رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۴ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 13 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • سه شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۲
  • کد خبر : 4455
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : جوان کردستانی و سیر تبدیل شدن به نابغه دف‌نوازی

دف، ساز وجد و سماع محافل و گرمابخش درون صوفی و درویش است که تاثیرش احساس عشق به خدا، انبیاء و اولیاء‌الله را به اوج می‌رساند تا جایی که تعلق خاطر به مادیات را از وجودش پاک نموده و روحش را به عالم ملکوت پیوند می‌دهد، در هر تکیه و خانقاهی نوای دف و ندای […]

دف، ساز وجد و سماع محافل و گرمابخش درون صوفی و درویش است که تاثیرش احساس عشق به خدا، انبیاء و اولیاء‌الله را به اوج می‌رساند تا جایی که تعلق خاطر به مادیات را از وجودش پاک نموده و روحش را به عالم ملکوت پیوند می‌دهد، در هر تکیه و خانقاهی نوای دف و ندای الله الله که بلند شد آتشی از سوز و گداز عشق را در دل پاک اهل عرفان بر پا می‌نماید که تنها قرار گرفتن در آن شرایط می‌تواند آن را وصف کند.
دف نواز به محض بلند کردن دف اختیار دستانش را از دست داده و ناخودآگاه بر آن پنجه می‌زند و اغراق نیست اگر ادعا شود این دف و عشق است که دستان دف نواز را به حرکت درمی‌آورد نه اینکه دف نواز دف را، بر این مبنا به آسانی می‌توان ثابت کرد که میزان عشق عرفانی است که حدود مهارت در دف نوازی را تعیین می‌کند نه تمرین.
دف یک ساز عرفانی کوردی است که ریشه در درون پاک کوردها دارد که همواره خواستگاه گرایشات آسمانی بوده و تکیه گاه حفظ اصالت عرفان باز هم اغراق نیست اگر ادعا نماییم که اگر کورد نبود بازار عرفان را برچیده می‌شد و یا به انحراف کشیده می‌‌شد.
وجود هزاران دف نواز ماهر و مشهور در میان ملت کورد مدرکی انکار ناپذیر برای اثبات پاکی و عاشقی این مردم است که تنها به دلیل وجود ژن عرفانی در قابلیت‌های ژنتیکی کورد برمی‌گردد نکته جالب این موضوع مهارت نوجوانان کورد در دف نوازی است که بدون تمرین و صرف زمان و پول در این عرصه به شهرت می‌رسند.
هرجا که جشنواره و همایشی در حوزه دف نوازی و سایر سازهای عرفانی برپا می‌گردد افتخار کسب برتری به کوردها می‌رسد و نتیجه داوری تمام برنامه‌های اجرا شده را سند قرار می‌دهیم.
در چند هفته اخیر که جشنواره سراسری دف در تهران برگزار شد یکباره نام یک جوان کردستانی به عنوان نفر برگزیده در تمام رسانه‌ها و مصاحبات افراد برگزار کننده و داوران مطرح شد.
محمد مرادی جوان کورد دف نواز در زمره این افرادی است که تا کنون توانسته با دستان خویش گرما بخش محفل دراویش و اهل تصوف بوده و افتخاراتی بزرگ برای کوردها بیافریند.
نشستن پای صحبت این جوان صفای خاص خود را دارد زیرا از موضع جوانی گفته‌هایی از تجربه نقش عشق و عرفان در نوازش پوست دف دارد که گاهی انسان احساس می‌کند با یکی از سالخورده‌گان تکیه و خانقاه همنشین است که خوانندگان را به خواندن این سخنان دعوت می‌کنم.
محمد مرادی با اشاره به نقش عشق و عرفان دف نوازی می‌گوید: عشق عرفانی به علت زدودن مادیات در تفکر و وصل نمودن انسان به عالم ملکوت ۲ حس سرودن شعر و نوازش ابزارهای موسیقی عرفانی در وجود خلق می‌کند که گاهی اختیار عمل عادی را از فرد گرفته و ابتکاراتی نوین می‌آفریند که بعد از خروج از حالات عرفانی متوجه این واقعیت می‌شوی که اشعاری گفته و ریتم‌هایی نواخته‌ای که قبلا برایت ناشناخته بوده است.
