رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۷
  • السبت ۱۲ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 19 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • پنجشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۷ - ۱۲:۴۵
  • کد خبر : 4503
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : راه حل توسعه کردستان مدیریت یکپارچه است
به بهانه بگزاری همایش استانداران ادوار کردستان

راه حل توسعه کردستان مدیریت یکپارچه است

در روزهای اخیر شاهد برگزاری همایش استانداران ادوار کردستان در سنندج بودیم. در جریان برگزاری این همایش البته سخنان استانداران در رسانه‌ها بازتاب نیافت اما آنچه که در سایت استانداری و برخی خبرگزاری‌ها منعکس شد تنها سخنان مقامات فعلی استان بود که آنهم کلیشه‌ای و مطابق معمول به بیان ظرفیت‌ها و امکانان استان پرداختند. استان […]

در روزهای اخیر شاهد برگزاری همایش استانداران ادوار کردستان در سنندج بودیم. در جریان برگزاری این همایش البته سخنان استانداران در رسانه‌ها بازتاب نیافت اما آنچه که در سایت استانداری و برخی خبرگزاری‌ها منعکس شد تنها سخنان مقامات فعلی استان بود که آنهم کلیشه‌ای و مطابق معمول به بیان ظرفیت‌ها و امکانان استان پرداختند. استان کردستان دو استندار بومی به خود دیده که متاسفانه هیچ‌کدام از آنان در این نشست حضور نداشتند. محمدرضا رحیمی و عبدالله رمضان‌زاده.
دعوت از استانداران برای حضور در کردستان و بیان خاطرات و استفاده از تجارب آنان می‌تواند در حل بسیاری از مسایل کردستان و بازتعریف راهی روشن برای مدیران فعلی تاثیرگذار باشد اما مشروط بر اینکه این دعوتها و سخنرانی‌ها در فضایی به دور از جناح‌گرایی و نگاه صرف سیاسی و با هدف توسعه استان باشد و فرصت به کارشناسان داده شود تا عملکدشان را ارزیابی کنند.
برگزاری این نشست فرصتی کوتاه دست داد تا با یکی از مدیران سرد و گرم‌چشیده استان به گفتگو بنشینیم. عبدالقادر سجادی معتقد است اگر قرار بر دعوت از استانداران قبلی باشد حتما باید جایگاه ویژه‌ای برای استانداران بومی قایل بود و بدون حضور دو استاندار بومی، مسایل مطرح شده محلی از اعراب ندارد و برگزاری آن را می‌توان تشریفاتی تلقی کرد و شائبه آفرین.


.* شما از معدود افرادی هستید که در سمتهای متعدد مسئولیت داشته و با استانداران مختلفی کار کرده و با زبان آمار و ارقام و سیستم اداری آشنا هستید، به عنوان شروع مصاحبه، ظرفیت استان در بخش مدیریت را چگونه می‌بینید و اینک در آستانه ورود به دهه چهلم انقلاب چند مدیر بومی در سطح ملی داریم؟
– ظرفیت استان درحدی است که می‌تواند در بخش مدیریت کلان کشوری سهیم باشد ما درسطح استان از مدیریت ضعیفی برخوردارهستیم، اگر برخی از مدیریتها را مدیران بومی در دست دارند گزینش شده و از شایسته سالاری خبری نیست؛ اغلب براساس روابط و وابستگی جناحی منصوب گردیده‌اند. برای مثال خانم رضائی که یک روز کارمند نبوده به عنوان مدیر محیط زیست انتصاب می‌گردد که کاملا مشخص است وابستگی جناحی عامل اصلی بوده و چند مدیر دیگر براین ارتباط منصوب شده‌اند.
*اتوجه به اینکه در دهه چهارم انقلاب هستیم؛ دولت توجهی به کردستان و سپردن مدیریتهای کلیدی استان را به غیر بومیان سپرده است. کردستان از افرادی که می‌توانند درسطح ملی مدیران مقتدری داشته باشد سهم خاصی ندارد.

* چرا کردستان به نسبت سایر استانها عقب مانده‌تر است، آیا دولت نخواسته اینجا سرمایه‌گذاری کند یا نه شرایط مهیا نبوده است؟
– دولت نسبت به کردستان بی‌مهری و بی توجهی می‌نماید. از اول پبروزی انقلاب تا سال۷۲ دولت با عینک بدبینی و سوءتفاهم به سنندج می‌نگریسته است. ازسال ۷۲ تا،۷۶ مقداری عینک بدبینی را کمتر و نسبتا توجهی به کردسنان پیدا کرد و می‌توان گفت آشتی ملی بین دولت و کردستان برقرارشد، کلا در دودوره دولت تدبیر و امید کردستان از نظر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و عمرانی دچار ایست قلبی شد و دولت به هیچ‌کدام از وعده‌هایش عمل ننمود.

