در این شهر داریم که هر کدام جایگاهی ویژه دارند و با اندیشه‌های متفاوتشان در پی تعاملند و دوست ندارند تفرق و تضاد و برخوردهای فیزیکی اوائل انقلاب در همین شهر را بار دیگر ببینند و دست های سرخ شده از خون همشهریان خود را بار دیگر ماچ کنند.
به همین دلیل باید از شریف و همراهانش، از تک تک فعالین مدنی این شهر با اندیشه‌های گوناگونشان، و از تک تک آن مرد و زن بازاری و فرهنگی و محجب و غیر محجب و ماموستای آینی و …. که در مراسم های این چند روز حضور داشتند باید یاد گرفت که همدیگر را بپذیریم و بدون تحقیر دیگران و سعی در خودپنداری، همه باهم شهری خوبتر، فرهنگی تر و کنشگرتر بسازیم که این خواسته کاک شریف و شهدای ژینگه ما و همه فعالین مدنی و انجمن های مردمی سطح شهر می‌باشد.
مگر نه این که خود کاک شریف و دوستانش، رشد یافته و پرورش یافته همین جو تعامل انجمن ها بودند و در همراهان خود انجمن چیا، به عنوان یک انجمن مردمی فعال در کنار دیگر انجمن ها، انواع اصناف و اقشار و افکار در کنار هم گرد آمده‌اند و به امر ژینگه پاریزی پرداخته‌اند؟؟؟
بیایید همگی شریف باشیم و برای بهتر شدن شهرمان با هم بکوشیم فراتر از افکار و اندیشه‌های دینی و سیاسیمان….

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.