رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۷
  • السبت ۱۲ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 19 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۲:۴۷
  • کد خبر : 4355
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : حراج شرف یا احتکار پوشک

این روزها گرانی دلار و عدم تامین ارز واردات بسیاری از کالاها موجب کمبود آنها در بازار شده است، بازاری که متشکل از تجار، فروشندگان، خرده فروشان و دستفروشانی است که نه آمریکایی هستند، نه عوامل و ایادی استکبار جهانی و نه ربات ها و سخت افزارهای طراحی شده برای فروش و سود بیشتر، بازار […]

این روزها گرانی دلار و عدم تامین ارز واردات بسیاری از کالاها موجب کمبود آنها در بازار شده است، بازاری که متشکل از تجار، فروشندگان، خرده فروشان و دستفروشانی است که نه آمریکایی هستند، نه عوامل و ایادی استکبار جهانی و نه ربات ها و سخت افزارهای طراحی شده برای فروش و سود بیشتر، بازار متشکل از تجار و بازرگانانی است که برادر، پسر عمو، دایی و پسرخاله های ما هستند، آنها همه متولد و شناسنامه این کشور را دارند، خیلی از آنها ظاهر موجه، محترم، نجیب، با انصاف و معتمد مردم هستند، خیلی هایشان حج رفته اند، کربلا رفته اند، در عید قربان و فطر و ایام محرم و اربعین ریش هایشان را فرم می دهند، لباس خاص می پوشند، سفره می اندازند، ورد زبانشان حلال و حرام و گناه و ثواب است، الگویشان را پیامبر و امامان و صحابی هستند آنها شیعه و سنی و با باورهای گوناگون هستند، و خیلی های دیگر آنها تیپ مدرن هستند بیزینسمن هستند، به ایران بزرگ و آباد باور دارند به جان و سبیل کوروش قسم می خورند، زرتشت را پیامبر نیکی ها می دانند، مدام مردم اروپا را به رخ همه می کشند، از سوئیس دم می زنند. اما همه آنها در یک مساله متفق القول و همراه هستند و آن هم کسب سود بیشتر با هر راه مشروع و نامشروع، قانونی و غیرقانونی.
پای سود شخصی در میان بیاید نه منفعت عمومی معنی دارد، نه ملت و ناسیونالیسم، نه امت اسلامی و نه قوم و عشیره، صرفا جیب خود و فرزندانشان پر باشد تفاوتی نمی کند همسایه شان از گرسنگی بمیرد، برای دو ریال سود بیشتر از هیچ کم فروشی، گران فروشی، جنس تقلبی و…. رویگردان نیستند، دلار گران شده اما مگر تمام وسایل و مایحتاج مردم با دلار تامین می شود؟ مگر میوه و سیفی جات بجای آب از دلار تغذیه می کنند؟ دلار گران شده اما چرا فروشندگان با ارز دولتی موبایل وارد می کنند و آزاد می فروشند؟ چرا دلار دولتی برای موبایل و خودرو لوکس وجود دارد اما برای دارو به بهانه تولید داخلی و تشابه اسمی وجود ندارد؟ چند نوع دارو اینک به بهانه وارد نشدن در بازار سیاه خرید و فروش می شود، چه میزان داروی خارجی الان در انبارها احتکار شده است؟ چرا وجدانمان را خوابانده ایم؟ کاسبان تحریم و غیر تحریم ندارد جامعه ای که اعضایش به همدیگر ستم نمایند ستم نظام سیاسی امری محتوم و وعده الهی است، زمانی که در بازار تاجری رحم به جان فرزندان این جامعه نمی کند شیرخشک و پوشک را احتکار می کند، در واقع وی با این کار هم ثابت کرده که جان انسانهای کنونی و آینده برای وی ارزشی ندارد و هم اخلاق، انسانیت و شرف را به حراج گذاشته است، ما مست و منگ سود و جیب و منافع پست دنیوی هستیم اما در واقع داریم چوب حراج به شرف و وجدانمان می زنیم. وگرنه کدام حیوان و درنده‌ای را سراغ دارید که برای کسب سود بیشتر حاضر به گرسنگی، بیماری فرزندان خویش باشد، و برای پولدار شدن حاضر باشد کودکان را همچون پله ونردبان ترقی زیر پاهایش له و نابود کند.
به راستی فاجعه است در جامعه‌ای با این همه پایگاه‌های تبلیغاتی و رسانه و مراکز و تریبون‌های بی‌شمار در حال آموزش وترویج اخلاق و فرهنگ اسلامی اینک بعد از چهار دهه شاهد احتکار پوشک بچه، شیر خشک و دیگر مواد غذایی و مایحتاج ضروری مردم باشیم، بعد از چهار دهه چرا چنین جامعه‌ای با این حجم از دروغگویی، ریاکاری، سودجویی و حراج شرف مواجه است؟ یک روز تجاوز و کشتن کودکان توسط نامادری و ناپدری و دیگران، روزی دیگر بریدن گوش کودکی زباله گرد و اینک احتکار پوشک و شیرخشک، با وجود عدم اعتقاد شخصی ام به اعدام اگر حکم قاتل آتنا و ستایش اعدام باشد باید احتکار کننده پوشک و شیرخشک و مواد غذایی را نیز اعدام نمود.
در محاصره اصفهان در حمله اشرف افغان در زمان شاه سلطان حسین صفوی مردم از فرط جوع و گرسنگی دست به خوردن جسد مرده کودکانشان زدند، اینک که به وضعیت کنونی مان می نگرم می اندیشم دور نیست که در آن روزگار خیلی ها ممکن است کودکان دیگران را کشته و خورده باشند و اینک هم که نیک بنگری این گونه اعمال غیرانسانی تفاوت ماهوی با آن کارها ندارد و باید گریه کرد به حال مردمی که برای تامین منافع شخصی و پر شدن جیب شان چوب حراج بر شرف و وجدانشان می زنند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.