رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۰ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 21 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۲:۵۸
  • کد خبر : 4359
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : کُرد، کارت بازی یا بازیگر

بیش از ۴۰ میلیون انسان تحت نام و نشان کرد در کشورهای آسیایی زندگی می‌کنند که عمده آنها در چهار کشور ایران، عراق، سوریه و ترکیه هستند، اقلیتی از این جمعیت در روسیه و قفقاز و اقلیتی نیز به صورت پراکنده و بیشتر مهاجر در اروپا به سر می‌برند. وطن اصلی این ملت پراکنده همان […]

بیش از ۴۰ میلیون انسان تحت نام و نشان کرد در کشورهای آسیایی زندگی می‌کنند که عمده آنها در چهار کشور ایران، عراق، سوریه و ترکیه هستند، اقلیتی از این جمعیت در روسیه و قفقاز و اقلیتی نیز به صورت پراکنده و بیشتر مهاجر در اروپا به سر می‌برند. وطن اصلی این ملت پراکنده همان خاک کردستان است که جبر زمان و جور زمانه داران آن را بین چهار کشور خاورمیانه تقسیم و سبب پراکندگی آنها شده است در همین حال حاکمیت‌های کشورهای چهارگانه این مردم را تنها به صورت دوفاکتو به عنوان هموطن می‌شناسند اما قلباً مایل به روا داشتن حقوق مشروع هموطنی به انها نیستند و اگر چون عراق مجبور به قبول تعیین منطقه فدرال برای کرد شده‌اند اما مرتباً در تلاشند که به هر بهانه و مستمسکی آنها را محدود و محدودتر کرده و از استحقاق‌های مشروعشان بی‌بهره سازند.این حاکمیت های چهارگانه به همین اندازه هم قناعت نمی کنند، بلکه دائماً در تلاشند با اجرای برنامه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی اولاً محرومیت و عقب افتادگی اقتصادی را بر آنها تحمیل نمایند تا برای ادامه حیات مجبور به اطاعت و فرمانبرداری شوند، ثانیاً از منظر سیاسی آنها را در تنگنا گذاشته و از هر حرکت حق طلبانه آنها جلوگیری کنند. ثالثاً با تلاشی پیگیر به صورت گام به گام و پیگیر در فرهنگ آنها نفوذ کرده و تغییر ماهیت دهند به طوری که کرد به عنصری بی هویت مبدل و معنویت خود را فراموش کند. رابعاً قدرت نظامی و امنیتی را بر انها حاکم تا زمینه اجرای دیگر برنامه ها مهیا و بدون مقاومت به انجام برسد.
این شیوه معمول و مستمری است که در یکصد سال گذشته در این منطقه علیه کرد این چهارمین ملیت خاورمیانه اعمال شده و چهار کشور علیرغم تضاد در بسیاری زمینه ها در این مورد متفق و توأم با هم عمل کرده اند و گر مجال یابند در آینده نیز به همان شیوه عمل می کنند.از بعد فرا منطقه ای به ظاهر سیاست ها متفاوت اما در باطن تأییدی بر عملکرد چهار کشور بوده است.
خاورمیانه منطقه ای استراتژیک با منابع و معادن غنی مورد نیاز برای توسعه و پیشرفت اقتصادی و دریاها و آبراههائی که رفت و آمد در آن را سهل و آسان کرده است، در همین منطقه تنوع قومی و نژادی و دینی و مذهبی از سایر نقاط بیشتر و تنازع و تقابل بین این کمیت ها و کثرت‌ها سابقه تاریخی داشته و در بستر زمان استمرار و میراث این خشونت و خصومت به نسل های فعلی هم رسیده است. چنین منطقه ای با چنین ساکنانی طعمه ای مناسب برای قدرت های فرا منطقه ای بوده و در پیوسته تاریخ به ویژه یکصد سال گذشته بارها و بارها شاهد ترک تازی آنان در خاورمیانه بوده‌ایم این یغماگران متمدن که خود مبدع و مبتکر منشورهای حقوق بشر و آزادی و دموکراسی هم هستند و برای حفظ و اشاعه آنها سازمان های بین المللی را تأسیس و به ظاهر سیاست های خود را بر پایه آنها تنظیم کرده اند در نگاه به خاورمیانه با اتکا به این منشورهای انسانی و به بهانه نادیده گرفتن آنها در خاور میانه دخالت، و این آرمان های والا را پرده ای برای لاپوشانی اهداف سیاسی و اقتصادی خود کرده‌اند، کُردها همیشه یکی از گزینه های این قدرت‌ها برای وادار کردنشان به حرکت در مسیر اهداف سیاسی و اقتصادی خود بوده و هرگاه به هدف خویش نایل آمده‌اند با حاکمان سازش و کُردها را رها کرده اند. شاهد این مدعی در تاریخ خاورمیانه و کُرد فراوان است قیام های شیخ عبدالله نهری، شیخ شمزینان، شیخ سعید پیران، آگره‌داخ، اسماعیل آقا سمکو، جمهوری کردستان و قیام مرحوم ملا مصطفی بارزانی نمونه های برجسته ای از دخالت مزورانه قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در خیزش های کُرد و خیانت به آنهاست که از پشت به کُرد خنجر زدند و پیکر مجروحش را به حاکمان سپردند تا مثله کنند.
