رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۷
  • السبت ۱۲ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 19 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۷ - ۱۱:۲۶
  • کد خبر : 4488
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : آئین شب یلدا از خرافات تا واقعیت

بارها این پرسش‌ها ذهنم را به خود مشغول می‌کنند که چرا پس از قرنها و نابودی چندین نسل هنوز بسیاری از آیین و رسوم کهن نیاکانی در میان ما رواج دارند و گذر زمان آنها را کمرنگ نمی‌کند؟ چهارشنبه سوری،‌ عید نوروز، جشن مهرگان، جشن سده،‌ آیین شب یلدا، شب چله و زیر مجموعه‌های دیگر […]

سید اسماعیلبارها این پرسش‌ها ذهنم را به خود مشغول می‌کنند که چرا پس از قرنها و نابودی چندین نسل هنوز بسیاری از آیین و رسوم کهن نیاکانی در میان ما رواج دارند و گذر زمان آنها را کمرنگ نمی‌کند؟
چهارشنبه سوری،‌ عید نوروز، جشن مهرگان، جشن سده،‌ آیین شب یلدا، شب چله و زیر مجموعه‌های دیگر که هنوز به قوت خود باقی هستند و هر سال باشکوه‌تر از سال قبل گرامی داشته می‌شوند.
چرا نسل‌های امروزی نمی‌توانند مشابه چنین آداب و رسومی را برای نسل‌های آینده از خود به یادگار نهند؟ چرا ما فقط مصرف کننده‌ایم و شم اختراع نداریم؟ آیا عقلانیتی پشت این آیین‌های کهن وجود دارد؟ فلسفه وجودی اینها چیست، از کجا سرچشمه گرفته‌اند؟ آیا محصول دوران عقب ماندگی بشر هستند یا دوران رشد و شکوفایی انسانهای پیشین؟ وجه مشترک این آیین‌ها چیست؟ آیا دست‌های پنهان خرافات یا واقعیت را می‌شود پشت سر اینها کشف کرد؟ و به طور کلی آیا عقلانیت بشر امروزی چنین آداب و رسوم و آئین‌هایی را برمی‌تابد؟ اینها و صدها پرسش دیگر که ممکن است برای انسان دل مشغولی به بار آورند.
واقعیت این است تا کنون کمتر کسی با رویکرد نقد و بررسی به این آئین‌ها نگریسته و آنچه گفته یا نوشته شده اغلب توصیفی، کلی گویی و شعارگونه بوده و نگاههای متفاوت به این آئین‌ها کمتر دیده شده است.
به نظر می‌رسد از میان آئین‌های مورد بحث آئین شب یلدا از همه توجیه‌پذیرتر و عقلانی‌تر باشد زیر از نظر نمادگرایی نمادهای فراوان از آن ساخته‌آند.
پیرامون ریشه‌یابی آئین شب یلدا حرف و حدیث فراوان است و با تحقیق در متون تاریخی به نظر می‌رسد اغلب گفته‌ها رونویسی بدون دقت است.
به نظر می‌رسد ریشه این آئین برمی‌گردد به زمانی که انسانهای اولیه تضادهای طبیعی واخلاقی را تاحدودی درک کرده و برای هر یک از دو قطب مخالف خدای جداگانه ساخته‌اند. هر چیزی که برایشان مفید بوده به خدای خوبی‌ها نسبت داده و هرچه به حالشان مضر بوده به خدای بدی‌ها نسبت داده‌اند. برای مثال انسانهای اولیه که در فکر تسخیر قوای طبیعت بوده‌اند و کشاورزی و دامداری را به صورت بسیار ساده و ابتدایی پیشه کرده‌اند، نور خورشید را به حال خود مفید دانسته و برای کارهای روزمره‌شان از آن بهره گرفته‌اند، از این رو از تاریکی خوششان نیامده زیرا مانع کسب و کار آنها می‌شده و آنان را از فعالیت روزانه باز می‌داشته، لذا هر چه روزها طولانی بوده به نفع آنان بوده و شب‌های طولانی را بر نمی‌تابیدند وهر روز انتظار پایان عمر آن را می‌کشیدند.
کم کم کار به جایی رسیده که مردم قوای طبیعت مثل خورشید و ماه و ستارگان و آتش و خاک و باد و آب را می‌پرستیده و خدای نور و خدای ظلمت را از هم تفکیک کرده‌اند. تضادهای اخلاقی هم همینطور.
