رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۱ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 20 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۲
  • کد خبر : 739
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : بهشت یا جهنم روزنامه‌نگاری؟
گزارش نشست تخصصی «رسانه و بحران»

بهشت یا جهنم روزنامه‌نگاری؟

سیزدهمین نشست تخصصی دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه‌ها، با حضور صاحبنظران، فعالان مطبوعاتی و دست‌اندرکاران حوزه رسانه روز دوشنبه ۱۳ مهرماه از ساعت ۱۰.۳۰ تا ۱۳ در محل این دفتر برگزار شد. در این نشست دست‌اندرکاران حوزه مطبوعات و رسانه ضمن بررسی ابعاد و شیوه‌های پوشش خبری بحران، به تشریح وظایف و نقش رسانه‌‌ها در مواجهه با رخدادهای بحران‌زا پرداختند.

در این نشست دکتر حسن نمکدوست استاد دانشگاه، دکتر یونس شکرخواه استاد دانشگاه تهران، دکتر اکبر نصراللهی عضو هیئت مدیره دانشگاه آزاد، دکتر اردشیر زابلی‌زاده رئیس دانشکده ارتباطات دانشکده صدا و سیما و محمد فرنود و علی فریدونی به عنوان عکاسان خبری و بین‌المللی و افشین قالی‌نژاد خبرنگار آزاد حضور داشتند.

 

ما تنبل هستیم

در ابتدای این نشست یونس شکرخواه اظهار داشت: یک روزنامه‌نگار برای همه شرایط باید آمادگی داشته باشد و هیچ چیز در مواقع بحران آمادگی اتاق خبر در یک رسانه را نفی نمی‌کند. ما روزنامه‌نگاران متاسفانه تنبل هستیم یعنی نه می‌خوانیم، نه وقت می‌گذاریم و با توجه به ضریب اهمیت موضوع به آن بها نمی‌دهیم.

وی ادامه داد: روزنامه‌نگاری بحران بدون سابقه بحران‌های گذشته فایده‌ای ندارد ضمن اینکه در دوایر بعدی باید به آینده نیز نگاه کرد و اینکه بحران فعلی به کجا می‌رود. وی افزود: حلقه حرفه‌ای سخت در روزنامه‌نگاری بحران ورود به بحران است. ما باید با اخلاق جلو برویم و بحران‌ها را در ضمن کار روزنامه‌نگاری سیاسی نکنیم.

 

بهشت روزنامه نگاری بحران

بنابراین گزارش، محمد سلطانی‌فر نیز در بخشی از این نشست با اشاره به وضعیت بغرنج منطقه خاورمیانه گفت: این منطقه بحرانی‌ترین منطقه جهان و به تعبیر خود روزنامه نگاران، بهشت روزنامه نگاری بحران است. جنگ های اول و دوم خلیج فارس، حضور طولانی مدت طالبان در افغانستان، اوضاع ترکیه و موضوع داعش، شواهدی است بر این مدعا.

وی همچنین با اشاره به فاجعه منا از نبود رویکرد مشخص خبری و تحلیلی در انعکاس این مسئله بحران ساز در رسانه های ایران ابراز تاسف کرد و گفت: ما حتی تا به امروز نتوانستیم ۴صفحه فتوفیچر درباره این فاجعه تهیه کنیم و متاسفانه باید گفت روزنامه نگاری بحران ما پشت سر روزنامه نگاری شهروندی قرار گرفته است.

مدیرکل دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه‌ها همچنین با بیان اینکه روزنامه نگاری بحران صرفا انعکاس اتفاقات یک بحران نیست گفت: روزنامه نگاری بحران می تواند حتی بحران را کنترل کند و امید به ادامه حیات را در میان شهروندان افزایش دهد. همانطور که می تواند شکلی فاجعه بار به آن ببخشد.

 

آمادکی بحران در میان روزنامه نگاران وحود ندارد

در ادامه این نشست حسن نمکدوست تهرانی، مدیر مرکز مطالعات همشهری ضمن اعلام مخالفت با تعبیر بهشت روزنامه نگاران بحران برای منطقه خاورمیانه از سوی سلطانی فر گفت: کسانی که فعالیت اطلاع رسانی و روزنامه نگاری را در اینگونه فجایع انجام داده‌اند می دانند که این تعبیر اصلا درست نیست بلکه اینجا جهنم روزنامه نگاری بحران است و کسی که شاهد این صحنه ها است و ما قطعا جزو رنج کشیده ترین افراد دنیا هستیم.

وی با بیان اینکه باید بین روزنامه نگاری بین المللی، روزنامه نگاری جنگ و روزنامه‌نگاری بحران تفاوت قائل شد آنها را موقعیت های بحرانی پیش بینی نشده ای توصیف کرد که روزنامه نگاران باید برای مواجه شدن با آن از همه نوع آمادگی اعم از جسمی، روحی، روانی و دانشی برخوردار باشند و در ادامه گفت: متاسفانه این نوع آمادگی اساسا در میان روزنامه نگاران ما وجود ندارد و حتی بحث آن هم مطرح نیست.

مدیر مرکز مطالعات همشهری با طرح این سوال که سمت و سوی روزنامه نگاری بحران چیست؟ گفت: روزنامه‌نگاری بحران باید کمک کند که به سهم خودش از ابعاد آسیب‌های ناشی از بحران بکاهد و تا حد امکان به حجم کمک‌ها بیفزاید. روزنامه نگاران بحران در زمان وقوع این بحران ها باید بدانند که آن زمان دیگر بحث رقابت رسانه‌ای مطرح نیست و به عنوان مثال اگر همکار رسانه ای شان در رسانه دیگر امکان ارسال عکس و یا خبر را از آن بحران ندارد، باید به او کمک کنند چراکه موضوع اصلی کمک به حل مسئله است نه رقابت رسانه ای.

