رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۷
  • الإثنين ۱۴ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Monday 21 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۹۷ - ۱۴:۴۸
  • کد خبر : 4434
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : ما و آینده‌ی «دنیاها»

طی روزهای اخیر حادثه‌ای کام جامعه و مجموعه آموزش پرورش را تلخ کرد؛ حادثه‌ای که معلول بحران‌های بودجه‌ای اخیر آموزش و پرورش و محرومیت دو چندان نقاط کم‌برخوردار است. بحران‌هایی که به دلیل تغییر نگرش به مبحث آموزش رایگان، حقوق معلمان، تخصیص و جذب بودجه، اعتبارات عمرانی و سایر متغییرها موجب فشار سیستماتیک به بدنه […]

طی روزهای اخیر حادثه‌ای کام جامعه و مجموعه آموزش پرورش را تلخ کرد؛ حادثه‌ای که معلول بحران‌های بودجه‌ای اخیر آموزش و پرورش و محرومیت دو چندان نقاط کم‌برخوردار است. بحران‌هایی که به دلیل تغییر نگرش به مبحث آموزش رایگان، حقوق معلمان، تخصیص و جذب بودجه، اعتبارات عمرانی و سایر متغییرها موجب فشار سیستماتیک به بدنه آموزش و پرورش شده است؛ تمام این مسائل در کنار عدم دفاع شایسته مسئولان دولتی و مجلسی از نهاد حساس آموزش و پرورش در شرایطی که همه ما مشکلات اقتصادی کشور و دشمنی‌های ایالات متحده، چالش‌های منطقه‌ای و دیگر پارامترها از جمله سیاست‌های عنان گسیخته خصوصی‌سازی را می‌دانیم این نیاز را ایجاب می‌کند که با همدلی، اتحاد و مدیریت علمی و صحیح منابع و اعتبارات و با لحاظ اصل اساسی عدالت اجتماعی این شرایط را با هم پشت سر بگذاریم.
همه ما درد فقدان «دنیا ویسی» را در قلب‌هایمان احساس کردیم، بهت، سکوت، نقد، نوشته و تحلیل‌های بسیاری در این باب نگاشته شد؛ فضای روانی جامعه تحت تاثیر قرار گرفت اما درد فقط به این فقدان فروکاسته شد و مسئولان از پیگیری حقوق دنیا و خانواده‌اش گفتند، گویی با یک پیگیری کوچک درد دنیا تقلیل و تخفیف پیدا می‌کند اما اینجا تنها سخن از غم دنیا نیست بلکه سخن از نگرانی از وضعیت دنیاهای دیگری است که در مدارس بی‌بهره از کمترین استانداردهای لازم آموزش می‌بینند، احقاق حقوق خانواده دنیا بخشی از حق بزرگتری است که لزوم نوسازی مدارس روستایی و حاشیه شهرها را در برگرفته است.
از همان آغاز روند خبری شدن تراژدیِ آوار شدن دیوار محرومیت‌ها بر سر دنیا ویسی مواضع مشخص شد، ابتدا مسئولان سکوت کردند یا با تقلیلِ این مرارت اظهار نظرهای کوتاهی کردند که اولا رخداد را به دُرستی توصیف و تبیین نمی‌کرد، ثانیا در مورد بافت‌های فرسوده آموزشی سکوت کردند و ثالثا نتوانستند طی چند روز که شایعات زیادی ساخته شد فضایِ مه آلود ایجاد شده را به خوبی مدیریت کنند، هر چند که بررسی مسائل پزشکی حادثه به لحاظ فنی و علمی روند و طول زمان مشخصی داشت اما تا شایعه‌سازان از آنان نام نبردند مسئولان موضعی برای تنویر افکار عمومی نگرفتند و در این باب مورد نقد جدی هستند.
شایعه آن زمان ایجاد می‌شود که خبری هولناک یا بُهت‌آور در فضایی مبهم در محیط رسانه و مدیا، به حال خود رها شود اما این شایعه‌سازان چه افرادی بودند و چه اهدافی داشتند؟
پاسخ به این پرسش ساده است، طیف اول اتاق‌های فکر جنگ روانی و ناامن کنندگان اذهان یا همان رسانه‌ها و خبرنگاران بیگانه بودند که با بازنمایی دروغین اخبار و منبع‌سازی‌های پوچ سعی کردند تا فضای ذهنی مردم ایران، علی‌الخصوص مردم کردستان را به هم بریزند تا از این نمد کلاهی برای سر اربابان خود بدوزند و عمق کینه و عناد خود را به این صورت تخلیه نمایند.
