رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۴ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 13 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷ - ۱۳:۵۱
  • کد خبر : 4398
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : چه شد که به تحصن کشید

روژان:

اجازه دهید یک راست برویم سر اصل مطلب، اگر لیبرالیسم مبتنی بر مکانیسم بازار و یک ایدئولوژی جدید بود، نئولیبرالیسم یک قدرت یک پارچه جهانی است؛ نوعی متمرکز کردن تمرکززدائی ها! سیستمی که در آن بانک‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند و یک شبکه وسیع جهانی تشکیل می‌دهند و با استفاده از ابزاری به نام تکنولوژی به سیطره‌ی بی چون و چرای خود ادامه می‌دهند. چندی پیش و در سپتامبر ۲۰۱۸ عکس معلمی روی مجله تایم درج شد با این نوشته: «من یک کارشناسی ارشد دارم، شانزده سال سابقه کار، دو شغل دیگر هم دارم و پلاسمای خونم را هم می‌فروشم تا بتوانم هزینه‌هایم را تامین کنم. من یک معلم در آمریکا هستم»
در دنیای بیت کوین‌ها دیگر تضادهای آنتاگونیستی مربوط به بخش مولد نیست بلکه بخش‌های خدماتی را در بر می‌گیرد و سطحی دیگر از چالش‌ها را ایجاد می‌کند، سال‌هاست که فروکاست تحلیل‌های اقتصادی به واحد ملی دِمُده شده و بدون ارزیابی نزاع میان نیروی کار ذهنی و فیزیکی با سیستم سرمایه‌داری در مقیاس جهانی نمی‌توان برداشت درستی از شرایط را تصور کرد.
بحران اقتصادی در کشور درست از نقطه‌ای آغاز شد که به نام بهره‌وری و مبارزه با ناکارآمدی اداری، شعار توسعه مبتنی بر خصوصی‌سازی داده شد و منابع در دست خصولتی‌ها قرار گرفت و بانک‌ها و شرکت‌های تازه خصولتی شده، خود به اَبَرحباب‌سازان تبدیل شدند؛ شوک درمانی‌ها آغاز شد، همگام با اختلاس‌های نجومی، نوسانات و رانت‌های اطلاعاتی، مسئولان به مدافعان منافع بلند مدت اصحاب قدرت و ثروت تبدیل شدند و این اقتصاد غیرعادلانه ایجاد شد و از بخش‌های مولد تا بخش خدمات، از کشاورزی تا مخابرات، از خودرو تا فن‌آوری، از معادن تا پتروشیمی، از مسکن تا بهداشت، از مناطق آزاد تا بنادر، از ارز دولتی واردات تا خام‌فروشی به نام صادرت، همه چیز تحت فشار طبقه‌ی متحد و قدرتمندی درآمد که تا حدی اجازه‌ی بهره‌برداری از مادیات را به افراد می‌دهد تا بتوانند برای آنها تولید ارزش افزوده کنند و به شکل موجودی دائما مقروض و بدهکار، تحت فشار نئولیبرالیسم جهانی، طعم نئولیبرالیسم وطنی را هم بچشند و مضاعف هزینه دهند؛ چیزی که اقتصاد نئوکینزی و فریدمنی را با هم گاهی جمع و گاهی تفریق می‌کند و این باری به هر جهتی را به وجود آورده که محصولش این است که آموزش و پرورش به یک بنگاه تجاری تبدیل شود؛ معلم‌ها و دانش‌آموزان در وضعیت مناسبی نباشند و موسسات غیرانتفاعی و کنکوری و… با اشتهای سیری‌ناپذیر و معده‌ای آزمند یک گردش مالی نجومی را رقم بزنند.
منشا درد ما جای دیگری است، جایی که ساخت بروکراسی رانتیر می‌شود و اقتصاد به کنترل اقلیتی در می‌آید که تنها یک منطق دارند و آن انباشت هر چه بیشتر سود.
عدول از مبانی انقلاب که یکی از مهمترین ارکان آن عدالت اجتماعی و تحقق آرمان مستضعفین است نتیجه‌ای در پی ندارد جز اینکه به تضاد تکست و کانتکست بیانجامد و در ابعاد ماکرو و میکرو بستری را هم برای بهره‌برداری دشمنان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و بازنمایی‌های وارونه ایجاد کند.