وی ادامه داد: یکی از مهمترین عرصه های رفتار اخلاق حرفه ای در صحنه های روزنامه نگاری بحران صورت می گیرد. اینکه آیا ما می رویم در دل فاجعه تا از کشته شدگان و از زخمی ها بهره برداری کنیم برای آنکه معروف شویم و تیراژ روزنامه مان را بالا ببریم یا می رویم آنجا تا ارتباطات و رسانه ها به کمک حل مسئله بیایند؟

 

اهمیت سرعت گفتمان سازی بر سرعت انتشار

بر اساس این گزارش، اردشیر زابلی‌زاده نیز در بخشی از این نشست اظهار داشت: به نظر در موضوع رسانه و بحران باید به بحران طبقه‌بندی شده اشاره کنیم چرا که نمی‌توان مدل رسانه‌ای جنگ را شبیه مدل رسانه‌ای زلزله ارائه داد. زابلی‌زاده افزود: من با این نظر که تصاویر منا برای حفظ کرامت انسانی نباید به صورت فعلی منتشر می‌شد مخالفم چرا که اگر تصویر قربانیان منتشر نمی‌شد سندی وجود نداشت و احساسات عمومی اینگونه با آن درگیر نمی‌شد.

رئیس دانشکده ارتباطات دانشگاه صدا و سیما خاطر نشان کرد: به اعتقاد من امروزه سرعت انتشار مهم نیست بلکه سرعت گفتمان‌سازی مهم و محور مرکزی خبر مهم است که رسانه‌های مهم دنیا را به دنبال خود بکشاند. یکی از مشکلات ما در بحران‌ها واژه‌سازی و مدل‌سازی است و باید نگاه پیوست‌کاری داشته باشیم تا کار قوی ارائه شود.

وی در خصوص اشاره یکی از خبرنگاران به تصاویری که از قربانیان حج سال ۶۶ منتشر شد و تاثیرات آن بر روح و روان عموم مردم گفت: در آن زمان سعودی‌ها حضور دوربین را در محل حادثه ممنوع کردند و می‌خواستند ماجرا را به گونه‌ای دیگر جلوه دهند و ما نیز به عنوان مدیران بحران در آن زمان مجبور بودیم آن تصاویر را برای روشنگری بیشتر منتشر کنیم.

 

ایران نیازمند روزنامه نگاری بحران

اکبر نصراللهی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی نیز در بخشی دیگر از این نشست اظهار داشت: کشور ما در معرض انواع بحران‌هاست و همین موضوع باعث می‌شود بیش از سایر کشورها به روزنامه‌نگاری بحران احتیاج داشته باشیم.

وی افزود: رسانه ابزار مدیریت بحران است که در این بحث برای ما اهمیت بیشتری پیدا می‌کند چرا که خود رسانه‌ها می‌توانند بحران‌زا یا بحران‌زدا باشند. مراجعه مردم در زمان بحران به رسانه‌ها بیشتر می‌شود و اگر رسانه‌ها نتوانند نیاز مخاطبان را تامین کنند باعث مخاطب‌گریزی می‌شود و همین موضوع خود می‌تواند بحران ایجاد کند.

وی افزود: رسانه می‌تواند بحران را در کشور به فرصت تبدیل کند اما ما از پیش‌بینی بحران‌ها غافلیم. در صورتی که بسیاری از آنها قابل پیش‌بینی است. ما در خود آمادگی لازم ایجاد نمی‌کنیم و بعد از وقوع بحران تازه یادمان می‌افتد که چه کنیم. مسئله دیگر این است که در بحران‌ها رسانه‌ها از تجربیات یکدیگر استفاده نمی‌کنند و به طور مثال بحران‌های ملی و عاطفی تبدیل به بحران‌های سیاسی می‌شوند.

نصراللهی با اشاره به فاجعه منا و کشته شدن ۵ هزار نفر از مسلمانان در این فاجعه گفت: در این فاجعه دوقطبی‌های متعددی داشتیم که در شرایط کنونی زمان پرداختن به آنها نبود و متاسفانه درک لازم از این موضوع در رسانه‌ها وجود نداشت. رسانه برای جذب مخاطب و اثرگذاری نباید از موضوعات بهره‌برداری سیاسی کند.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در مورد اشاره یکی از خبرنگاران به گذشت یک سال از حادثه اسیدپاشی در اصفهان و عملکرد رسانه‌ها در پرداختن به این موضوع گفت: این ماجرا در ۲۳ مهرماه سال گذشته در خبرگزاری ایسنا منتشر شد و بعد از آن از حالت محلی به ملی و بین‌المللی تبدیل شد که دو گروه روزنامه‌نگاران و مسئولان قضایی مقصر بودند.

وی ادامه داد: به دلیل غفلت و محدودیتی که برای روزنامه‌نگاران ایجاد شد این موضوع، به موضوعی ملی و بین‌المللی تبدیل شد در صورتی که اگر خبرنگاران و مسئولان به هم اعتماد متقابل داشتند و به یکدیگر کمک می‌کردند این موضوع در همان سطح محلی محدود می‌شد و باید بدانیم که نباید موضوعات محلی به بحران‌های ملی و بین‌المللی تبدیل شود

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...