دسته ی دوم از طبقه روشنفکر جامعه بودند و در این فضای مبهم شروع به واکنش کردند و مسائلی را در مورد بحث آموزش های خود مراقبتی مطرح کردند که هر چند با رعایت ساز و کار بومی و هویتی ما بلا اشکال است اما هیچ ربطی به مساله دنیا نداشت و فقط باعث بازتولید دروغ پردازی شایعه سازان در مقیاس و حجمی وسیعتر شد.
دسته سوم افرادی بودند که کورکورانه توییت کردند، اظهار اطلاع کردند و بدون هیچ ارجاع و مستندی باعث تقویت موضع شایع سازان خارج از کشور شدند که یا بصورت هدف‌دار دست به این کار زشت زدنند یا اینکه چون از سندروم خود شجاع پنداری و مشکل دیده نشدن رنج می بردند با رفتارهای هیجانی موجب سر در گمی مردم و کاربران در فضای مجازی شدند.
آیا شایعه سازان و بازتولید کنندگان آن متوجه آسیب و خسارتی که به خانواده دنیا و جامعه زدند هستند و آیا نوع این رفتار در قاموس رسانه‌های حقوق بشری! تروریسم رسانه‌ای نیست؟!
دنیا آفتاب روز نو را ندید اما دنیاهای زیادی در معرض آسیب‌اند و گرگ های مزدور نیز آماده‌اند تا هر زخمی را با شایعه و دروغ عمیق‌تر کنند، حال باید چه باید کردها و وظایف آتی خود و مسئولان را دوباره یاد آوری نماییم و این وظایف چه می‌تواند باشد؟
در سطح مسئولین نیاز اساسی به تغییر نگرش و لزوم بازتعریف نقش بنیادین آموزش و پرورش در جامعه، حمایت بودجه‌ای بیشتر از آن و دفاع مسئولان از حیثیت و اعتبار این نهاد مهم و نیز رویگردانی از سیاست‌های تعدیل ساختاری و توجه به سطح معیشت معلمین در تمامی سطوح و نیز توجه و حمایت‌های دولتی بیشتر به نوسازی مدارس و دوری از سیاست‌های خصوصی‌سازی مجموعه آموزش و پرورش بیش از گذشته حس می‌شود.
در بعد معلمان، مطالبه‌گری مدبرانه بدون اجازه ی فضاسازای به تروریست‌های رسانه‌های بیگانه و نیز ایجاد شرایطی حس می شود که با مواضع متین و منطقی مسئولان را به کار و حمایت بیشتری در دفاع از حقوق معلمین ترغیب نماید.
در بُعد رسانه ای و اجتماعی نیز، اصحاب قلم می‌توانند با نشان دادن نقاط آسیب و مطالبه‌گری، توجه به رویکردهای پیشگرانه در جامعه را بصورت مکرر یادآوری نمایند تا در جهان سیال امروز بعنوان یک ملت چون گذشته و بیش از پیش با اتکا به سرمایه‌های اجتماعی، مادی و معنوی بتوانیم در پرتو عدالت اجتماعی اهداف انقلاب را به پیش بریم و این نیروی پیش ران چه می‌تواند باشد جز میل به تغییر اکنون به سوی آینده‌ای روشن که هر کس به مقدار نیازش از مواهب بهره‌مند است و هر کس به اندازه توانش در پروسه ی جامعه‌سازی ایفاگر نقش است باری مسئولیت ما در برابر اکنون و آینده ی دنیاهای این سرزمین و زادبوم سنگین است، وظیفه ی ما عشق ورزی، تلاشگری و تحقق ایده‌ها و ارزش‌های مشترکمان است و این شدنی‌تر از پیش است اگر باور کنیم “ما” همه ی ما را به سرمنزل مقصود و جهانی بهتر و برابرتر رهنمون می سازد، “ما” بشارتی به آینده است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.