در اینجا و به جهت روشنگری بیشتر به دو مورد اشاره می کنم:
در سال ۱۳۲۱ زمانی که اولین هیئت کُرد از مهاباد به باکو سفر کرد باقرف نخست وزیر آذربایجان شوروی در دیدار با آنها وعده‌های فریبنده می‌دهد و آنها را به حمایت شوروی دلگرم و می‌خواهد در جهت سیاست انها عمل کنند. پس از پایان دیدار مرحوم عمرخان شکاک از رؤسای بزرگ عشایر کُرد که همراه هیئت بوده به مرحوم قاضی محمد هشدار می‌دهد به وعده‌های توخالی روس‌ها عمل نکند. وی اسماعیل آقا سمکو را به خاطر می‌آورد که روس‌ها وعده‌های بس بزرگتری به او دادند و بعداً عمل نکردند. خان از قاضی می‌خواهد که حداقل نوشته‌ای از روس‌ها بگیرد و چون چنین مکتوبی ارائه نمی‌شود در این سفر قاضی محمد و هیئت همراه سیاست دیکته شده‌ی روس را قبول نمی‌کنند اما متأسفانه در سال ۱۳۲۴ هیئت دوم که از کُردهای سیاسی و بدون تجربه بودند به حمایت شوری دلگرم شدند و بعداً آنچه که نباید پیش آمد در همان زمان مرحوم قاضی محمد در آخرین نامه‌اش به استالین تمام آن وعده و وعیدها را به یاد می‌آورد و شدیداً معترض می‌شود که چرا حداقل وعده‌ها در موردشان عملی نشد. استالین در جواب نامه مرحوم قاضی حکومت وقت ایران را دموکرات حافظ حقوق ملت معرفی و از وی می‌خواهد که با آن همکاری کند. این از عملکرد ابر قدرت شرق نسبت به کُرد که بواسطه وعده نفت شمال از حمایت از کُرد خودداری کرد و اما از عملکرد غربی‌ها در خلال قیام مرحوم ملامصطفی بارزانی علیه رژیم بعث، بارها پیش آمد که بعث در برابر رزمندگان کُرد ناتوان و حاضر به سازش بود اما آمریکا و حکومت شاهنشاهی ایران چنان وعده‌هایی به رهبر قیام می‌دادند که او را از توافق با رژیم عراق باز می‌داشت. در سال ۱۳۵۳ و بعد از قرارداد الجزایر شاه در دیدار با مرحوم ملا مصطفی و جمعی از شخصیت‌های کُرد توافق خود با عراق و عدم حمایت از قیام را به آنها اعلام می‌نماید، هیئت کُرد به جمع به این حرکت ناجوانمردانه شاه اعتراض کردند که حتی آقای دکتر محمود عثمان با شاه درگیری لفظی پیدا می‌کند بطوریکه شاه با عجله محل دیدار را ترک و مأموران گارد، هیئت کُرد را به خارج محل ملاقات هدایت می‌کنند؛ بعدها که مرحوم ملا مصطفی به جهت معالجه به آمریکا رفت مقامات آن کشور از جمله «هنری کسینجر» وزیر خارجه وقت آمریکا هم در دیدار با ایشان مصلحت سیاسی را عامل پشت کردن به کرد ذکر نمود؛ همان مصلحتی که چند سال بعد مشمول هم‌پیمان شاه هم شد و شرایط سقوطش را فراهم کردند.