* چه سالهایی را می توان دوران طلایی رشد و توسعه استان دانست؟
– سالهای از اواخر۷۲ تا نیمه اول۷۶ یعنی متولی‌گری استانداری محمدرضا رحیمی را می‌توان دوره سازندگی و طلائی کردستان نامید. در این دوره دولت نسبت به کردستان تاحدودی علاقه  نشان داد شاهد پیشرفتهای خوبی بودیم اما بعد از آن با توجه به پتانسیلهای بالای استان از نظر کانی‌های مختلف می بینیم کردستان خود از بهره گیری کاملا محروم می‌باشد شرایط را دولت تدبیر و امید غیرمهیا کرد و گرنه ازسال۷۲ تا نیمه اول۷۶ شرایط کاملا مهیا بود و کردستان می‌رفت که توسعه بیابد اما از سال۷۶، شرایط کامل تغییر و دولت نسبت به کردستان درست عین سال ۵۸ و۵۹ به کردستان نگریست.

* اشاره به مدیران شاخص استان کردید، یکی رحیمی و رمضان زاده که تقریبا سرنوشت مشابهی داشتند و شما با هر دو از نزدیک کار کرده‌اید، عملکرد این دو بزرگوار در کردستان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
– درست است رمضانزاده و رحیمی سرنوشت مشابهی داشتند اما این دو مدیر قابل مقایسه نیستند؛ شیوه مدیریت کاملا متفاوت بود. رحیمی مدیری مدبر، مقتدر و توانا بود که به نظر می‌رسد درسطح کشور چنین مدیر توانمندی نداشته‌ایم او توانست اصل چهار «ترومن» همان مدیریت یکپارچه را در کردستان برقرارکند، برخورد با رحیمی یک دشمنی بود که من منشاء آنرا شجاعت رحیمی در دیوان محاسبات می‌دانم که در مجلس قرارداد نفتی کرنست و بیمه تامین اجتماعی را بالا گرفت و از تخلف دولت پرده برداشت و این یک غرض شخصی نسبت به رحیمی ایجاد کرد که او را قربانی دولت احمدی نژاد نمایند. اما رمضانزاده یک مدیر نرم بود و از اولین روز در حضور خود این حقیر اعلام کرد دیگر کردستان عمران نمی‌خواهد؛ دوره گفتمان است همان گفتمانی که بازار کار را تعطیل و بیکاری، فقر و سوءتفاهم ها را به ارمغان آورد.

* چرا مدیران بازنشسته بومی استان که در مقاطع مختلف دارای مناصب دولتی یا کارشناس در دستگاههای مهم نظیر مدیریت و برنامه‌ریزی بوده و در واقع هرکدام گنجینه‌ای از تجربه هستند، انجمنی تشکیل نمی‌دهند تا بر عملکرد ادارات نظارت کنند و در تصمیم گیری‌های مهم به مدیران فعلی مشورت بدهند تا مسیر توسعه کردستان شتاب بگیرد.
– سوال بسیار به جائی است، بازنشستگان گنجینه استان هستند که می‌توانند انجمنی برقرار و در زمینه‌های مختلف مشاوران خوبی برای مدیریت‌ استان باشند و راهکارهای اشتغال و سایر را ارایه نمایند ان شاالله در آینده نسبت به تشکیل چنین انجمنی اقدام خواهیم کرد.

* از مدیران قبلی استان خبر داری، با کدامشان بیشتر در ارتباط هستید؟
من با آقای دکترمحمد رضارحیمی در ارتباط بوده و هستم و خواهم بود زیرا صادق‌ترین و پاک‌ترین مدیراستان بوده که در زندان اتهام قراردادند، اتهام بی‌ریشه و غیر منصفانه.

* شخصیت رمضان‌زاده و رحیمی را هر کدام در یک جمله بیان فرمایید.
رحیمی شخصیتی عمران طلب، مردمی، کاری و توانمند بود. رمصانزاده شخصیتی سیاسی صرف و آرام و در انتخاب رویکرد و شیوه مدیریت نتوانست پاسخگوی نیاز استان باشد. البته این موضوع را اگر با استانداران غیر بومی مقایسه کنیم در دفاع از عملکرد جناب رمضان زاده نیز می‌توان مثنوی هفت من نوشت.

* ظاهرا زمزمه‌هایی دایر بر احتمال بازگشت این آقایان به گوش می رسد. اگر قرار بر بازگشتشان به مدیریت استان باشد کدام را ترجیح می‌دهید.
– من نمی‌خواهم تعصب به خرج دهم و یا سیاسی به قضیه بنگرم؛ بنا به شرایط باید برای کردستان تصمیم گرفت. ببیینید امروز اقتضای کردستان و امکانات دولت و دیدگاه دولت مردان چیست. به نظر من سخن گفتن صرف از سیاست، جفا در حق مردم کردستان است؛ من نمی‌گویم نیاز به آزادی بیان و… نداریم اما مردم پیش از اینکه دغدغه سیاست داشته باشند از بیکاری و توسعه‌نیافتگی کردستان رنج می‌برند. این دو بزرگوار هر دو از سرمایه‌های اجتماعی کردستان هستند اما رویکرد رحیمی و تجارب و کارنامه ایشان به ما می‌گوید وی بیشنتر می‌تواند در این شرایط تاثیرگذار باشد.

* اگر حرف ناگفته ای دارید دوست داریم بشنویم.
امروز حلقه مفقوده کردستان مدیریت توانمند و یکپارچه است و بعضا عدم شناخت از ذائقه‌های مردم. دولت باید در ابتدا زیرساختهای مدیریتی را در کردستان اصلاح نماید و سپس شعار بدهد. با این مجموعه مدیریت نمی‌توان کاری از پیش برد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.