مقالات
کد خبر : 3202
دوشنبه - ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۵

حسن روحانی و عذر بدتر از گناه

حسن روحانی روز سه‌شنبه در نطق معرفی کابینه‌ی خود به مجلس شورای اسلامی گفت که در انتخاب وزرا تحت فشار هیچ جریان و جناحی نبوده و بر اساس روال مرسوم دوره‌های گذشته وزرایش را انتخاب کرده است.
این گفته‌ی روحانی را می‌توان از دو منظر راستی‌آزمایی و تحلیل کرد:
۱. فرض اول این است که آقای روحانی راست گفته‌اند و در انتخاب وزرا تحت فشار نبوده ‌است. در این صورت باید پرسید چرا علی‌رغم رأی بالا و تعیین کننده‌ی اقلیت‌های قومی و مذهبی از جمله کردها و اهل سنت در هر دو دوره‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری به ایشان و تأکید و اصرارشان بر استفاده از نیروهای قومی و مذهبی در دولت و گله و شکایت از دولت‌های قبل به خاطر نادیده‌انگاری آن‌ها و همچنین اقرارشان به وجود نیروهای شایسته و توانمند در میان اقلیت‌های یادشده، حاضر نشدند هیچ‌کدام از وزارتخانه‌های دولت خود را به کردها و اهل سنت بسپارند؟ آیا همه‌ی وزرای دولت کریمه‌ی ایشان که اتفاقاً بیشترشان سهم جریان‌ها و گروه‌های خاص قدرت هستند از همه‌ی نیروها و نخبه‌های قومی و مذهبی ارجح‌تر و شایسته‌ترند؟ آیا بر این اساس نمی‌توان نتیجه گرفت که در بیان شعارها و برنامه‌های خود و سخن گفتن از ضرورت رفع تبعیض و نابرابری در جامعه، صادق نبوده و به مردم دروغ گفته‌اند؟ ما گمان می‌کردیم که ایشان برای تحقق وعده‌‌های خود به اقلیت‌های قومی و مذهبی تلاش کرده‌اند اما به دلیل فشارها موفق نشده‌اند ولی اکنون می‌گویند کسی مداخله نکرده است. آیا این عذر بدتر از گناه نیست؟
۲. فرض دوم این است که آقای رییس‌جمهور برای انتخاب وزرای دولت و عدم استفاده از اقلیت‌های قومی و مذهبی واقعا تحت فشار بوده و برای حفظ برخی ظواهر و مصلحت‌ها در مجلس گفته‌اند که فشاری در کار نبوده است. در این صورت چطور انتظار دارند اقلیت‌های قومی و مذهبی، به طور هم‌زمان تبعیض ساختاری و فشار وارد شده از یک سو و همچنین توجیه صورت گرفته توسط ایشان را از سوی دیگر، یکجا باور کرده و درک و درونی نمایند؟ آیا چنین مصلحت‌ها و پنهان‌کاری‌هایی تنها به معنی پیچیده شدن هر چه بیشتر ماهیت تبعیض در میان نهادهای انتصابی و انتخابی قدرت نیست؟ آیا حفظ برخی مصلحت‌های ظاهری و اغلب بی‌ارزش از حفظ حقوق و اعتماد چند میلیون رأی دهنده‌ی ایرانی به ایشان و جریان سیاسی‌ متبوع‌شان واجب‌تر است؟ آیا چنین رفتارهای متناقضی که منجر به بی‌اعتمادی هرچه بیشتر می‌شود در آینده نتایج زیان‌باری برای جریان اصلاح و اعتدال و همچنین حاکمیت به دنبال نخواهد داشت؟
ظاهراً آقای روحانی به شیوه‌ی گفتمانی و جریانی به عرصه‌ی سیاست نمی‌نگرند و فقط تلاش می‌کنند دوران ریاست‌جمهوری خود را فارغ‌البال به پایان برسانند. برای ایشان مهم نیست که از رهگذر چنین رفتارهای متناقضی، چه هزینه‌هایی به جریان متبوع‌شان تحمیل می‌شود. باید بدانند که «توجیه و مصلحت‌گرایی» و «تبعیض و نادیده‌انگاری»، چوب دو سر طلایی است که مطمئناً اصلاح‌طلبان و میانه‌روهای هم‌راهشان را تا مدت‌ها آزار خواهد داد. البته لازم به یادآوری است که من بر اساس نگاه سهم‌خواهانه به ایشان رأی نداده‌ام و اگر یکبار دیگر نیز انتخابات با همان مختصات قبلی تکرار شود برای بهبود فضای سیاسی و فرهنگی حاکم بر کشور و نفس کشیدن نسبتاً راحت‌تر مردم به ایشان رأی می‌دهم. اما این شیوه‌ی مشارکت مطمئناً انتقادی و اعتراضی است نه بی قید و شرط. باید بگویم موضع وزیر کشور آقای روحانی (به عنوان سهم یک جریان سیاسی کوچک از دولت) که هنگام معرفی استاندار غیربومی در استان کردستان از به حجت نرسیدن خود برای پیدا کردن یک شخصیت بومی شایسته سخن گفته بود بسیار از موضع و رفتار کنونی رییس‌جمهور صادقانه‌تر است. ما آن زمان نیز به سخن وزیر کشور واکنش نشان دادیم که بخشی از آن در اینجا نیز ارزش تکرار دارد که اگرچه جوانان و نخبگان کردستان به دلیل برخی فشارها و اعمال سلیقه‌های غیرقانونی و غیراخلاقی همواره از عرصه‌ی مدیریت و قدرت دور نگه داشته شده‌اند اما خوشبختانه پاک نیز مانده‌اند و مانند بسیاری از مدیران کشور به مردم دروغ نگفته‌اند، در نابود کردن سرمایه‌های صدها میلیاردی این ملت نقش نداشته‌اند، اختلاس‌های سه هزار میلیارد تومانی در کارنامه ندارند، حقوق‌های نجومی دریافت نکرده‌اند، به غارت اموال عمومی در تأمین‌اجتماعی‌ها، بیمه‌ها و گردشگری‌ها نپرداخته‌اند، نهادهای مدنی را سرکوب نکرده‌اند و روزنامه‌ها را به تعطیلی نکشانده‌اند. به همین دلیل نیز وجدانشان آسوده است و در پیشگاه خدا و مردم‌شان سربلنداند.

فرهاد امین پور، روزنامه‌نگار