یک دو روزی پیش و پس شد ورنه از جور فلک
بر سکندر نیز بگذشت آنچه بر دارا گذشت
این از تاریخ؛ اما زمان حال در حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی حتی ترکیه هم‌پیمان آمریکا در ناتو با آمریکا همراهی نکرد و اجازه نداد آمریکا از پایگاه اینجرلینگ ترکیه استفاده کند تنها کُردها بودند که تمام‌قد با آمریکا همراهی و موجبات شکست رژیم صدام را فراهم کردند و در شکل‌دهی عراق جدید نقش اساسی داشتند. بر این اساس کُردها با امریکا همراه و حکومت جدید را تشکیل دادند؛ حکام جدید عراق و قبل و بعد از تشکیل دولت جدید به تصویب قانون اساسی مرتباً به کردستان رفت و آمد و از توان مادی و معنوی کُرد به جهت تقویت خود استفاده می‌کردند پس از تشکیل نظم جدید تا انسجام آن با کُردها مدارا کردند اما پس از آن راه مخالفت با کُرد را پیمودند. از اجرای ماده ۱۴۰ خودداری و از به رسمیت شناختن جنایات صدام چون انفال و بمباران شیمیایی حلبچه به عنوان نسل‌کشی شانه خالی کرده و بر خلاف نص صریح قانون از جبران خسارت و پرداخت سهمیه۱۷٪ کُرد در بودجه عراق خودداری کردند. با سربرآوردن داعش و شکست ارتش عراق در برابر آن کُرد تنها نیرویی بود در یک جبهه ۱۰۰۰ کیلومتری با تروریست‌ها مقابله و آنها را شکست داد و مورد تشویق افکار عمومی جهان قرار گرفت؛ اما دولت مرکزی همچنان به عناد علیه کُرد ادامه داد و سرانجام در ۲۰۱۷ به بهانه برپایی رفراندوم از زمین و هوا کُردستان را محاصره سیاسی و اقتصادی کرد و با نیروی نظامی به کردستان حمله و ۵۰٪ از خاک کردستان را متصرف شد؛ آمریکا و غرب همه این وقایع را از نزدیک دیدند اما کوچکترین قدمی در حمایت از کُرد و منطقه فدرال بر نداشتند.
در سوریه که از ابتدای تشکیل آن در ۱۹۲۵ اقلیت کُرد ساکن آن بخش کردستان که ضمیمه خاک سوریه شده تحت شدیدترین فشارها بودند. برنامه ۱۲ ماده‌ای برای ذوب آنها در جمعیت عرب سوریه پیاده و اجرا شد. آنان هیچ‌گاه موفق به اخذ شناسنامه از دولت‌های سوریه نشدند؛ در سال ۲۰۱۱ و همزمان با شروع بهار عربی، کُردها در سوریه قیام و زیستگاه‌های خود را از لوث وجود بعثی‌های سوری پاکسازی کردند. با ظهور داعش آنان مقاومتی جانانه در برابر این گروه تروریستی کردند که نمونه آن مقاومت در کوبانی است که مورد تأیید و تشویق جهانیان قرار گرفت. آمریکا با کُردهای سوریه وارد مذاکره شد آنها را به جنگ علیه داعش تشویق نمود، کُردها «رقه» مرکز خلافت مجعول را پاکسازی کردند و بر تمام کُردستان سوریه مسلط شدند، سال گذشته آنان آماج خشم دولت ضد کُرد ترکیه قرار گرفت که خیال تصرف کردستان سوریه را دارد دو ماه تمام در برابر ارتش عضو پیمان ناتوی ترکیه و مزدورانش از گروه‌های تروریستی داعش و النصره و غیره مقاومت کرد و چون گلوله‌ای برای شلیک نداشت عقب‌نشینی نمود. ترکیه عفرین را تصرف و به ریشه‌کنی نژادی در آن منطقه پرداخت و همه جور ستم را بر مردم غیر نظامی وارد و حتی عزم تصرف منبج و کوبانی و قامیشلی و دیگر مناطق کُردنشین را دارد اما آمریکا که دارای نیروی نظامی در سوریه است کوچک‌ترین مخالفتی با تجاوزگری‌های ترکیه نکرده است.
