رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۱ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 20 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۵ - ۲۲:۳۶
  • کد خبر : 992
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : اشعار من زبان حال مردم است
باباحاجیانی شاعر و نقاش سنندجی:

اشعار من زبان حال مردم است

شعری که قاعده و قافیه و ردیف و وزن نداشته باشد هرچند دلنشین و زیبا و با محتوا باشد در ذهن و یاد مردم باقی نمی‌ماند و خیلی زود فراموش می‌شود ازاین‌رو من سعی کرده‌ام در اشعارم اولاً با زبان مردم و از دل مردم سخن بگویم.

اشاره: نادر باباحاجیانی طبعی لطیف دارد و می‌توان لطافت طبعش را در تابلوهای نقاشی و اشعار وی به‌وضوح دید. او اگرچه کار هنری را با نقاشی شروع کرده است اما در سرودن اشعار عمدتاً عاطفی و عاشقانه نیز مهارت خاصی دارد. خود می گوید چه در زمینه نقاشی و یا سرودن شعر هیچ استادی نداشته و آنچه تا کنون از وی برجای‌مانده موهبتی خدادادی و حاصل عشق و علاقه‌اش به کار هنری و ناشی ار حب وطن و زادگاهش سنندج بوده است.
او اگرچه مقیم تهران است اما مانند همه همشهریان خود دل درگرو آبیدر دارد و می‌توان جلوه‌هایی از این دل‌بستگی و شیدایی را در اشعارش به‌وضوح دید. نادر باباحاجیانی بهار امسال پنجمین نمایشگاه نقاشی و آثار مکتوب خود را در نگارخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی سنندج برپا کرد و از اینکه با همشهریانش چند روزی را گذرانده است مسرور و خوشحال است.
هنرمند سنندجی متولد آبان ماه سال ۱۳۳۳ شمسی است، تحصیلات خود را در این شهر تا پایان دوره دبیرستان به انجام رساند و در رشته مدیریت بازرگانی در دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شده است.
باباحاجیانی عضو انجمن نقاشان حرفه‌ای ایران است و از سوی این انجمن نشان نقره نیز به وی اعطاشده است. وی دوران خدمت اداری خود را در سازمان گمرک گذرانده است و سال‌ها در این سازمان مدیریت کرده است به همین سبب می‌توان او را ازجمله هنرمندان نادری دانست که هنر نقاشی، شعر و مدیریت را تواما باهم تجربه کرده است. ازاین‌رو می‌توان وی را انسانی کامل و گنجینه‌ای از هنر و تجربه و سرمایه‌ای اجتماعی دانست که می‌تواند برای نسل جدید الگو باشد. همین رمضان گذشته بود که به همراه دوست مشترکمان هنرمند خلاق و نقاش خوش‌ذوق سنندجی ناصر نجفی سرزده به دفتر هفته‌نامه آمدند و فرصتی دست داد تا با وی به گفت‌وگو بنشینیم.