وی افزود: دف به عنوان اصیل‌‌ترین ساز عرفانی بیش از سایر آلات موسیقایی از قرار گرفتن در حس و حال مناجات، ذکر و خانقاه تاثیر پذیر بوده و خلق ابتکارات نوین می‌نماید، من خودم بارها این وضعیت را درک نموده و در این راستا تجارب ویژه دارم به طوری که هرگاه دف را در دست می‌گیرم بدون شک بی اختیار بر آن نواخته و تنظیم دستانم توسط این عالم روحانی انجام شده است.
مرادی در ادامه اظهار کرد: برای دف نوازی نیاز زیادی به مهارت و استاد نیست بلکه نیاز به داشتن عشق به خالق بی همتا و مخلوق خالص یا همان اولیاء الله دارد و هرچه شدت این دلبستگی بیشتر باشد به همان میزان ابتکار بیشتری به خرج می‌دهد برای نمونه به مرحوم خلیفه کریم صفوتی و مرحوم سید شمس الدین سید زاهدی، مرحوم خلیفه نبی فاتحی و مرحوم خلیفه میرزا آقا غوثی اشاره می‌کنم که با وصف نداشتن استاد خود استادانی بزرگ شدند که شاید تکرارشان میسر نباشد.
این دف نواز برگزیده در مورد علت ورودش به این عرصه اظهار کرد: نحوه ورودم به این عرصه یک ورود فردی و عادی نبوده زیرا من در خانواده‌ای به دنیا آمدم که چندین نسل آن همواره خدمتگذار عرفان بوده و در زمینه موسیقی عرفانی مشهور بوده‌اند از جمله پدر بزرگم خلیفه یدالله مرادی، خلیفه منصور مرادی پدرم و اساتید ناصر، ابراهیم و مسعود مرادی بر این اساس از ابتدای عمرم در فضای گرم و با نشاط تکیه و خانقاه قرار گرفته و عشق به خدا، انبیاء الله و اولیاء الله خلق کرد.
وی تصریح کرد: کار دف نوازی را ابتدا در سن ۸ سالگی در تکیه مرحوم خلیفه فتاح شروع کردم که یکی از قدیمی‌ترین و با حس و حال‌ترین اماکن عرفانی کردستان است و قرار گرفتن در محفل دراویش خالص آن به واقع خلق عشق می‌نماید و همواره خود را سرباز این تکیه و بنیانگذار و متولی آن می‌دانم.
محمد مرادی افزود: اولین گروه موسیقی که در آن عضو شدم گروه نوای رحمت به سرپرستی استاد مسعود مرادی بود و اولین استادانم مسعود مرادی، منصور مرادی، وریا عارفی، فرزاد عندلیبی، فواد زارعی،پرویز مندمی و عرفان مرادی بودند که همیشه خود را شاگرد این عزیزان می‌دانم و اکنون هم عضو گروه اخوان می‌باشم که یکی از قدیمی ترین گروههای مولودی خوانی ایران است.
وی در خصوص موفقیت‌هایی که در این چند سال فعالیتش کسب نموده گفت: مهمترین موفقیت‌های به دست آمده در این مدت عبارتند از کسب مقام برگزیده جشنواره امام رضا در سال ۹۴ سنندج، مقام سوم ششمین جشنواره دف نوای رحمت سال ۹۵ سنندج، مقام دوم پنجمین جشنواره تک نوازان دف ایران ۹۵ تهران، مقام اول دوازدهمین جشنواره موسیقی جوان ۹۷ تهران، مقام اول دومین جشنواره موسیقی آوای کهن ۹۷ کرمانشاه، مقام اول سی و چهارمین جشنواره موسیقی کردستان ۹۴ سنندج، مقام اول ششمین جشنواره تک نوازان دف ایران سال ۹۶ تهران، مقام اول یازدهمین جشنواره موسیقی زاگرس نشینان سال ۹۷ لرستان و مقام اول یازدهمین جشنواره موسیقی جوان سال ۹۶ تهران و مقام تکنوازی برتر جشنواره فجر انقلاب.
مرادی در پاسخ به سوالی در مورد وضعیت حمایت نهادهای دولتی از موسیقی عرفانی اظهار کرد: وقتی که اسم عرفان در کنار موسیقی قرار می‌گیرد خود به خود توقع حمایت دولت به حداقل می‌رسد و نباید منتظر حمایت‌های دولتی بود زیرا بدون حمایت هم کار به روال خویش پیش می‌رود اما در کنار این موضوع باید قبول کرد که می‌توانند خدماتی از قبیل ایجاد زمینه تشکیل کلاس‌های آموزشی، برگزاری جشنواره‌های تخصصی، بها دادن به اساتید مجرب و کمک‌های مالی به فعالان کم توان این عرصه را ارایه دهند که سبب کاهش مشکلات آنان خواهد شد که در شرایط موجود هم خدماتی ارایه می‌گردد اما جوابگوی نیازها نیست.

گفت‌وگو: صدیق مینایی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...