رجب طیب اردوغان دیکتاتور ترکیه به اتکاء حمایت ناتو قصد اشغال تمام کردستان سوریه و بخش اعظم کردستان عراق را دارد اما امریکا ساکت و صامت نظاره گر تجاوزگری دیکتاتوری ترکیه است؛ همین دیکتاتور در ترکیه کمر به نابودی کُرد بسته و حتی نمایندگان کُرد در مجلس ملی را به زندان انداخت و اقدام به ویرانی مناطق کُردنشین و ریشه‌کنی کُرد کرده است اما دریغ از یک کلام سرزنش آمیز از غرب و آمریکای مدعی دموکراسی و آزادی حقوق بشر. این دوگانگی در حرف و عمل چه معنی می دهد؟
اگر به تاریخ مراجعه کنیم بهتر به اصل ماجرا پی می‌بریم؛ یکصد سال پیش که بر طبق قرارداد سایکس‌پیکو غرب خاورمیانه را شکل داد برخلاف وعده‌های قبلی از جمله پیمان سور حقی برای این چهارمین ملیت خاورمیانه قائل نشد و اجازه داد بین چهار کشور تقسیم شوند، امروز نیز سیاست غرب بر همان گردونه می‌چرخد؛ آنان نمی خواهد کُرد دارای کیان مخصوص به خود باشد، می‌خواهد در حالت بین مرگ و زندگی تحت حاکمیت‌های چهارگانه زندگی کند و هر زمان خواست چون کارت بازی از آنها استفاده کند، چرا سرنوشت کُرد بر این دور تسلسل باطل می‌چرخد؟ چرا سال‌ها و دهه‌هاست که کُرد کارت بازی دولت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است؟ چرا همه‌ی قیام‌های حق‌طلبانه کُرد به واسطه خیانت به شکست منتهی و حاکمان در حقشان جنایت کرده‌اند؟
درست است که قدرت‌های فرامنطقه‌ای در پی کسب منافع سیاسی و اقتصادی خویش هستند و خویشتن را در برابر سرنوشت دیگر کشورها و ملل مسئول نمی‌دانند. ایضاً درست است که حاکمان کشورهای دارای اقلیت کُرد از بعد ملی و مذهبی با کُرد در تضادند و به همین سبب در عداوت هستند و این مردم را بر نمی‌تابند اما به باور نگارنده مشکل اصلی از خود کُرد است که با تفرقه و تشتت در بین خود پیوستگی و همبستگی را ذایل و به کمیت‌هایی تقسیم کرده که به راحتی به اسباب بازی سیاسی مبدل می‌شوند.
کُرد اگر ادعای مدنیت بیش از ۳۰ قرن می‌کند که دارد و اگر مدعی بودن به عنوان ملت است که هست و اگر ادعا می‌کند که برخاک آبا و اجدادی می‌زید که صحیح است، باید استراتژی یک ملت را اتخاذ و با رد و طرد تشکل‌ها و احزاب سیاسی تنگ‌نظر و منفعت‌طلب متشکل و سیاست واحدی را در قبال قدرت‌های فرا منطقه‌ای اتخاذ نمایند و خواهان موجودیت سیاسی مستقل خویش باشند. هر فرد یا هر جمع یا هر تشکل و حزب کُردی صرفاً به خود و منافع شخصی و حزبی نگاه نکند. در صورتی که شخصیت‌های مدعی رهبری کُرد بتوانند بین خویش هماهنگی ایجاد کرده و سیاست واحدی را پی‌ریزی کنند نیروی عظیمی از توان مادی و معنوی و نظامی شکل خواهد گرفت که قدرت‌ها نمی تواند آن را نادیده بگیرند. در آن صورت کُرد نه کارت بازی بلکه به بازیگری پرتوان در صحنه سیاست در خاورمیانه مبدل خواهد شد که اولین حاصل آن شناسایی رسمی این کیان از سوی همگان است.

ناصر کانی‌سانانی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...