سارا الله‌مرادی

از فعالیت‌های هنری خود بگویید؟
– یادم می‌آید زمانی که در دوران نوجوانی به سر می‌بردم، تصویری از حضرت مریم (س) را که حضرت عیسی (ع) در آغوش داشت ، دیدم و بسیار پسندیدم و بلافاصله ، برگه‌ کاغذی را آوردم و روی آن تصویر قراردادم و دقیقاً شبیه به آن تصویر را کپی کرده و کشیدم؛ نقاشی را شب نزد پدرم بردم و او و مهمان‌هایی که در خانه ما بودند بسیار من را تحسین کردند، بعدازآن با خود فکر کردم اگر کسی از من بخواهد که یک نقاشی دیگر بکشم ،نخواهم توانست و آبرویم را در خطر دیدم ، زیرا در حقیقت آن تصویر را با تقلب کشیده بودم؛ همین مسئله انگیزه‌ای برای من شد تا طراحی و نقاشی را آغاز کنم و آن تقلب،برای من آغاز نقاشی بود.
در چه سبک نقاشی‌ می‌کشید؟
نقاشی‌های من به شیوه سبک رئال است و ابتدا با طراحی، نقاشی را شروع و سپس با سیاه‌قلم، دوده، پاستیل، آکریلیک و رنگ و روغن ادامه دادم و البته ۹۰ درصد آثارم را با رنگ‌روغن کارکرده ام .
من معتقدم که خداوند از تمامی صفات نیکوی خود، به بندگانش ذره‌ای را عطا کرده است و در روایات نیز داریم ک «ان‌الله جمیل و یحب‌الجمال» یعنی خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد، پس به همین دلیل از صفت زیباپسندی خود نیز شمه‌ای را در وجود انسان‌ها قرار داده است؛ من هم در همین راستا کار نقاشی را کار زیبایی می‌دانم و آن را با عشق و علاقه در کنار سایر کارهای روزمره‌ام دنبال کرده‌ام.
تاکنون چندین تابلو نقاشی کشیده‌اید؟
تاکنون ۲۵۰ تابلو کشیده‌ام و شاید به همین میزان نیز برای دیگران کشیده باشم و در نمایشگاه اخیر نیز ۵۰ اثر را به معرض نماش گذاشتم که با استقبال همشهریانم روبرو شد.
از اشعار و کتاب‌های شعرتان بگویید و تاکنون چند اثر مکتوب را چاپ کرده‌اید؟
۲۶ سال پیش زمانی که مدیر گمرک بندرلنگه بودم، شبی برای خوردن سحری از خواب بیدار شدم، بعد از خواندن نماز صبح هر کاری کردم خوابم نبرد، انگار ندایی درونی به من می‌گفت که برخیز و شعر بگو، بعد از نیم‌ساعت کلنجار رفتن با این ندای درونی، به داخل اتاقی رفتم و قلم و کاغذی را آماده کردم و نوشتم و آن نوشتنها اولین شعر من شد با عنوان «ذکر معبود» که ۲۱ بیت شامل اسماءالحسنی خداوند بود و این آغاز کار من درزمینه شعر بود.
شعرهایتان بیشتر در رابطه با چه موضوعاتی است؟
از نظر من، شعر سرودن، بازی با کلمات است در قالب وزن و با استفاده از قافیه و استفاده صحیح از ردیف و سایر صنایع شعری. اگر حافظ و سعدی توانستند در کانون توجه همگان قرار گیرند و امروز نیز اشعارشان ورد زبان‌هاست به خاطر برخورداری اشعارشان از اصول و قواعد شعری است. متأسفانه این اصول و قواعد امروز از سوی بسیاری از شاعران نادیده گرفته می‌شود. شعری که قاعده و قافیه و ردیف و وزن نداشته باشد هرچند دلنشین و زیبا و با محتوا باشد در ذهن و یاد مردم باقی نمی‌ماند و خیلی زود فراموش می‌شود ازاین‌رو من سعی کرده‌ام در اشعارم اولاً با زبان مردم و از دل مردم سخن بگویم و در ثانی از یک نظم و قاعده کلی پیروی کنم. به همین جهت، شعرهای من بیشتر موضوعات عاشقانه، عاطفی و احساسی را دربر می‌گیرد و تماماً کلاسیک بوده و در قالب غزل، قصیده، مثنوی و رباعی و دیگر قالب‌ها سروده شده‌اند.
چه توصیه‌ای برای جوانان علاقه‌مند به هنر دارید؟
من مخالف سرسخت اتلاف وقت هستم و به همین دلیل فکر میکنم اگر تاکنون وقتم را بیهوده گذرانده بودم نمی‌توانستم چندین کتاب بنویسم و یا این تعداد نقاشی را بکشم، من بسیار دیده ام که بسیاری از جوانان وقتی متأهل می‌شوند کار هنری را کنار می‌گذارند درحالی‌که پرداختن و ادامه دادن کار هنری، روح انسان را پرورش می‌دهد و نه‌تنها مانع کار نیست بلکه می‌تواند در صورت نیاز، کمک‌خرجی برای زوجین جوان نیز باشد. به جوانان نیز توصیه می‌کنم که دوران جوانی خود را غنیمت شمارند و بیهوده وقت خود را تلف نکنند و اوقات فراغت خود را به کارهای هنری و فعالیت‌های فرهنگی بپردازند.
تاکنون چند کتاب از شما به چاپ رسیده است؟
چهارکتاب بنده با عنوان‌های «کلمه به کلمه با قرآن» (فرهنگ لغات قرآنی)، «دیوان دیوانه» (مجموعه شعر فارسی)، «چهارده بدر» (شعر فارسی – در قالب قصیده ،مثنوی و غزل و دوبیتی ) و «ع ش ق» (شعر کردی) به چاپ رسیده است و یک اثر دیگر کردی بنام «من و تاقه‌دار» در دست چاپ دارم.
چند نمایشگاه از کارهای خود را برپا کرده‌اید؟
تاکنون ۱۳ نمایشگاه را برپا کرده‌ام که شش نمایشگاه در تهران و ۵ نمایشگاه در شهر سنندج ازجمله این نمایشگاه‌ها بوده است.
از خانواده شما نیز کسی هنر را دنبال کرده است؟
بله پسرهایم هیوا، پویا و پوریا اهل هنر و شیفته‌ی موسیقی هستند و از «هیوا» پسر بزرگم کتاب شعر کوردی با عنوان «کژال و شمال» به چاپ رسیده است. من و فرزندانم بااینکه سال‌ها دور از زادگاهمان زندگی کرده‌ایم، اما هرگز این غربت و دوری باعث نشده که علاقه‌مان نسبت به زبان مادریمان کم شود بلکه بیشتر نیز شده است. لازم است راجع به زبان مادری نکته‌ای را هم عرض کنم. وقتی ما می‌گوییم زبان مادری یعنی همان زبانی که از دوران کودکی یاد گرفته‌ایم و در خانه و مدرسه و کوچه و بازار و محل کار با آن تکلم می‌کنیم متأسفانه به نام زبان مادری، امروز بعضی از مجریان صداوسیما با ادبیاتی حرف می‌زنند که بسیاری از واژه‌های آن برای بنده و امثال بنده، قابل فهم نیست. البته منکر زبان مشترک و یکسان کوردی نیستم اما زبان مجریان شبکه کردستان برای غالب مردم کردستان نامانوس و نامفهوم است و از گردانندگان رسانه ملی انتظار داریم که با زبان مادری و گویش سنندجی برنامه‌ها را پخش کنند. متأسفانه این ادبیات وارد شعر شاعران نیز شده است. در شعر برخی از شاعران واژه‌هایی به کار می‌رود که خود از معنی بیشتر آن واژه ها عاجزند.
در حال حاضر مشغول چه فعالیتی هستید؟
بنده در حال حاضر در شهر تهران ساکن هستم و به‌صورت خصوصی به هنرجویان علاقمند، نقاشی را آموزش می‌دهم.
اگر در پایان، صحبتی دارید، بفرمایید؟
از دولت، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مسئولان و متولیان فرهنگی و هنری درخواست دارم که بیشتر از این به هنر و هنرمندان بها داده و از آن‌ها حمایت کنند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...