منطق یک معلم در اعتصاب این است: چرا باید وضع من چنین باشد؟ چرا قدرت خرید من پایین است؟ چرا حقوق‌ام کفاف مخارجم را نمی‌کند؟ پرسش‌ها البته ساده، پاسخ‌ها اما دشوارند و در این روند نیز شبکه‌های معاند نقش دایه‌ی مهربان‌تر از مادر بازی می کنند و سعی دارند ریشه‌های هویتی و دست‌آوردهای انقلابی ملت ایران را مورد حمله قرار دهند اما چگونه است که چشم خود را بر بحران‌های اجتماعی و اقتصادی کشورهایی که آنان را حمایت می‌کنند می‌بندند و از این رهگذر وضعیت ما را دوزخی و وضعیت مزدبگیران و اقشار ضعیف دیگر جوامع را عدنی نشان می‌دهند!؟
نگاهی به سیر روند اعتراضات دانشجویی مبنی بر پولی‌سازی دانشگاه، گلایه های کارگری، نگرانی رانندگان، دلشوره‌های پرستاران و تحصن معلمان که در چهار سال اخیر روند صعودی یافته به ما یادآوری می‌کند که امروز دو دشمن در مقابله جبهه‌ی انقلاب صف‌آرایی کرده‌اند؛ اول اقلیت سوداندوز سیری‌ناپذیر داخلی و دوم امپریالیسم نوین ایالات متحده‌ی آمریکاست.
بدین‌سان باید دلسوزان و افرادی که دل در گرو چشم انداز امام (ره)، رهبری فرزانه، شهدا، دین، آئین و وطن دارند در مقابل این زیاده‌خواهان که در کنج هر نهاد و ارگان و بانک و شرکتی جا خوش کرده‌اند، صف‌آرایی کنند و از یاد نبرند که دشمنِ دون به این دلخوش است که مردم را در مقابل انقلاب و آرمانشان تصویر کند که باید گفت، زهی خیال باطل.
اگر دولت، مجلس و دیگر ساختارها به صورت شفاف و اقناعی با مردم سخن بگویند و اگر میل به انحصارزدایی از ساحت سیاست و اقتصاد عطف به مقوله عدالت اجتماعی توام با مبارزه ی جدی با فساد و رانت شکل بگیرد بی‌شک آینده‌ای مسرت‌بخش پیش روست، همانگونه که علی‌رغم مشکلات فوق‌الذکر کشور در حوزه‌های مختلف پیشرفت‌های بی بدیلی داشته که حاصل وفا و اعتقاد به مبانی انقلاب بوده است.
با برداشتن گام‌های عملی و تلاش‌های صادقانه در زمینه‌ی احقاق حق و دلجویی از معلمان، این ذخایر استراتژیک انقلاب همچون گذشته بر عهد خود پایبند خواهند بود که علی‌رغم این اعتراضات هم این پایبندی در قلب‌ها و ذهن‌های آنان پابرجاست، یاران صدیق انقلاب در دولت، مجلس و تمامی دستگاه ها تلاش خود را دو چندان کنند و ضمن شنیدن گلایه‌ها و رفتن به سوی راه حل‌های مقطعی در ترسیم چشم‌اندازهای بلندمدت اقتصادی و اجتماعی هم، عدالت را محور رشد قرار دهند تا خطی که سود را در محور توسعه قرار داده به حاشیه رود و الیگارشی اقتصادی تعدیل و کنترل شود.
این امید وجود دارد که این دوران گذار تاریخی به گونه‌ای طی شود تا “ما”تر از پیش بشویم و با اندوخته و تجربه‌های تاریخی خویش به آن مقصد عالی که برای آن از جان و تن دریغ نکرده‌ایم نزدیک‌تر شویم که فرمود: فاستقم کما امرت برای ساختن ایرانی آزاد، برابر و آباد در پرتو اسلام ناب که پاسدار انقلاب خود است و با توجه به دو جمله از امام (ره) و رهبری عزیز این افق قابل دسترس است نگذارید انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیفتد.
پیشرفت در عرصه‌های مختلف به معنای واقعی کلمه رخ داده اما در زمینه «عدالت»اقرار می کنیم که عقب مانده‌ایم.

ثریا مطهرنیا

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...