با این رویکرد انسانهای اولیه از طولانی بودن شب‌های فصل پاییز به تنگ آمده و برای پایان آن لحظه شماری می‌کرده‌اند. آنان بر این پندار بودند که خورشیده مرده و رو به افول نهاده است. به همین دلیل پایان شب‌های ظلمانی و آغاز روزهای طولانی را تولد دوباره خورشید قلمداد کرده و به شکرانه این تولد با برپایی جشن و نیایش ابراز شادمانی می‌کردند و آن را پیروزی نور بر ظلمت و ناریکی می‌دانستند.
این بود سرآغاز آیین شب یلدا که برخی آن را برگرفته از آئین میترائیسم یعنی پرستش مهر و خورشید دانسته و از اعمال این آئین برشمرده‌آند. البته با ظهور دین زردشت در ایران آئین میترائیسم به تدریج از بین رفت و پس از آن کسانی برای احیاء‌آن تلاش‌هایی به عمل آوردند.
به طور کلی پایه و اساس آئین شب یلدا به پرستش قوای طبیعت بر می‌گردد که مردم آن دوران در کمال سادگی و درک غیر واقعی از نظام آفرینش به اینگونه پرستش‌ها متوسل می‌شدند.
متاسفانه همین واقعیت ساده و ابتدایی بعدها کانون نمادگرایی غیر عقلایی و نیز خرافات سرسام آور شد و هزاران پیرایه بر پیکر آئین شب یلدا بستند که امروزه نیز رواج دارند.
اینکه شب یلدا نماد پیروزی نور بر ظلمت و پیروزی محرومان و ستمدیدگان بر ستمگران ومستبدان زمان باشد، امری است پسندیده اما شوم و نامبارک دانستن شب یلدا و فال حافظ گرفتن و متوسل شدن به چیزهای خرافاتی برای مصون ماندن از شر آن شب، امری است نامعقول و در هیچ دین و مذهب محلی از اعراب ندارد، زیرا شب خواه طولانی باشد یا کوتاه از نشانه‌های آفرینش و قدرت خداوندی است و هرگز شوم بودن و نحوست به آن راه نمی‌یابد.
متاسفانه شعرای ما در کاشتن تخم بدبینی نسبت به شب یلدا سنگ تمام گذاشته و روزهای غم و غصه، شب هجران و زلف یار را از حیث درازی و سیاهی به شب یلدا تشبیه کرده و آن را نامطلوب جلوه داده‌اند:
شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست
گریه‌های سحرم را اثری پیدا نیست.
«سعدی» و «سنایی» در میان شعراء ‌بدبین نسبت به شب یلدا از همه پیشتازترند:
باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
(سعدی)
توجان لطیفی و جهان جسم کثیف است
تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا
(سنایی)
در میان شعراء حکیم«ناصر خسرو» از جاده انصاف عدول نکرده و ظاهرا بر این عقیده است که اگر شب یلدا شوم و نامبارک است شب قدر چگونه میمون و مبارک است؟ مگر هر دو شب و‌ آفریده خداوند نیستند؟!
او بر یکشنبه و زتو آدینه تو لیل قدر داری و او یلدا
شعراء و ادبای کرد نیز تقریبا همین راه بدبینی را پیش گرفته و شب هجران و دوری و غم و عصه را به شب یلدا تشبیه کرده‌اند و از این قافله عقب نمانده‌اند.
کوتاه سخن اینکه اگر شب یلدا وسیله‌ای شود برای اتحاد و همدلی مردم و دید و بازدید و انجام صله رحم و رفع کدورت‌ها و شکرانه نعمت‌های الهی، ‌خود به خود از مظاهر تمدن است و نمی‌توان آن را نکوهیده نامید بلکه امری است پسندیده و مورد ستایش، زیرا میوه‌ها و تنقلات این شب هر یک نمادی معقول از نمادهای مطلوب انسانی است که فرد را دوباره با طبیعت و آب و خاک آشتی می‌دهد و انسانها در شب یلدا طراوت و شادابی و سرزنده بودن خود را تا سال آینده در سیمای میوه‌ها نظاره می‌کنند بخصوص انار و هندوانه که رمز طراوت و سلامت و شادابی است. پس بیایید خرافات را از چهره شب یلدا بزدائیم و عینک بدبینی را برداشته و با خوشبینی به آن نگاه کنیم و آن شب را شبی با برکت تلقی کنیم و مانند قدما آن را سخت شوم و نامبارک ندانیم زیرا هر شب شب خداست.

سید اسماعیل حسینی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.