رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۷
  • الإثنين ۱۴ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Monday 21 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷ - ۱۴:۳۹
  • کد خبر : 4429
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : زریبار  و  فوبیای نیزار

زریبار نیز همچون بسیاری از پتانسیل‌ها و مشکلات این سرزمین همواره یکی از بهانه‌های شهرت و نام‌آوری بوده است؛ تمام کاندیداهای شورای شهر و نمایندگی مجلسی در شهر مریوان هر کدام به فراخور حال خود همیشه گوشه چشمی به زریبار داشته‌اند و کم پیش آمده در بنرهای تبلیغاتی‌اشان نامی از زریبار به میان نیاورده باشند. […]

زریبار نیز همچون بسیاری از پتانسیل‌ها و مشکلات این سرزمین همواره یکی از بهانه‌های شهرت و نام‌آوری بوده است؛ تمام کاندیداهای شورای شهر و نمایندگی مجلسی در شهر مریوان هر کدام به فراخور حال خود همیشه گوشه چشمی به زریبار داشته‌اند و کم پیش آمده در بنرهای تبلیغاتی‌اشان نامی از زریبار به میان نیاورده باشند. در بین مدبران اجرایی نیز کمتر فرماندار و شهرداری در این شهر سراغ داریم که یکی از برنامه‌هایش رسیدگی به زریبار نبوده باشد. زریبار نقل محافل انجمن‌ها و سازمان‌های مردم نهاد، فعالان زیست محیطی و مدنی تا شاعران و عاشقانش بوده است.
در چند دهه گذشته برداشت بی‌رویه آبهای زیرزمینی، ورود آبهای جاری و سیلاب، ورود فاضلاب‌های شهری و نزدیک شدن محوطه‌های مسکونی به حریم زریبار مهمترین خطر موجود را شکل داده است؛ مساله‌ای که به گفته سازمان محیط زیست بیشترین آسیب‌ها را برای زریبار و محیط زیست آن به دنبال داشته است. ورود لجن و خاک موجود در آبهای روان و سطحی به زریبار موجب ته‌نشین شدن آن در اطراف دهانه چشمه‌های زیرزمینی زریبار می‌شود و به تدریج می‌تواند آنها را تنگ و تنگ‌تر نماید هرچند بارش باران و خروشان شدن این چشمه‌ها می‌تواند بخشی از آنرا باز به سطح آب آورده و در صورت روان شدن آب، بخشی از آن از بستر زریبار خارج می‌شود که به نظر می‌رسد بستن سد بر خروجی آب زریبار می‌تواند باعث افزایش این رسوبات و مانداگاری آنها در حریم زریبار شود.
از سوی دیگر ایجاد سد و مانع بر روی آبهای جاری و سیلابهای فصلی به داخل زریبار می تواند مانع جدی برای جلوگیری از ورود رسوبات و لجن باشد به گفته کارشناسان محیط زیست این کار از سال ٨۵ در حال انجام و اینک تقریبا به پایان رسیده است.
اما بحث نیزارهای زریبار و لایروبی و سوزاندن آنها که در چند دهه گذشته توسط مدیران و نمایندگان پیگیری شده و می‌شود کاری صرفا تبلیغاتی و سیاسی است و هیچ‌گونه پایه و پروپوزال علمی و کارشناسی در پشت آن وجود ندارد و حتی از قرار معلوم در دوره‌های قبل یکی از نمایندگان مجلس با همکاری برخی از اعضای انجمن‌های مردم‌نهاد دستگاهی را به قیمتی گزاف برای لایروبی و برداشتن نیزارها خریداری نموده‌اند که هیچگونه توجیه علمی و کارشناسی نداشته و همان زمان بودجه زیادی در این راستا هم حیف و میل شده است. از این دست اقدامات فراوان‌اند؛ تشکیل کمیته نجات‌بخشی زریبار، آمد و رفت مسئولین استانی و کشوری و شانتاژ خبری آن با تصاویری از قایق‌سواری به جز هزینه رفت و آمد و میزهای رنگین نهار و شام و صرف میوه و دسر و بردن تلویزیون و سوغات مرزهای مریوان چه رهاوردی برای زریبار داشته است. تا حالا چند پروژه تحقیقاتی علمی در مورد زریبار انجام شده است؟ چرا بعد از چهار دهه یک متولی مشخص برای زریبار تعیین نمی‌شود؟ اگر منظور سیاسی‌کاری و حیف و میل بودجه نیست چرا سازمان محیط زیست تمام مسئولیت زریبار را برعهده نمی‌گیرد؟ مزایده و اجاره سالیانه به شهرداری و آن همه آشفتگی و بی‌نظمی چه معنی دارد؟ زمانی که کارشناسان محیط زیست بصورت علمی و مستدل اعلام می‌کنند حذف نیزار یعنی مرگ زریبار، دیگر این همه آمد و رفت و شعار لایروبی برای چیست؟ وقتی متخصصین می‌گویند حتی از حجم نیزارها کم شده است چه لزومی دارد نماینده مجلس غیر کارشناسانه هنوز از برداشتن نیزارها صحبت می‌کند؟ چه دلیلی دارد هر مسئولی برای پوشاندن ضعف و کم‌کاری‌هایش به زریبار پناه می‌برد؟ چرا دست از سر زریبار بر نمی‌دارند؟ اگر دلسوز زریبار هستند چرا حریم آنرا با قدرت هرچه تمامتر محافظت نمی‌کنند؟ چرا برخی محلات شهر مریوان در حال پیشروی به داخل نیزارها هستند؟ چرا مساله فاضلاب‌ ورودی به زریبار یک‌بار برای همیشه حل نمی‌شود؟ چرا مدیرکل محیط زیست استان عملکرد کمیته نجات‌بخشی زریبار را رسانه‌ای نمی‌کند تا همگان بدانند برای زریبار چه کرده‌اند، آنرا از چه چیزی می‌خواهند نجات دهند؟ آیا اصلا زریبار در خطر است؟ چه خطراتی آنرا تهدید می‌کند؟ این کمیته چه اقدام نجات‌بخش عملی انجام داده است؟ چرا بدون توجه به زیست‌بوم گیاهی و جانوری جاده ترانزیت و کمربندی در لب آب ساخته شده و می‌شود؟ چرا کسی نمی‌گوید تهدید اصلی سکونت‌گاه‌های شهری و روستایی چسبیده به زریبار هستند؟ چرا کسی از تردد تریلی‌های نفتک‌ش در لب آب دریاچه شکایتی نمی‌کند؟ پاسخ آسان است: چون این امور قابل حل هستند و می‌شود آنها را رفع و رجوع کرد، اما نیزار هم کلان است و هم نشدنی و لایروبی و برداشتن نیزار امری غیرممکن و غیرعلمی است؛ بنابراین بی‌دردسر است و خوراکی تبلیغاتی و انگار از فرماندار تا شورای شهر و نماینده‌ مجلس فوبیای نیزار دارند.
موضوع نیزارها آشکار و قابل رویت است؛ سالانه چند نفر هم عمدی و یا ناخواسته آتش به جان آنها می‌اندازند و دود و خاکسترش برای مردم داخل شهر مریوان ایجاد مزاحمت می‌کند و این هراس به سادگی القا می‌شود و نیزار را عامل مرگ زریبار معرفی می‌کنند و در بیشتر سال‌ها شاهد بیان مسائلی در رابطه با این نیزارها بوده و هستیم و هنوز هم انگار در ذهن افراد زیادی وجود دارد؛ اما به گفته کارشناسان محیط زیست و انجمن‌های زیست محیطی و کارشناسان مستقل، این نیزارها خود بخشی از وجود و عامل بقای زریبارند که رسوبات و لجن را به خود جذب می‌کنند و همین خوراک ماهی‌ها می‌شود. جدای از آن نیزارها زیستگاه ده‌ها گونه جانداری است که به صورت دایمی ساکن زریبارند و یا سالانه به صورت فصلی بدانجا مهاجرت می‌کنند و سوزاندن، لایروبی و حذف نیزار، تنها به مرگ بیشتر زریبار می انجامد.
زریبار و مسائل و موضوعات و مشکلاتش کاملا تخصصی‌اند و نیاز به پژوهش، تحقیق و مدیریت علمی واحد دارند؛ بنابراین آغشته نمودن زریبار با بازی‌های سیاسی و مغشوش نمودن اذهان مردم به بهانه دلسوزی برای زریبار، تنها به نابودی زریبار منجر خواهد شد. مسئولین محترم؛ لطفا برای کسب شهرت و جایگاه شغلی و سیاسی از نام زریبار سوء استفاده نکنید.

افراسیاب جمالی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.